در فراق مرشد کبیر . . .

در فراق حضرت  الشیخ محمد عثمان سراج الدین ثانی سروده نویسنده دنیای عرب عدنان  توفیق یاسین

سقی  الرحمان   قبرا   حل فیه                      سلطان بمقامات العرفان لا یضاها

ذوهمه قد حمی    القلوب مما                         دهاهاواقتد بجده المصطفی طه

و لاکن الاله قضاه   ماض                           واهل الضلال ما بلغت منه مناها

اوصل ووصل القلوب بربها                       و لا ترد اشیائ لله قد قضاها

حکیم بفن تربیه عارف کبیر                       و الارواح من امداد ربه سقا ها

نلنا فخرا و نفحنا بدعا همته                        فااسئلو دورد عمن بالنور بناها

کان للدین حمی و للشرع ناشرا                   و الاولیاء العارفین بقلبه رباها

قد حل رموزعجزت عنها الافاضل              بنور ربه حلهاو قد رعاها

اضاءفضل الله فیه تناثرت انواره                 بالشرق و الغرب و باسطنبول منتهاها

تبکیه قلوب العارفین و ارض ارشاده             واقفرت وسائل الامدادو العرفان وما خلاها

حین الوداع ضجت لفراقه کل صارخه            تغسل الخدین بدموع قد رقاها

کم سال دمع علی الارض الوداع                   من عیونتشکواالی الله ما دهاها

ابن الحسین لک الله منعم عظیم                     نم نومه عروس فی عز صباها

با تشکر از سایت نقشبندی کردستان که ما را با سایت دورود شریف اشنا کرد

مصلحان دینی ترکمن صحرا. . .منبع سایت وزین اهل سنت شمال . . .

