بایگاه شیطان . . . بقلم فاطمه رضوی

همان پیامبری كه تو پیوسته صفات او را از تورات و انجیل بر ما می‌خواندی و بر‌ظهور او مژده می‌دادی به شهر ما آمده است. او می‌گوید: به دین او كه كامل‌ترین دینهاست و به او كه آخرین پیامبران است، ایمان آوریم تا رستگار شویم. 

جمع زیادی دور ابو‌عامر راهب حلقه زده بودند و به سخنان او گوش می‌دادند. او كه در علم تورات و انجیل، مهارتی تمام داشت، برای آنان از قصص انبیا می‌گفت. و همواره این مسأله را تأكید می‌كرد كه: بزودی پیامبری ظهور خواهد كرد كه خاتم الانبیا است. روزی هنگامی كه در حال سخن گفتن برای مردم بود، همهمه‌ای شنیده شد. چند تن از مجلس بر‌خاستند تا ببینند چه خبر است و این همه سر و صدا برای چیست؟ كم‌كم مجلس خلوت شد. ابو عامر پرسید: بیرون چه خبر است؟

همان پیامبری كه تو پیوسته صفات او را از تورات و انجیل بر ما می‌خواندی و بر‌ظهور او مژده می‌دادی به شهر ما آمده است. او می‌گوید: به دین او كه كامل‌ترین دینهاست و به او كه آخرین پیامبران است، ایمان آوریم تا رستگار شویم.

روزها گذشت. عده‌ای كه همواره پای صحبت‌های ابو‌عامر راهب می‌نشستند، اینك مجذوب سخنان پیامبر اسلام‌(ص) و شیفته جمال و كمال وی شده بودند. دیگر كسی متوجه ابو‌عامر نبود. شعله رشك و حسد تمام وجود ابو‌عامر را فرا گرفته بود. او تحمّل این بی‌اعتنایی‌ها را نداشت. او كه روزی مورد توجه تمام مردم بود، ناگهان اطرافش را خالی دید. این حسادت او را به مرز جنون كشاند. او كه خود به آمدن خاتم پیامبران بشارت می‌داد، حال از هیچ كار‌شكنی و تحریك علیه او فرو‌گذار نبود. اكنون قسمتی از نقشه‌های جنگ علیه مسلمانان را طراحی و رهبری می‌نمود.

اسلام قدرت گرفته بود و حضرت رسول ‌(ص) چهره‌ای بود كه روز به روز، مردم بیشتری مجذوب او شده، دین اسلام را می‌پذیرفتند. ابو‌عامر با جمعی از منافقان جلسه‌ای ترتیب دادند تا چاره‌ای بیندیشند.

ـ محمد همه را مسحور خود كرده، چه كنیم؟

ـ بهتر است مركزی را در مدینه بسازیم تا من در آنجا با داستان سرایی، مردم را مشغول كنم و همچنین كانون فعالیت‌های ما بر ضد مسلمانان باشد.

ـ‌اما، ساختن چنین مركزی در مدینه، به نام دشمنان اسلام امكان‌پذیر نیست.

روز‌به روز مردم بیشتری به او می‌پیوندند و دین جدید را می‌پذیرند، پس چه كنیم؟

ـ‌بهتر است زیر نقاب مسجد و به‌عنوان كمك به بیماران و سالمندان، این برنامه را عملی سازیم.

ـ‌بله، این بهترین راه است، اما این مسأله را فعلاً پنهان دارید.

جاهلان نمی‌دانستند كه خداوند به احوال و نیات آنان بینا و شنواست.

در مسجدی كه شالوده و اساسش از روز نخست بر كفر و نفاق و بی‌دینی و تفرقه باشد، نماز مگزار. بنیانگذاران این مسجد (مسجد ضرار) جز ضرر به اسلام و مسلمانان، قصد دیگری ندارند. این مكان بنایش بر آتش دوزخ است؛ یعنی همان‌ طور كه بنایی در كنار جویی، در آب فرو می‌ریزد. همچنان بنای اینان در آتش دوزخ سقوط كرده و فرو‌می‌ریزد.» (سوره‌ی توبه، آیه‌های 108 و109)

پیامبر اكرم (ص) عازم تبوك بود. گروهی از منافقان نزد پیامبر (ص) آمدند و عرض كردند: یا رسول‌اللّه! به ما اجازه بدهید، مسجدی در میان قبیله بنی‌سالم، نزدیك مسجد قبا بسازیم تا افراد ناتوان و بیمار و پیرمردان از كار افتاده، در آن نماز بگزارند و همچنین در شبهای بارانی كه گروهی از مردم توانایی آمدن به مسجد قبا را ندارند، فریضه دینی خود را آنجا انجام دهند. پیامبر (ص) به آنها اجازه داد.

آنان بسرعت مسجد را بنا كردند و از ایشان خواستند تا شخصاً بیایند و در آنجا نماز بگزارند. پیامبر (ص) فرمودند: فعلاً عازم سفر هستم. هنگام بازگشت به خواست خدا به آن مسجد آمده، در آن نماز می‌گزارم.

هنگامی كه حضرت محمّد ‌(ص) از سفر بازگشتند، باز نزد ایشان آمده و گفتند: اكنون تقاضا داریم به مسجد ما بیایید و در آن نماز بگزارید و از خدا بخواهید به ما بركت دهد.

ناگهان آثار نزول وحی بر‌پیامبر (ص) ظاهر شد. پیك وحی، آیاتی را از سوی رب العالمین آورده بود:

«لا‌تَقُم فیهِ أبَداً لَمَسجِدٍٍ اُسّسَ علی التّقوی مِن أولِ یومٍ أحَقّ أن تَقُومَ فِیه فیهِ رِجال? یحِبّونَ أن یتَطَهّرُوا وَاللّهُ یحِبُّ المُطّهّرِینِ. أفَمَن أسّسَ بُنیانَهُ علی تَقوی مِن اللّهٍ ورِضوانٍ خَیر? أم منَ أسّسَ بُنیانَهُ علی شَفَا جُرُفٍ هارٍ فَانهارَ بِهِ فِی نارِ جَهَنّمَ واللّهُ لا‌یهدِی القَومَ الظّالِمِینَ؛

در مسجدی كه شالوده و اساسش از روز نخست بر كفر و نفاق و بی‌دینی و تفرقه باشد، نماز مگزار. بنیانگذاران این مسجد (مسجد ضرار) جز ضرر به اسلام و مسلمانان، قصد دیگری ندارند. این مكان بنایش بر آتش دوزخ است؛ یعنی همان‌طور كه بنایی در كنار جویی، در آب فرو می‌ریزد. همچنان بنای اینان در آتش دوزخ سقوط كرده و فرو‌می‌ریزد.» (سوره‌ی توبه، آیه‌های 108 و109)

ـ‌خانه شیطان را بسوزانید! آن را ویران سازید!