رزمین پهناور ترکمن صحرا از شهرستان بندرترکمن و شهر گمیشان در حاشیه شرقی دریای خزر، واقع در استان گلستان، شروع و تا منطقه راز و جرگلان از توابع شهرستان بجنورد واقع در استان خراسان شمالی ادامه یافته و از طرف شمال با کشور ترکمنستان هم‌مرز می‌باشد. در این فاصله شهرهای آق‌قلا، گنبدکاووس، اینچه برون، کلاله و مراوه تپه قرار داشته و شهر گنبدکاووس نسبت به کل منطقه ترکمن صحرا مرکزیت دارد. ساکنین اصلی این منطقه از نژاد ترکمن بوده و زبان مادری آنها ترکمنی و همگی اهل سنت و حنفی مذهب می‌باشند. جمعیت ترکمنها بالغ بر یک میلیون نفر تخمین زده می‌شود. شخصیت‌های بزرگی در طول تاریخ این منطقه درخشیده‌اند که نقش اساتید بزرگ، مرحوم عبدالقادرآخوند داغستانی و مرحوم عبدالوهاب آخوند داغستانی(فروزشی) در تحولات دینی و مذهبی ترکمن‌صحرا منحصربه‌فرد بوده و به راستی می‌توان آنها را از مصلحان دینی تراز اول منطقه به شمار آورد. از شهرت آنان پیداست که اصالتا اهل داغستان(از ایالت‌های خودمختار روسیه) بوده‌اند. عبدالقادر در زادگاه خود، نزد اساتید بزرگ علوم دینی را فرا گرفت و با هوش و ذکاوتی که داشت و با تلاش و کوشش فراوان، در سن20سالگی، زبانزد خاص و عام گردید و این زمان مصادف بود با مبارزات شیخ شامیل. این مبارزات روحیه ای تازه در عبدالقادر دمید و بعنوان رهرو سردار بزرگ داغستان، مبارزات خود را با تکیه بر آیات و احادیث بر علیه ظلم و جور استبداد سرخ آغاز نمود و به همین جهت همیشه در تعقیب و گریز با نظام حاکم بود. فشار و خفقان عرصه را بر عالمان دینی تنگ نموده بود، به طوری که اعدام عالمان مبارز، رویه‌ی رایج آن زمان شده بود. به همین جهت تفکر مهاجرت در عبدالقادر آخوند شکل گرفت و عاقبت با دو برادر خود به نامهای ابراهیم آخوند و محمد، هجرت از زادگاه خود را آغاز و در سال 1348هجری قمری(1306 هجری شمسی) در سن حدود 29سالگی بعد از رنج و مشقت فراوان وارد خاک ترکمن‌صحرای ایران گردید. اسکان در ترکمن‌صحرای ایران و نسبت خویشاوندی با عبدالوهاب آخوند و نیز هوش و ذکاوت و تلاش خستگی‌ناپذیری که در او سراغ داشت، استاد را برآن داشت، برادرش-محمد- را مأمور انتقال عبدالوهاب از داغستان به ترکمن‌صحرا کند. این دو یار دیرینه مجددا در خاک ایران در کنار هم قرار گرفتند و به تبلیغ دین و ترویج معارف اسلامی پرداختند. نور علم و ایمان آنها روشنایی بخش ترکمن‌صحرا گردید؛ اما کشف حجاب رضاخانی بار دیگر زمینه هجرت دوم را برای این مردان خدا فراهم ساخت. کاروان مهاجران راه خدا به سرپرستی عبدالقادر آخوند و به همراهی عبدالوهاب آخوند و دیگران عازم کردستان عراق شدند. اسکان در شهرهای سقز، بغداد، سلیمانیه، حلبچه و کرکوک و مصاحبت و ملازمت با علمای طراز اول کردستان از قبیل ملا عبدالعظیم مجتهدی، شیخ علاءالدین و غیره شناخت مهاجران راه خدا را به معارف دینی و اسلامی به گونه‌ای افزون کرده بود، که در نزد اساتید بزرگ کردستان بعنوان عالمان طراز اول شناخته شدند. کسب علم و فضیلت و جهاد علمی این بزرگان از یک طرف و نیز کار و تلاش شبانه‌روزی برای ارتزاق خانواده از طرف دیگر، دوران پرمشقت همراه با تجربه‌ای گران‌سنگ را در زندگی آنان رقم زد. تا اینکه هشت سال از این دوران سپری شد و اوضاع ایران متحول گردید و رضاخان به تبعیدگاه رفت و شرایط بازگشت مجدد به ترکمن‌صحرا فراهم گردید(سال1320هجری‌شمسی). هشت سال دوران هجرت، مردان مهاجر را آبدیده کرده بود و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات عدیده زندگی، و کسب فیض از محضر عالمان بزرگ، آنان را تبدیل به شخصیتهای برجسته‌ای نموده بود و هر یک نمونه بارزی از صاحبان علم و تقوی شده بودند و با کوله باری از تجربه و علم و تقوی بار دیگر در ترکمن‌صحرا استقرار یافته و این بار با روحیه ای خستگی ناپذیر به ترویج معارف دینی پرداختند. نبوغ علمی این بزرگان از یک‌طرف و تقوی و پرهیزگاری آنان از طرف دیگر، موجب شد تا در ترکمن‌صحرا شهره عام و خاص شوند و طلاب علوم دینی در نزد آنان به کسب علم بپردازند. مدارس علوم دینی توسعه یافت؛ به طوری که شمع وجود این عزیزان در هر کوی و برزن نورافشانی می‌نماید. مدارس علوم دینی، که امروزه در غالب روستاها فعال هستند و تعداد آنها بالغ بر 157مورد است، نتیجه‌ی مجاهدت‌های این بزرگواران تلقی می‌شود. این مدارس، حدود 4250نفر طلبه را در خود جای داده‌اند. امروزه برخی از علمای بزرگ در ترکمن‌صحرا، خود را مدیون تلاش و دانش آن عزیزان می‌دانند. در حال حاضر عباس آخوند علیزاده فرزند ابراهیم آخوند و برادرزاده استاد عبدالقادرآخوند در روستای گلیداغ(محل دفدر حال حاضردو تن از بزرکترین شاگردان شیخ عبدالقادر اخوند داغستانی و ابراهیم اخوند داغستانی  رضوان الله تعالی علیهما بنام های استاد و علامه عارف یارمحمد اخوند نظری واستاد و عالم ربانی  دوست محمد اخوند علیزاده راه روشن اساتید خود را تدریس و اداره و مدیریت حوزه های علمیه عرفانی قره بلاغ و حوزه علمیه عرفانی گلیداغ با تشکیلاتی ابرومند ادامه میدهند  الحمدلله حمدالشاکرین روزی در محضر استاد یارمحمد اخوند نظری بودم  نوجوانی رشید بحضور ایشان رسید و استاد به محض دیدن و مصافحه بسیار منقلب شدند و فرمایش کردند امدی نورچشمم و اشک از  چشمان استاد بر محاسن سرازیر میشد(سحت عیناه الاستاد) و بسیار بسیار بر نوجوان تازه وارد دعای خیر کردند و او کسی نبود جز عباس فرزند ابراهیم اخوند داغستانی و سالیانی طولانی در نزد استاد نظری مشغول درس بودند و عالم گردیده و هم اکنون در گلیداغ در کسوت روحانیت مشغول خدمت به دین است وراه بزرگان داغستانی را ادامه میدهد .در این از کتاب مهاجران داغستان نوشته برادر ارجمندمان هادی خرمالی استفاده شده است و قدری مشاهدات خود را نیز اضافه نمودم ن