از بنای مسجد جدید، آتش و دود به هوا بر‌می‌خاست. همه به آن‌سو می‌دویدند.

ـ‌چه كسی مسجد را به آتش كشید؟ چه كسی چنین گناه بزرگی را مرتكب شده؟

ـ‌چه كسی جرأت كرده خانه خدا را مورد اهانت قرار دهد؟‌

ـ‌ساكت باشید! این كار به دستور پیامبر‌اكرم(ص)، بر‌اساس وحی خداوند انجام گرفته، شما به حكمت آن آگاه نیستید، متفرق شوید.

«والّذِینَ اتّخَذُوا مَسجِدَاً ضِِراراً وكُفراً وتَفرِیقَاً بَینَ المُؤمِنِین وَإرصاداً لِمَن حَارَبَ اللّهَ وَرسُولَهُ مِن قَبل…؛

و آنهایی كه مسجدی اختیار كردند كه مایه‌ی كفر و پراكندگی و میان مؤمنان است و [نیز] كمینگاهی است برای كسی كه قبلاً با خدا و پیامبر او به جنگ برخاسته بود…».(سوره‌ی توبه، آیه‌ی 107)

مسجدی را كه مشتی ستمگر آن را بنا كرده‌اند، باید خراب شود و مركزی را كه به قصد تقویت كفر و نفاق و گمراه كردن مردم از راه راست بنا می‌شود، باید ویران ساخت. مكانی كه می‌خواهد پایگاه نفاق و محلی برای تجمع افرادی باشد كه می‌خواهند با خدا و با رسولش بجنگند و علیه آنها توطئه كنند، باید مزبله شود.

ـ آنان به ظاهر قصد خیر داشتند و به فكر ناتوانان و مستمندان بودند و….

«ولَیحلِفُنّ إن أردنا إلاّ الحُسنی واللّهُ یشهَدُ إنّهم لكاذبون؛ آنان قسم می‌خورند كه ما اراده خیر داریم، اما خداوندی كه از اسرار درون همه آگاه است، گواهی می‌دهد كه به‌طور مسلم آنها دروغ می‌گویند».(سوره‌ی توبه، آیه‌ی108)

سرانجام مسجد ضرار و كانون تفرقه و نفاق، به فرمان خداوند حكیم ویران شد و نیرنگ منافقان بر‌ملا گردید و نتوانستند به نیت پلیدشان جامه عمل بپوشانند. این درس بزرگی برای مسلمانان بود كه در هیچ عصر و دوره‌ای نباید ظاهر‌بین باشند. باید آن‌قدر زیرك باشند كه نفاق و منافق را در هر لباسی تشخیص دهند، حتی اگر در لباس دین و طرفداری از قرآن و مسجد باشد. قطعاً ارزش هر عملی به نیت عمل كننده بستگی دارد. و عاقبت ابو‌عامر راهب نیز تاب نیاورد و در شعله‌های رشك و حسادت سوخت و در شهر شام، غریب و تنها به جهنم واصل گردید. «واللّه لا‌یهدی القوم الظالمین»؛ وخداوند گروه بیدادگران را هدایت نمی‌گند». (سوره‌ی توبه، آیه‌ی 109)

 

چشم چرانی. . .

چشم چرانی یک بیماری و عادت ناپسند اجتماعی است که بعضی از افراد به دلایل مختلف بدان مبتلا هستند. نگاه خیره و شهوت آلود به نامحرم با انگیزه لذت طلبی جنسی و تحریک شدن غریزه و میل جنسی را چشم چرانی تعریف کرده اند.

طبق بررسیهای روانشناختی، هر وقت چشم چرانی به یک عادت مزمن تبدیل شود و حداقل به مدت شش ماه تداوم یابد، بایستی دیگر آن را یک بیماری روانی و جنسی دانست. چشم چرانی نقطه مقابل بیماری خودنمایی است. فرد خودنما، از قرار گرفتن در معرض دید دیگران کسب لذت می کند اما چشم چران از تماشا و نگاه به دیگران لذت می برد.

تحقیقات نشان داده است تفاوت در آستانه تحریک جنس مونث و مذکر موجب شده که خودنمایی در زنها به نسبت بیشتری دیده شود، این در حالی است که بیماری چشم چرانی در مردها بیشتر شایع است.

دکتر میثم محمدی روانشناس در گفتگو با "دی نا" چشم چرانی را را یک نوع انحراف روانی عنوان کرد و مهمترین عامل بروز چشم‌ چرانی در مردان را حس خودنمایی زنان دانست.


چشم چرانی چیست؟
چشم چرانی یا "ویریسم" واژه ای فرانسوی است، گرفته شده از "ویر" به معنای "تماشاگر". این اختلال از لحاظ جسمی برای فرد چشم چران مضر نیست اما برای قربانی آن ناراحت کننده است. فرد چشم چران دارای تکانه ای غیر قابل کنترل برای دید زدن دیگران و معمولا غریبه ها به طور دزدانه دارد. چنین فردی کشش تکرار شونده ای را برای مشاهده کردن دیگران از درون پنجره ها، پارکها، اماکن خاص مانند حمامها ، استخر و.. دارد. حتما در اخبار و روزنامه ها با مطالبی در مورد نصب دوربینهای مخفی در اطاقهای پرو، سالنهای آرایش زنانه، باشگاههای ورزشی و.. مواجه شده اید. افرادی که مرتکب این اعمال غیر اخلاقی می شوند عمدتا دچار این اختلال هستند. چشم چرانها عموما مرد هستند و معمولا خود را مخفی نگه می دارند.


چشم چرانی از نظر روانشناسان

دکتر محمدی چشم چرانی را سرآغاز بیماریها و اختلالات جوانان دانست و گفت: برمبنای تجربه ای علمی هرگاه این انحراف در کسی به وجود آید ، قابل توقف نخواهد بود و هر لحظه بر میزان آن افزوده خواهد شد . فرد چشم چران ، هرگز با چند ساعت چشم چرانی در روز ، قانع نمی شود و این حالت به تدریج در او افزایش می یابد و به جایی می رسد که می خواهد از هر تصویر و عکسی که می بیند لذت جنسی ببرد و ادامه این حالت باعث به وجود آمدن اختلالات روانی شدیدی در فرد می شود .

عادتا اکثر بیماریهای روانی جوانان از همین رهگذر آغاز می شود . چشم می بیند ، دل می خواهد و قلب برای به دست آوردن خواسته خود به تکاپو می افتد . مغز به عنوان فرمانروای بدن، بدون توجه به عقل ، تمام اعضای بدن را وارد به فعالیت نموده و روح را تحت سلطه خود قرار می دهد. چون جسم راه به جایی نمی برد ، روح فشارهایی وارد می کند و این فشارها عامل ایجاد عقده های روحی – روانی می شود . در نتیجه جوان که روحش متزلزل شده و فکرش منحرف است به اعمال غیر انسانی روی می آورد.


علل بروز اختلال چشم چرانی از منظر جامعه شناختی

چشم، از مهمترین اعضای بدن است که می تواند وقایع، زیبایی ها و زشتی های طبیعت را در ذهن تثبیت گرداند. مشاهده بعضی از وقایع و مناظر در تحریکات جنسی نقش مهمی دارد. برای مثال جوانان و نوجوانانی که در دوره کودکی شاهد رفتار زناشویی والدین خود بوده اند بسیار مستعد این اختلال هستند و یا پوشش نامناسب اعضای خانواده مانند خواهر و مادر و... در شدت یافتن این اختلال نقش بسزایی دارد.

بی توجهی والدین به تربیت صحیح و مراقبت های ویژه در دوران کودکی، در بروز این اختلال نقش اساسی دارد.

فقدان اعتقادات مذهبی و معنوی درونی و قوی و بی مبالاتی نسبت به ضوابط اخلاقی، دینی و اجتماعی که عمدتا والدین مسئول رشد و پرورش آن در فرزندان هستند، یکی دیگر از علل مهم بروز این اختلال به شمار می رود.

از سوی دیگر، بالا رفتن سن ازدواج که محرومیت های جنسی را برای مردان رقم می زند یکی دیگر از علل بروز این اختلال در سطح جامعه است.


مردان یک سال چشم چرانی و زنان شش ماه تحسین

براساس گزارشی که توسط یک گروه روانشناسی صورت گرفته است، مردان به طور میانگین 43 دقیقه در روز وقت خود را صرف خیره شدن به10 زن می کنند. این گزارش اضافه می کند که مردان ۲۵۹ ساعت معادل ۱۱ روز از عمرشان در ماه و در مجموع ۱۱ ماه و ۱۱ روز از عمرشان را صرف خیِره شدن به زنان میکنند. در این تحقیق روانشنسان یافته اند که زنان نیز۲۰ دقیقه از وقتشان در روز را صرف تحسین مردان می کنند. این گزارش اضافه می کند که زنان به طور متوسط ۶ ماه از عمرشان بین ۱۸ تا ۵۰ سالگی صرف تحسین مردان می کنند.

دکتر محمدی معتقد است، هنگامی که چشم چرانی به صورت یک عادت مزمن در می آید، یک بیماری روانی تلقی می شود و همان طوری که بیماری سادیسم نقطه مقابل بیماری مازوشیسم است، شهوت و بیماری چشم چرانی نیز نقطه مقابل بیماری خودنمایی است . خودنما فردی است که خود را در معرض دید دیگران قرار می دهد و چشم چران کسی است که ازتماشا ونگاه به دیگران لذت می برد. خودنمایی در زنها به نسبت بیشتری دیده می شود . در حالی که بیماری چشم چرانی در مردها بیشتر رایج است. زن ها بیشتر از لمس لذت می برند و مردها از نگاه و این مربوط به تفاوتی است که در آستانه تحریک آن ها وجود دارد.


عوامل بروز بیماری چشم چرانی از منظر روانشناختی

در مورد علل چشم چرانی نظریه های بسیاری ست که مهمترین آنها نظریه ویلهم اشتگل است.
ویلهم اشتگل، محرومیت های جنسی را عامل این بیماری دانسته و می گوید : محرومیت های جنسی باعث می شود که (لی یبدو) در اعصاب چشم متمرکز شود، با این تمرکز، بستگی عصب چشم با اعصاب جنسی توسعه یافته وشخص از چشم چرانی لذت می برد و با دیدن اندام جنس مخالف تحریک می شود.

اما بیشترین عامل بروز این بیماری در مردان حس خودنمایی در زنان است. مردان به طور طبیعی نسبت به زیبایی و اندام جنس مخالف حساس اند و زنان بد یا بی حجاب با خودنمایی در عرصه جامعه این گرایش مردان را تحریک می نمایند.

بنا بر گفته دکتر محمدی بسیاری از روانشناسان معتقدند که ریشه این‌ اختلال‌ در دوران کودکی است‌ و با حقارت‌‌های‌ آن دوران مرتبط می باشد. مردان از طریق‌ رد و بدل‌ کردن‌ نگاه‌ و خیره‌ شدن‌ به‌ زنان‌ اضطراب‌ هایشان را تسکین‌ می دهند. اما مهمترین عامل بروز چشم‌ چرانی در مردان، حس خودنمایی زنان است. مردان به طور طبیعی به زیبایی و اندام جنس مخالف علاقه مند و حساس می باشند و زنانی که با بی حجابی خود و آرایشهای کاذب، لباسهای عجیب و غریب، تنگ و نازک زینت بخش کوچه و برزن شده اند و اسرار زنانگی و جسمانی خود را در معرض دید چشمان هوس بازان قرار داده اند، زمینه ای را برای ‌ تمرین‌ قدرت‌ زیباشناختی‌ مردان فراهم کرده اند.


چشم چرانی از منظر قرآن کریم

اسلام التفات و عنایت خاصی به حفظ عفت و حیا زن و مرد از بی بند و باریها نشان داده است و علل و عوامل ایجاد آن را به شدت ممنوع کرده است. از جمله آیاتی که خداوند در آن سفارش به حفظ چشمها از نگاههای منحرف می نماید آیه ۳۰ و ۳۱ سوره نور است . خداوند در این آیات می فرماید: { قل للمؤمنین یغضو من ابصار هم و یحفضوا فروجهم ذلک ازکی ان ا… خبیر بما یصنعون * و قل للمومنات یقضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهنّ إلّا ما ظهر منها }

{ ای پیامبر ، به مردان با ایمان بگو که هنگام روبرو شدن با زنان چشمهای خود را از نگاههای آلوده به شهوت بپوشانند و فروج و اندامشان را از کارهای زشت بازدارند … * و ای رسول ، به زنان با ایمان بگو که هنگام برخورد با مردان دیدگان خود را از نگاههای آمیخته به شهوت بپوشانند و فروج اندامشان را از کارهای زشت و ناپسند باز دارند و زینت و آرایش خود را جز آنچه سهوا ظاهر می شود ، بر بیگانه آشکار نسازند }

از این آیه ها چنان برداشت می شود که خداوند متعال نگاه داشتن چشمان از مناظر شهوت انگیز را فقط مخصوص مردان نمی داند و زنان را نیز از این عمل نهی می نماید .