دعای طلب باران

ترجمه خطبه 115 دعا برای طلب باران  از نهج البلاغه (حضرت علی کرم الله وجهه )

اللهم قد انصاحت جبالنا   و اغبرت ارضنا  و هامت دوابنا  و تحیرت فی مرابضها. .     خداوندا کوه های ما از بی ابی شکاف خورده   و زمین ما غبار الود و دام های ما در اغل خود سرگردانند و چون زن وبچه فریاد می کشند و از رفت امد بی حاصل بسوی چراگاهها خسته و ملول گشته اند بار خدایا بر ناله های گوسفندان و فریاد و اه شتران ما ده رحمت ار    خدایا به سرگردانی انها در راه ها و    ناله هایشان در اغل ها بار خدایا هنگامی بسوی تو بیرون امدیم که خشکسالی پی در پی هجوم اورده     و ابرهای پر باران از ما پشت کرده و خشک ونامهربان بدون بارش قطره های باران گذشتند خدایا تو امیدهر بیچاره و حل کننده مشکلات هر طلب کننده ای ندعوک حین قنط الانام  ومنع الغمام   وهلک السوام الا تواخذناباعمالنا ولا تواخذنا بذنوبنا . . .خدایا تو را می خوانیم در این هنگام که همه ناامید شدند و ابر رحمت برما نمی بارد    و حیوانات ما نابود گردیدند ما را به کردارمان عذاب نکی و به گناهان ما کیفر ندهی . .

گفتگو با استاد عبدالرحمن اخوند تنگلی قسمت دوم . . .از فصل نامه  یاپراق

* آيا تاكنون‌ در مراسم‌ و كنفرانسهاي‌ ديني‌ و فرهنگي‌ داخلي‌ يا خارجي‌ شركت‌ داشته‌ايد؟

* در كنفرانس‌ «مجمع‌ التقريب‌ مذاهب‌»، «كنفرانس‌ وحدت‌ اسلامي‌» با ارائه‌ مقالاتي‌ در زمينه‌ي‌ اصول‌ حديث‌، همچنين‌ در مراسم‌ بزرگداشت‌ عارف‌ شهير تركمن‌ «مختومقلي‌ فراغي‌» شركت‌ داشته‌ام‌.

* در باره‌ي‌ ارتباط محققان‌ و نويسندگان‌ منطقه‌ و ضرورت‌ آن‌ توضيح‌ دهيد؟

* وجود چنين‌ ارتباطي‌ بسيار لازم‌ و ضروري‌ است‌. ولي‌ متأسفانه‌ من‌ به‌ علت‌ ضيق‌ وقت‌ و تدريس‌ و اداره‌ كردن‌ حوزه‌ و تحقيق‌ و نگارش‌ كتابهايم‌ تاكنون‌ موفق‌ به‌ برقراري‌ ارتباط مستمر با اينگونه‌ افراد نشده‌ام‌. دلم‌ مي‌خواهد با ديگر نويسندگان‌ اهل‌ تسنن‌ از جمله‌ عبدالرحمن‌ سربازي‌ از علماي‌ منطقه‌ي‌ «چابهار» مراوده‌ داشته‌ باشم‌، ولي‌ تاكنون‌ فرصتي‌ پيش‌ نيامده‌ است‌.

* در باره‌ي‌ برگزاري‌ مراسم‌ بزرگداشت‌ شخصيتهاي‌ ديني‌، فرهنگي‌ و علمي‌ منطقه‌ چه‌ نظري‌ داريد؟

* تجليل‌ و قدرداني‌ از علماء و شخصيتهايي‌ كه‌ به‌ دين‌، فرهنگ‌ و جامعه‌ خدمت‌ كرده‌اند و ما هم‌ اكنون‌ از فكر، ايده‌ و قلم‌ آنها سود مي‌بريم‌، انصافاً لازم‌ و ضروري‌ است‌.

* در حال‌ حاضر مشغول‌ نگارش‌ چه‌ اثري‌ هستيد؟

* در حال‌ نوشتن‌ كتابي‌ در رد وهابيت‌ هستم‌ تحت‌ عنوان‌ «ميزان‌ الاعتدلال‌ في‌ بيان‌ الحق‌ و الضلال‌» هستم‌ و تاكنون‌ حدود 600 صفحه‌ي‌ آن‌ را نگاشته‌ام‌ و فكر مي‌كنم‌ بالغ‌ بر 2000 صفحه‌ شود. اين‌ كتاب‌ به‌ زبان‌ تركمني‌ است‌ و فكر مي‌كنم‌ تا يك‌ سال‌ ديگر تحقيقات‌ و نگارش‌ آن‌ به‌ پايان‌ برسد.

* انگيزه‌ نگارش‌ اين‌ كتاب‌ چه‌ بود؟

* تحقيقاً برخي‌ از كشورهاي‌ عربي‌ در جمهوريهاي‌ تازه‌ استقلال‌ يافته‌ي‌ آسياي‌ ميانه‌ تبليغات‌ وسيعي‌ در خصوص‌ وهابيت‌ براه‌ انداخته‌اند تا اعتقادات‌ مردم‌ آن‌ كشورها را سست‌ كرده‌، ايده‌هاي‌ خود را القاء كنند. طلاب‌ جمهوريهاي‌ ازبكستان‌، تركمنستان‌، تاجيكستان‌، چچن‌ و ديگر مليتهاي‌ آسياي‌ ميانه‌ كه‌ در مركز آموزشي‌ «جامعه‌الرسول‌» گرگان‌ مشغول‌ تحصيل‌ هستند نقل‌ مي‌كنند كه‌ سرمايه‌گذاريهاي‌ كلاني‌ براي‌ ترويج‌ وهابيت‌ در آن‌ كشورها صورت‌ گرفته‌ است‌ و مردم‌ را از زيارتگاهها، اولياء، خرجي‌ دادن‌ (صدقه‌) براي‌ مردگان‌ خود و... برحذر داشته‌اند. آنها شيوه‌اي‌ را كه‌ از علماي‌ حنفي‌ مذهب‌ بخاراي‌ شريف‌ به‌ ما رسيده‌، به‌ عنوان‌ خرافات‌ محكوم‌ مي‌كنند و مي‌گويند كه‌ مذهب‌ و طريقت‌ لازم‌ نيست‌ و فقط وجود آيات‌ و احاديث‌ كفايت‌ مي‌كند. حتي‌ تسبيحات‌ پس‌ از نماز پنجگانه‌ را بدعت‌ دانسته‌ و سعي‌ در طرد آنها توسط مردم‌ دارند. آنها حتي‌ براي‌ ترغيب‌ مردم‌ جهت‌ شركت‌ در جلسات‌ تبليغي‌ به‌ هر نفر 10 تا 20 دلار پول‌ داده‌اند و نامه‌هايي‌ از مردم‌ اين‌ كشورها به‌ دست‌ من‌ رسيده‌ و استفتاء كرده‌اند كه‌ گرفتن‌ پولهايي‌ كه‌ وهابيون‌ براي‌ شركت‌ در جلسات‌ خود مي‌پردازند، صحيح‌ است‌ يا خير؟