در این آیات پرهیز از چشم چرانی در مردان و خودآرایی و خودنمایی درزنان مورد تأکید قرارگرفته و توجه ویژه و فراوانی به رعایت پوشش مناسب خانمها و پرهیز از آشکار ساختن زیورآلاتشان مشاهده می شود؛ همچنین، در سوره احزاب نیز به خانم ها دستور می دهد: { در محاورات روزمره حالت عادی داشته و با ناز و کرشمه و طنازی صحبت نکنید و در کوچه و خیابان با بدن های نیمه عریان و لباس های بدن نما، ظاهر نشوید } ؛ چرا که اگر زنان قصد فریفتن مردان را هم نداشته باشند، با در معرض نمایش و نگاه دیگران قرار دادن بدن، زینت و لباس خود بدون اراده این کار را انجام می دهند و جوانان بوالهوس از خود بی خود شده و امنیت و آرامش زنان و دختران و حتی مردان را خدشه دار می سازند، بنا براین باید زنان بیش از مردان مواظب باشند.

بدین ترتیب می توان چنین اظهار کرد که رعایت حجاب برای زنان و مردان واجب است و موجب رشد، تعالی و ارتقاء شخصیت فردی، اجتماعی و معنوی انسان شده و در تأمین بهداشت روحی و روانی و آرامش خانواده ها و امنیت جامعه و حضور فعال اما بی دغدغه زنان و دختران در جامعه نقش به سزایی ایفا می کند.

دکتر میثم محمدی در مورد افراد مراجعه کننده به جلسات مشاوره خاطرنشان کرد: در جلسات مشاوره مشاهده شده است که شکایت همیشگی خانم‌ ها گرایش‌ همسرانشان به چشم‌ چرانی‌ است‌. گاهی این رفتار شوهر از سوی همسر به نوعی‌ تحمل‌ می‌ شود، اما گاهی‌ اوقات چشم‌ چرانی‌ به قدری آزار دهنده و به عبارتی شکنجه‌ ای‌ روحی‌ برای‌ زن‌ می شود که منجر به تعارض و مشاجرات‌ خانوادگی، گاه‌ برخورد فیزیکی‌ و سرانجام به طلاق‌ می‌ انجامد که طبیعتا دست آخر باعث ایجاد بحران در جامعه می شود.

چشم چرانی و نگاه به نامحرم، گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسی است و زمینه گرفتاری و غوطه ور شدن در دام هرزگی و فساد را فراهم می کند. نگاه های آلوده تخم نیرنگ، خیانت و شهوت را در دلهای جوانان بارور ساخته، و آنها را به فتنه، انحراف و گناه مبتلا می کند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فساد در جامعه می شود و چه بسا منجر به نادیده گرفتن تمام ارزشهای اخلاقی و اسلامی و اجتماعی می گردد.

موجودیکه نمی میرد. . .

این حیوان ممکن است تنها موجودی باشد که عمر جاودان دارد. از آن‌جایی که این عروس دریایی قادر است پس از آخرین مرحله‌ی بزرگسالی، دوباره تغییر شکل داده و به نخستین مرحله‌ی زندگی خود بازگردد، ممکن است هیچ پایان طبیعی برای طول عمر این حیوان وجود نداشته باشد.

دانشمندان می‌گویند hydrozoan jellyfish تنها حیوانی است که می تواند بارها و بارها در زمان به عقب برگردد و دوباره حالت بواسیر لحمی خود را (مرحله اول از زندگی) پیدا کند. آن‌ها می‌خواهند بفهمند چه‌طور این حیوان می‌تواند جریان سالخوردگی خود را به حالت معکوس درآورد. از آنجایی که این حیوان هیچ‌وقت نمی‌میرد، تعداد آن‌ها در اقیانوس‌ها روز به روز در حال افزایش است.


مطلبی اموزنده از ایت الله دستغیب شیرازی . . .

هر یک از ما سه بار غارت میشویم . . .

هر كدام از ما سه مرتبه غارت مي شويم

نخستين مرتبه غارت ساعت مرگ است

غارت دوم : غارت بدن در گور است

غارت سوم : غارت اعمال است در قيامت

 

و اما نخستين مرتبه غارت ساعت مرگ است كه غارت مال است حتي پيراهن بدنت را در ميآورند لخت و عريانت ميكنند . كسيكه مالي از خودش بجا گذارد يا وارثانش آن مال را در خير صرف ميكنند يا در شر – اگر آنرا در خير صرف كنند مرده بيچاره حسرت ميخورد مال را من جمع كردم زحمت كشيدم و اندوختم و از خودم بجا گذاردم ديگري بهره اش را برد اين مالي بود كه خودم ميتوانستم از آن چه بهره ها ببرم

اما اگر وارث آنرا صرف شر كند حسرتش بيشتر ميشود كه سبب معصيت ديگري نيز شده است .جز كفن چيزي از مالت بهره اي همراه خودت نمي بري غارت ميشوي .

 

جانوران گور بدن را غارت ميكنند

 

غارت دوم غارت بدن در گور است نخستين غارت در گور بچشم ميخورد كه جانوران زمين چشم را ميخورند بعد گوش و دست و پا و ساير اعضاء و جوارح است تا برسد باستخوان و اسكلت كه خاك ميشود جانوران قبر كيف مي كنند اي زنهائيكه خودنمايي ميكنيد يكهفته پس از مرگ قبرت را بشكافند معلوم ميشود چيست يك عضو سالم برايت نميگذارند ........

 

غارت اعمال در قيامت مهمتر است

 

اما غارت سوم – غارت اعمال است كه از همه مهمتر است واي اگر ذوي الحقوق و طلبكاران ترا غارت نمايند چيزي كه نداري بدهي بايد عملت را بدهي صاحبان حق اطرافت را بگيرند يكي بگويد يادت هست من گرفتار بودم از تو درخواست نمودم بمن ندادي .

نميدانم آيا اين غارت سوم چيزي از اعمال خير براي ما باقي ميگذارد چون ناچاريم از اعمال خيرمان بصاحبان حقوق بپردازيم.

حکایت

گويند كه سلطاني را بازي بود و در جوار سلطان آشيان داشت و در دست سلطان مي نشست روزي سلطان آن باز را به پروارز درآورد كه صيدي كند . آن باز چون پرواز كرد بربام پيره زني مرداري ديد آن صيد را رها كرده بر بام پيره زن بر مردار نشست و قرب سلطان و عزّت نشستن بر دست وي را از دست داده به مردار مشغول گشت . چون پيره زن آن باز را بديد و زيور و حلّي كه بر آن باز بسته بودند مشاهده نمود  گفت بي شك اين باز از سلطان است و از دست وي پريده است و از صيد چشم پوشيده و به اين مردار پيوسته و از خسيسي و نا كسي او صحبت سلطان را گذاشته بر بام من پيره زال فود آمده و سر بدين مردار فرود آورده . اكنون با ناكسان ناكسي و با خسيسان خسيسي بايد كرد . پس باز را گرفت و جواهري كه بر وي بسته بودند بگشاد و منقارش ببريد و در حجره تاريكي او را ميان آب و گل افكند . پس باز داران سلطان به طلب باز مي گشتند و وي را مي جستند . او را در خانه پيره زن در ميان آب و گل و به آن حالت ديدند . بال پر كنده و جواهر از او باز كرده و منقار بريده و تنها و بي نوا و مضطر مانده به زبان حال مي گفت :

نه هم نفسي نه همدمي نه ياري ******* مشكل دردي طرفه غمي خوش كاري

چون باز داران سلطان باز عزيز سلطان را در آن مذلت و خواري ديدند دريغ خورده و به زبان حال مي گفتند :

اي نازنين عالم عزّت در اين مقام ******* در خواري و مذلّت و خسران چه مي كني

 به نقل از کتاب حسن دل در سیر و سلوک الی الله از عارف نامی مرحوم مولی محمّد بید آبادی

شعر. . .