 جمهوريهاي‌ آسياي‌ ميانه‌، سرزمينهاي‌ فتح‌ شده‌ جديدي‌ را مي‌مانند كه‌ هر گروهي‌ سعي‌ مي‌كند سريعتر و گسترده‌تر در بين‌ آنها تبليغ‌ كند و بدون‌ شك‌، بسياري‌ از مردم‌ به‌ سوي‌ آنها گرايش‌ پيدا خواهند كرد، زيرا علماي‌ بزرگ‌ آنها، همگي‌ از دنيا رفته‌اند و مردم‌ فعلي‌ نيز هفتاد سال‌ تحت‌ ستم‌ شرك‌ و كفر بوده‌اند و از نظر ديني‌ خام‌ هستند و با توجه‌ به‌ اين‌ مهم‌، وهابيون‌ سرمايه‌گذاري‌ كلاني‌ در آن‌ جمهوريها نموده‌اند. طلابي‌ كه‌ از آن‌ كشورها در «جامعه‌الرسول‌» گرگان‌ مشغول‌ تحصيل‌ هستند نيز پي‌ در پي‌ اين‌ مسائل‌ را مطرح‌ مي‌كنند. هدف‌ من‌ از نگارش‌ اين‌ كتاب‌ كه‌ بسيار وقت‌گير هم‌ هست‌، روشن‌ شدن‌ اذهان‌ مردم‌ و طلاب‌ به‌ ويژه‌ در كشورهاي‌ آسياي‌ ميانه‌ در مورد پيدايش‌، تاريخچه‌ و اعتقادات‌ انحرافي‌ وهابيت‌ است‌.

* آخرين‌ كتابي‌ كه‌ خوانده‌ايد كدام‌ است‌؟

* كتابهاي‌ «بن‌علوي‌» از علماي‌ حرمين‌ شريفين‌ و «محمدعلي‌ صابوني‌» محقق‌ و نويسنده‌ معاصر عربستاني‌، «ذهيلي‌» عالم‌ و محقق‌ سوري‌ آخرين‌ كتبي‌ هستند كه‌ مطالعه‌ كرده‌ام‌.

* چند ساعت‌ در روز به‌ امر تحقيق‌ و مطالعه‌ مي‌پردازيد؟

* هر روز از نماز صبح‌ تا ساعت ده و نيم‌  تدريس‌ مي‌كنم‌ و بقيه‌ اوقات‌ را به‌ غير از وقت‌ نماز و غذا تا دير وقت‌ به‌ مطالعه‌ و نگارش‌ مشغولم‌ و اين‌ مدت‌ بالغ‌ بر هشت‌ ساعت‌ در روز مي‌شود.

* با توجه‌ به‌ نشر اشعاري‌ به‌ زبان‌ عربي‌ و تركمني‌ آيا قصد نداريد ديوان‌ اشعارتان‌ را چاپ‌ كنيد؟

* به‌ شعر بسيار علاقه‌ دارم‌ و دلم‌ مي‌خواهد اشعارم‌ را جمع‌آوري‌ كنم‌، ولي‌ فعلا وقت‌ اين‌ كار را ندارم‌. در حوزه‌هاي‌ علميه‌ منطقه‌ي‌ تركمن‌ صحرا مبحث‌ علم‌ عروض‌ تدريس‌ نمي‌شود و من‌ آموزش‌ كلاسيك‌ نديده‌ام‌، ولي‌ با تهيه‌ و مطالعه‌ي‌ كتب‌ بسياري‌ در اين‌ زمينه‌، اطلاعات‌ نسبي‌ پيدا كرده‌ و حتي‌ در حوزه‌ نيز آن‌ را تدريس‌ كرده‌ام‌. قانون‌ عروض‌ در ادبيات‌ عرب‌ 19 بحر دارد. ايرانيان‌ نيز 11 بحر بدان‌ افزوده‌اند. در حال‌ حاضر بحور شعر بالغ‌ بر 30 بحر است‌ كه‌ هر يك‌ از آنها لذت‌ و حسن‌ خاصي‌ دارند.