باز ساقی گفت تا چند انتظار؟

ای حريف لاابالی سر برآر

ای قدح پيما درآ، هويی بزن

گوی چوگانت سرم، گويی بزن

چون بموقع ساقيش در خواست کرد

 پير ميخواران ز جا قد راست کرد

زينت افزای بساط نشاتين

 سرور و سر خيل مخموران حسين

گفت آنکس را که می جويی منم

باده خواری را که می گويی منم

شرطهايش را يکايک گوش کرد

ساغر می را تمامی نوش کرد

باز گفت از اين شراب خوش گوار

ديگرت گر هست، يک ساغر بيار


خبرهای منتخب از تابناک اجتماعی

کیفیت صلوات بر پیامبر اکرم، محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم از مباحثی است که علاوه بر بیان نحوه آن در متون دینی، مورد تأکید نیز قرار گرفته و ثواب و اجر بسیاری بر‌ آن مترتب گشته است، هر چند در نحوه فرستادن صلوات بین شیعیان واهل سنت اختلاف وجود دارد ولی اصل آن مسلّم و مأجور است.

به گزارش مرکز خبر حوزه، آنچه در پی می‌خوانید نوشتاری از حضرت آیت‌الله سبحانی پیرامون نحوه صحیح فرستادن صلوات است که از متون دینی به ویژه منابع اهل سنت در این خصوص بیان شده است.

فرستادن درود بر والاترين انسان‌ها، عملي خدا پسندانه است كه خداوند، خود بر اين كار سبقت گرفته و فرشتگان و مؤمنان را فرمان داده است كه بر او درود بفرستند؛ چنان كه مي‌فرمايد:

«إِنَّ اللّهَ وَملائِكتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَبِيّ يا أَيُّها الّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَليهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً».[1]

«خدا و فرشتگان بر پيامبر (ص) درود مي‌فرستند. اي كساني كه ايمان آورديد بر او صلوات و سلام بفرستيد».

ذكر صلوات در هر زمان و در تمام حالات، امري مستحب است و آيه مباركه بدون آن كه زمان و مكان خاصي براي آن تعيين كند، به آن فرمان مي‌دهد، به خصوص زمانی كه انسان به هنگام اذان و يا خواندن قرآن نام او را بشنود يا بر زبانش جاري گردد.

كيفيت صلوات بر پيامبر(ص)، در حديث عبدالرحمان بن ابي ليلي، از كعب بن عجزه، از نبي مكرَّم اسلام وارد و در صحیح‌‌ترین كتب حديثي از نظر اهل سنت نقل شده است كه به ترجمة بخشي از آن مي‌پردازيم:

كعب بن عجزه خطاب به عبدالرحمان گفت: آماده‌اي حديثي را كه از پيامبر(ص) شنيده‌ام به عنوان هديه‌اي به تو اهدا كنم؟

عبدالرحمان: حاضر و آماده‌ام.

كعب بن عجزه گفت: به پيامبر(ص) عرض كرديم، بر شما اهل بيت(ص) چگونه درود بفرستيم، در حالي كه از كيفيت دادن سلام آگاهيم.

پيامبر اسلام(ص): بگوييد: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَعَلى آلِ‌مُحَمَّد، كَما صَلَّيْتَ عَلى إِبْراهيمَ وَعَلى آلِ إِبْراهيمَ إِنَّكَ حَميدٌ مَجِيدٌ، اللّهُمَّ بارِكْ عَلى مُحَمَّد وَعَلى آلِ مُحَمَّد كَما بارَكْتَ عَلى إِبْراهيمَ وَآلِ‌إِبْراهيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ».[2]

از اين بيان روشن مي‌شود كه در موقع فرستادن صلوات، بايد آل محمد را نيز ذكر كنيم تا صلوات كامل شود و اين كه عده‌اي امروزه در سخنراني‌ها و نوشته‌ها، تنها بر پيامبر (ص) درود مي‌فرستند و مي‌گويند: «صلّي اللّه عليه وسلم»، كاملاً بر خلاف دستور رسول خدا (ص) است.

ابن حجر هيثمي (899ـ 974) از پيامبر (ص) نقل مي‌كند كه آن حضرت فرمود:

پيامبر (ص) فرمود: «براي من درود مقطوع و بريده نفرستيد، عرض شد مقصود شما چيست؟ فرمود: نگوييد: «اللهمّ صلّ علي محمّد»، وسكوت كنيد، بلكه لازم است بگوييد: اللّهمّ صلّ علي محمّد وعلي آل محمّد.»[3]

از اين رو صلوات شيعه، صلوات كامل و با روايت صحيح بخاري كه اصح كتب حديثي اهل سنت مطابق است.

البته شايسته است كه پس از ذكر صلوات، جمله «كَما صَلَّيْتَ عَلى إِبْراهيمَ وَآلِ إِبْراهيم» گفته شود، ولي گاهي به جهت اختصار اين جمله ترك مي‌شود، چنان كه خود پيامبر(ص) در روايت دوم به آن بسنده كرد.

گذشته از اين، مي‌توان گفت جمله «كَما صَلَّيْتَ عَلي إِبْراهيمَ وَآلِ‌إِبْراهيم» جزء صلوات نيست، بلكه تعبيري است براي تعليم آن؛ يعني همان طور كه بر ابراهيم و آل او صلوات مي‌فرستيد بر محمّد و آل او نيز صلوات بفرستيد، و اين دو را از هم جدا نسازيد و شگفت آن كه در صحيحين و ديگر كتاب‌ها، نامي از صحابه به ميان نيامده، در صورتي كه اهل سنت به هنگام فرستادن درود كامل، صحابه را بر آل، عطف مي‌كنند و مي‌گويند: «وعلي آله وصحبه».


[1] . احزاب/56.

[2] . صحيح بخاري:4/118، كتاب بدء الخلق، و ج6/27 ، باب تفسير سوره احزاب، و ج7/157، كتاب الاموات.

[3] . الصواعق المحرقه، 146.


=========اعزام حج عمره

800‌ هزار زائر بیت الله الحرام در دور جدید تشرف به عمره مفرده از16بهمن راهی سرزمین وحی می‌شوند.


به گزارش واحد مرکزی خبر ، رئیس سازمان حج و زیارت گفت: این مرحله از اعزام عمره‌گزاران ایرانی در یک دوره6ماهه تا قبل از ماه رمضان سال آینده انجام می‌شود که آخرین گروه از این زائران دهه دوم رمضان از عربستان باز می‌گردند.

علی لیالی افزود: دارندگان فیش عمره از بانک ملی مربوط به سال‌های63، 76 و 82 تا پنجم فروردین1386که تاکنون به هر علتی مشرف نشده‌اند، دارندگان اسناد بعد از این تاریخ چنانچه با مجوز دفاتر حج و زیارت استانی، صادر و ظهرنویسی شده باشد و دارندگان اولویت‌های یک تا180بانک ملت که در ثبت‌نام عمومی سال 1387 شرکت کرده اند و کارت ثبت‌نام دارای اعتبار در دست دارند، واجد شرایط تشرف به عمره در این دوره هستند.

وی اضافه کرد: افراد واجد شرایط در استان‌های اردبیل، آذربایجان غربی، خراسان شمالی و جنوبی، خوزستان، زنجان، سمنان، فارس، قزوین، قم، کاشان، کرمان، کرمانشاه، گلستان، مرکزی، هرمزگان، همدان و یزد، از چهارشنبه22دی می‌توانند با مراجعه به هر یک از دفاتر خدمات زیارتی تحت پوشش سازمان حج و زیارت، گروه و تاریخ پرواز مورد نظر خود برای تشرف به عمره را انتخاب کنند.

رییس سازمان حج و زیارت همچنین گفت: ثبت نام متقاضیان واجد شرایط در تهران و کرج از جمعه24دی آغاز می‌شود و در نهایت ثبت‌نام از افراد دارای اولویت تشرف از یکشنبه26دی‌ در بقیه استان‌ها صورت می‌پذیرد.

وی به دو ردیف اقامتی برای تشرف به عمره مفرده اشاره کرد و افزود: متوسط اقامت عمده زائران ایرانی12روز خواهد بود و برای دانشجویان و دانش‌آموزان و بخشی از زائران عادی نیز اقامت10‌روزه در سفر عمره طراحی شده است.

لیالی اضافه کرد: اعزام مسئولان و کارگزاران عمره نیز طبق برنامه در فاصله زمانی5تا10بهمن انجام می‌شود تا‌ آمادگی لازم برای حضور عمره‌گزاران را ایجاد کنند.

وی با بیان این که هم‌اکنون حدود2میلیون و700 هزار نفر فیش عمره دارند، گفت: عملیات اعزام اولویت‌های باقی‌مانده در سال91 و بخشی هم تا سال92 انجام می‌شود.

رییس سازمان حج و زیارت درباره ثبت‌نام جدید برای تشرف به عمره نیز گفت: طبق برنامه‌ریزی دور جدید ثبت‌نام عمره مفرده، نیمه دوم سال 90 صورت می‌پذیرد که عملیات اعزام متقاضیان آن از سال 92 آغاز می‌شود.

بنابر اعلام سازمان حج و زیارت، چنانچه در مهلت مقرر واجدان شرایط برای ثبت‌نام و تکمیل ظرفیت‌های پروازی مراجعه نکنند، سازمان حج و زیارت با دعوت از اولویت‌های بعدی، ظرفیت گروه‌ها را تکمیل خواهد کرد.


 

یک داستان دزد ی که به باغ هاشمی رفسنجانی امده بود . . .

نویسندهٔ وبلاگ «درویشی نشسته بر پوست پلنگ» در مطلبی نوشت:

مطلبی دیدم از مرحوم مطهری ،درباره ی یک مساله ی مبتلا به جامعه.خاطره ی جالبی هم داشت .
این هم عبارت شهید مطهری است:

"….خلاصه آنچه در آنجاها گفته ایم این است میان عادت و طبیعت وجه مشترک وجود دارد و وجوه امتیاز . وجه مشترک این است که عادت نیز مانند طبیعت ،تمایل و لذت به وجود می آورد به طوری که ترک آن رنج آور است.درحدیث هست که برای آزمایش نیکی مردم به طول رکوع و سجود آنها نگاه نکنند زیرا آن عادت است،اگر نکند ناراحت می شود،بل که خوبی مردم را از طریق راستی و امانت آنها بسنجید.

لهذا می بینیم افرادی را که نهایت شقاوت را در مواردی انجام می دهند و در عین حال مستحبات مخصوصی را که به آنها عادت کرده اند ترک نمی کنند.

آقای هاشمی می گفت:”ما دزدی را در باغ پسته ی خودمان گرفتیم و او ضمن التماس می گفت خواهش می کنم ولم کنید که جلسه ی قرآن دیر می شود‍!”

یادداشت های شهید مطهری جلد ۸ صفحه ۲۷۳

فرش تارعنکبوتی

این فرش از تار نوع خاصی از عنکبوت بافته شده که تارهای طلایی دارد.

بافت این فرش در مدت ۴ سال و با هزینه نیم میلیون دلار در آفریقا انجام شده و هم اکنون در موزه نیویورک به نمایش درآمده است.

http://files.tabnak.com/pics/201101/201101051102114945.jpg

من قتل عصفورا . . .

هر که گنجشکی را بکشد روز قیامت نزد خدا شکایت میکند  که چرا بی علت مرا کشته است --حدیث نبوی =====================
شهروندان ایالت ارکانزاس آمریکا شاهد بروز یک اتفاق بی سابقه بودند.

به گزارش خبرنگار «تابناک اجتماعی»، سقوط بیش از هزار پرنده مرده از آسمان موجب شگفتی مردم این منطقه از جنوب ایالات متحده شد.

بنابر این گزارش، با توجه به مرگ این پرندگان پیش از سقوط، محققان و کارشناسان زیست محیطی منطقه به دنبال کشف علت مرگ همزمان این تعداد پرنده آن هم در یک منطقه شده اند.


به گفته کارشناسان گرچه این گونه مرگ پرندگان ولی نه به این وسعت و تعداد، اما پیش از این نیز تحقیق کارشناسان و محققان نتیجه ای در بر نداشته است.

گمانه زنی های و اظهارات اولیه مسئولان حاکیست، این پرندگان یا بر اثر رعد و برق یا برخورد با سیم های انتقال برق کشته شده اند و یا این مرگ دسته جمعی ناشی از آتش بازی های شب سال نو میلادی بوده است و احتمال مسمویت این پرندگان نیز در بررسی های اولیه منتفی شده است.

شماره یک مورخه 10/10/89

سایت مسجد مکی زاهدان با صدور بیانیه ای اعلام کرد که مولوی عبدالحمید دیدن مولوی سریال مختارنامه را حرام اعلام نکرده است.

به گزارش زاهدان پرس سایت رسمی مسجد مکی زاهدان با صدور بیانیه ای انتشار خبر فتوای مولوی عبدالحمید مبنی بر حرمت دیدن سریال مختارنامه را تکذیب کرد.

این سایت همچنین رسانه های که این خبر را منتشر کرده اند را مشابهه منافقین صدر اسلام خواند و نوشت:" اینگونه افراد و سایتها در واقع همان سیاست منافقین صدر اسلام را دنبال می کنند که برای خدشه دار کردن چهره انسانهای بانفوذ دست به هر اقدامی، از جمله شایعه پراکنی های دروغین و وارد کردن انواع اتهامات بی اساس، می زنند. اما آنها باید بدانند که علاوه بر حرمت این عمل، گرفتار مؤاخذه خداوند متعال نیز خواهند شد!"


اطلبوالعلم ولو بین الکلوخ والصخره

از یک طرف پشت میزنشینان در مصاحبه های بلندبالا دم از تجهیز روستاهای بالای ۲۰ خانوار می زنند و می گویند هیچ روستایی در کشور بدون مدرسه نیست و از طرف دیگر روستاهایی را وجود دارند که هم جمعیت آن بالای ۲۰ خانوار است و هم بدون مدرسه و سرپناهند !

روزنامه فرهنگ جنوب نوشت، مصداق این تناقض ادعاها روستای دشت لیر از توابع اندیکاست که ۳۰ دانش آموز آن به جای نشستن بر میز و نیمکت بر سنگ و کلوخ می نشینند و زیر آسمان آبی تلمذ می کنند!

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012251539222591.jpg

این دانش آموزان در سرمای زمستان و گرمای تابستان بی سرپناه هستند و می طلبد خیرین مدرسه ساز وارد گود شوند و با ساختن مدرسه برای این روستا هم خیر دنیا و آخرت را ببرند و هم کاری کنند که حرف میزنشینان "دو ” نشود!

در این زمینه حامد عبداللهی دهیار این منطقه گفت: مسئولان از این وضعیت باخبرند اما تاکنون فقط قول و وعده از آنها شنیده ایم و در عمل کوششی برای احداث مدرسه نشده است.

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012251539223304.jpg

وی افزود: با توجه به اینکه این روستا هر ساله مورد بازدید گردشگران از سراسر کشور قرار می گیرد شایسته نیست دانش آموزان با این وضعیت به تحصیل ادامه بدهند.

 


مطلبی از تابناک

در نسخ ايراني فعلي، اصلاحاتي روي تصوير انجام شده و از فريبندگي چهره نوجوان چيزهايي نگه داشته شده است ولي از زيبايي جذاب آن کاسته شده است. شانه سمت چپ اندکي با پارچه پوشانده شده است و دهان و چشمها اندکي اصلاح شده است. به طور کلي مي­توان گفت که هنرمندان ايراني سعي کرده­اند جنبه هاي زيبا پسندانه تصوير Lehnert را کاهش دهند و تصوير را از حالت جذاب خارج نموده، به آن زيبايي مقدسي ببخشند.
سالهاست که تصويري به عنوان تصوير نوجواني رسول خدا (ص) در ايران انتشار مي يابد. بسياري از مردم در عين نشان دادن علاقه شان به اين تصوير، اين پرسش را مطرح مي کنند که تصوير ياد شده از کجا آمده است؟ شنيده شده است که کساني در پاسخ مي گويند اين تصويري است که بحيراي راهب در سفري که حضرت به همراه عمويش ابوطالب به شام داشت، آن را کشيده است. اما در واقع درستي اين پاسخ در معرض ترديد قرار دارد.

به گزارش خبرنگار «تابناک» اجتماعی، مقاله زير کوششي است براي بازشناسي منبع اصلي اين تصوير.

نويسنده استدلالهاي خاص خود را دارد و تلاش کرده تا نشان دهد اصل اين تصوير از کجا آمده است. شايد باب بحث در اين باره همچنان باز باشد.

عجالتا اين مقاله را ترجمه و در اختيار خوانندگان عزيز قرار مي دهيم. عنوان اصلي مقاله چنين است:

The Story of Picture
Shiite Depictions of Muhammad
Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont
در مجله
ISIM Review 7
Spring 2006
pp. 18-19
 
* * *
شيعيان ايران سابقه ديرينه­اي در به تصوير کشيدن اعضاي خاندان حضرت محمد(ص) و خود ايشان دارند. از اواخر دهه نود، پوسترهاي پرفروشي منقش به تصوير حضرت محمد(ص) در ايران چاپ شده است که در آنها حضرت محمد به صورت جواني خوش­چهره تصوير گرديده است. اين پوسترها امروزه با استفاده از فناوريهاي روز و ابزارها و تکنيکهاي مختلف توليد مي­گردند. با وجود اين، ساختار تصاوير هنوز سنتي هستند، پس زمينه آنها رنگ ساده ­اي دارد و رنگها به سادگي در کنار يکديگر قرار گرفته­اند. به علاوه، اين تصاوير همواره خصوصيات و صفاتي دارند که تمايز آنها را از ديگر عکسها آسان مي­سازد، به عنوان مثال شمشير دو لبه حضرت علي(ع).

اما تصويري که در اينجا بدان خواهيم پرداخت، اساسا با تصاوير قبلي متفاوت است: اين تصوير نوجواني خوش­قيافه با چشماني لطيف و چهره­اي دلنشين را نشان مي­دهد که تا حد زيادي يادآور نقاشيهاي اواخر رنسانس است، به خصوص تصاوير نوجواناني که توسط Caravagio کشيده شده، همچون پسري با سبد ميوه (Boy Carrying a Fruit Basket رم، گالري Borghese) و يا پدر جان تمهيد دهنده (Saint John The Baptist موزه Capitole). همان نرمي مخمل­شکل گونه­ها، همان دهان نيمه باز و همان نگاه نوازش­گر. هرچند نسخ متفاوتي از اين تصوير وجود دارد، اما همه آنها صورتي جوان را نشان مي­دهند که اغلب در زير آنها نوشته شده محمد رسول الله و يا حتي اطلاعات دقيق­تري درباره دوره­اي از زندگي محمد(ص) که اين عکس بدان متعلق است و حتي منبع عکس داده شده است.
 
يک اکتشاف جالب
در سال 2004، در حين بازديد از يک نمايشگاه عکس مختص به دو عکاس Lehnert و Landrock، تصادفا موفق به کشف ريشه اين پوستر ايراني شديم و آن عکسي بود که Lehnert بين سالهاي 1904 و 1906 در تونس گرفته بود، و سپس در اوايل دهه بيست به صورت کارت پستال چاپ و توزيع شده بود.

Radolf Franz Lehnret (1878 – 1948) که اهل جمهوري چک امروزي بود، در سال 1904 به همراه Ernst Heinrich Landrock ( 1878 – 1966) آلماني به تونس آمد، اولي به عنوان عکاس و دومي به عنوان ناشر و مدير. از آنجايي که Lehnret در سال پيش از آن اقامتي کوتاه در تونس داشت، علاقه زيادي به مناظر طبيعي و ساکنان آنجا پيدا کرده بود. شرکت اين دو (L&L) به صورت تخصصي به چاپ تصاوير از مناظر زيبا در تونس و مصر مي­پرداخت و هزاران عکس و کارت­پستال از اين مناطق چاپ نمود.

Lehnert که در موسسه هنرهاي گرافيکي وين تحصيل کرده بود، روابطي با اعضاي جنش pictorialist که عکاسي را به عنوان اثر هنري مي­دانستند، داشت. عکسهاي Lehnert نه تنها بيابان، تپه هاي شن روان، بازارها و مناطق محلي تونس را نشان مي­داد، بلکه شامل تصاويري از پسران و دختران نابالغ جوان بود که سني بين کودکي و نوجواني و چهره اي بين زن و مرد داشتند. اين تصاوير معمولا مطابق سليقه مشتريان اروپايي تهيه شده بود که تصويري وسوسه انگيز و وهم­آميز از شرق داشتند.
Lehnret بدون شک در تهيه عکسها از اين مساله استفاده نموده، ولي نبوغ قابل توجهي نيز به خرج داده است. عکسهاي او به صورت چاپ نقره اي، گراورسازي شده و چهاررنگ چاپ شده است. اکثر اين کارت پستالها از سال 1920 در آلمان چاپ شده و در مصر پخش شده است.
 
چاپها و متنهاي منطبق
هيچ شکي نيست که کارت پستال نشان داده شده در شکل 1، که براساس شماره گذاري L&L، شماره آن 106 است به عنوان مدل پوسترهاي ايراني مورد استفاده قرار گرفته است. به علاوه، نام کارت پستال شماره 106 محمد است، که اين خود به تنهايي مي­تواند نشان دهد که چرا تصويرگران ايراني آنرا به عنوان مدلي از حضرت محمد(ص) انتخاب نموده­اند. بدون شک، همه نسخ موجود از اين عکس، همه از عکس شماره 106 الگوبرداري کرده­اند با اين تفاوت که نسخ اوليه به عکس اصلي شبيه ترند. بدين ترتيب، Lehnret ناخواسته در قلب يک اسطوره قرار گرفته است.

سوال درباره ارتباط بين توصيف مرسوم از چهره پيامبر و چهره جوان تونسي، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصوير نمايشگر چهره يک نوجوان خندان است، با دهاني نيمه باز، عمامه اي بر سر و گل ياسمني بر گوش. همين چهره در کارت پستالهاي ديگري و تحت عناوين ديگري از قبيل احمد، جوان عرب و غيره تصوير شده است.

کشف مسيري که باعث گرديده تصاوير چاپ شده در دهه بيست به دست ناشران تهران و قم در دهه نود برسد، براي ما ممکن نبوده است. اما اين سوال وجود دارد که چه چيزي باعث شده که ناشران ايراني شباهتي بين پيامبر اسلامي در سنين نوجواني و تصويري يک جوان تونسي بيابند؟
قبل از جنگ جهاني اول، تصوير محمد در مجله National Geographic در ژانويه سال 1914 و تحت مقاله اي با عنوان اينجا و آنجا در شمال آفريقا چاپ شد که زير آن نوشته شده بود عربي با يک گل. در دهه بيست، کارت پستالهاي تونسي L&L بين سربازان فرانسوي در شمال آفريقا بسيار محبوب بود. در دهه هاي هشتاد و نود، کتب متعددي شامل عکس اين نوجوان چاپ شد، ولي اغلب آنها عنواني غير از محمد به عکس داده­ اند.

در نسخ ايراني فعلي، اصلاحاتي روي تصوير انجام شده و از فريبندگي چهره نوجوان چيزهايي نگه داشته شده است ولي از زيبايي جذاب آن کاسته شده است. شانه سمت چپ اندکي با پارچه پوشانده شده است و دهان و چشمها اندکي اصلاح شده است. به طور کلي مي­توان گفت که هنرمندان ايراني سعي کرده­اند جنبه هاي زيبا پسندانه تصوير Lehnert را کاهش دهند و تصوير را از حالت جذاب خارج نموده، به آن زيبايي مقدسي ببخشند.

عنوان يکي از پوسترها (تصوير 2) اين است: تصوير روحاني حضرت محمد، در سن 18 سالگي در همراهي عمويش در يک سفر تجاري از مکه به دمشق. به علاوه ادعا شده است که اين تصوير توسط يک کشيش مسيحي کشيده شده و تصوير اصلي آن در موزه رم قرار دارد.
 
 
ريشه مسيحي؟
همانطور که پيش از اين نيز گفته شد، برخي از نوشته­ها براي اين اثر ريشه اي مسيحي قائلند، و نه يک ريشه اسلامي که اين مساله مسلمانان را از گناه نگاه به صورت پيامبر و يا تصويرگري چهره وي، مبري مي سازد. به علاوه، اين مويد اين مطلب است که مسيحيان حضرت محمد [ص] را در همان سنين کودکي به عنوان شخصيتي الهي پذيرفته اند. اين داستان از يک کشيش مسيحي کاتوليک يا ارتدکس به نام بحيرا صحبت مي کند که بر اساس داستان، در قرن نهم يا دهم ميلادي، در حين گشت و گذار حضرت در سوريه وي را براساس نشانه پيامبري بين شانه هايش بازشناخته است. پيامبر آينده بايد مي گفته است: "هنگامي که من به آسمان و ستاره ها مي نگرم خود را بالاتر از ستاره ها مي يابم". به همين دليل است که در بعضي عکسها ستاره هايي در پس زمينه عکس ديده مي شود.

هرچند که هيچ توصيفي درباره چهره حضرت محمد(ص) در نوجواني وجود ندارد، ولي توصيفاتي از چهره وي در بزرگسالي گفته شده است: گفته شده که وي پوستي سفيد داشته، چشماني سياه، گونه هايي صاف، ابروان پرپشت و کمان­گونه. دنداندهاي مرتب و مويشان کمي موجدار بوده است. اين خصوصيات در مورد نوجوان تصوير شده در پوسترهاي ايراني ديده مي شود. در حقيقت اين تصويري از يک تصوير و نمايشي از يک نمايش است. به عبارت ديگر، تصويرگران ايراني مدلي از حضرت محمد(ص) را انتخاب کرده­اند که نمايانگر زيبايي، جواني و توازن است.