* آيا اشعار تركمني‌ نيز بر پايه‌ي‌ عروض‌ سروده‌ شده‌ يا نه‌؟ تحقيقي‌ در اين‌ خصوص‌ داريد؟

* اشعار «صوفي‌ الله يار» عارف‌ بزرگ‌ ازبك‌ در بحر هزج‌ (مفاعيلن‌ مفاعيلن‌ فعولن‌) سروده‌ شده‌ است‌. كتاب‌ رونق‌الاسلام‌ نيز در بحر رمل‌ مسدس‌ مكفوف‌ (فاعلاتن‌ فاعلاتن‌ فاعلات‌) نوشته‌ شده‌ است‌. حسن‌ سرودن‌ شعر در يكي‌ از بحور اين‌ است‌ كه‌ كسي‌ نمي‌تواند آنها را تغيير دهد، زيرا ممكن‌ است‌ از بحر خارج‌ شود. متأسفانه‌ مختومقلي‌ عليرغم‌ برخورداري‌ از فصاحت‌ و شيوايي‌ كلام‌ در موارد اندكي‌ از بحور شعر استفاده‌ كرده‌ است‌  و اين‌ امر باعث‌ شده‌ تا اشعار بسياري‌ را به‌ او نسبت‌ بدهند كه‌ متعلق‌ به‌ او نيست‌. بحر شعر لازم‌ و ضروري‌ است‌.

* استاد آيا با زبان‌ فعلي‌ و رايج‌ تركمني‌ مي‌شود شعر عروضي‌ سرود؟

* بله‌. من‌ اصول‌ عقايد را بر اساس‌ بحر هزج‌ با زبان‌ و شيوه‌ گفتار امروزي‌ نوشته‌ام‌.

* در كتاب‌ «فضائل‌ التركمان‌» بسياري‌ را به‌ عنوان‌ علما و مشايخ‌ تركمن‌ ذكر كرده‌ايد. ما با نام‌ آنان‌ در كمتر جايي‌ روبرو شده‌ايم‌، مثل‌ «حسن‌ قاراويل‌ آتا» ملقب‌ به‌ «گوزلي‌ آتا» يا «ملاعلي‌ دانشمند».

* البته‌ مقصود من‌ از تركمن‌ در اين‌ كتاب‌، تركستان‌ است‌ و ازبكها را نيز شامل‌ مي‌شود. نام‌ اين‌ عرفا در كتب‌ عربي‌ از جمله‌ كتاب‌ «الحقايق‌ الورديه‌ في‌ اجلاء النقشبنديه‌» آمده‌ است‌. در اين‌ كتاب‌ اسامي‌ اولياء و صوفيان‌ تركمن‌ مثل‌ «گوزلي‌ آتا» يا «اوزين‌ حسن‌»، «حكيم‌ آتا» همراه‌ با كرامات‌ آنها بيان‌ شده‌ است‌.

سخن روز  ایا این کلام نورانی شما را به منش مشایخ کرام نمی اندازد . . .

امام موسی کاظم سلام الله علیه میفرماید کان ابی کثیراالذکر  یعنی پدرم امام جعفر صادق سلام الله علیه  کثیر الذکر بود  و کان یامرنا حتی تطلع الشمس  و ما را نیز امر میکرد تا طلوع افتاب مشغول ذکر باشیم .

سخن روز . . .

سخن روز (مفهوم یک حدیث پیامبر ص )

هر کس ترک مجالست علما نماید باسه مشکل مواجه میشود  اول برکت از اموالش برود دوم ظالم بر او تسلط یابد سوم خطر زوال ایمان بهنگام رفتن از دنیا.

قوت قلب . . .

در بيمارستاني ، دو مرد بيمار در يك اتاق بستري بودند. يكي از بيماران اجازه داشت كه هر روز بعد از ظهر يك ساعت روي تختش بنشيند . اما بيمار ديگر مجبور بود هيچ تكاني نخورد و هميشه پشت به هم‌اتاقيش روي تخت بخوابد.

آنها ساعت‌ها با يكديگر صحبت مي‌كردند، از همسر، خانواده، خانه، سربازي يا تعطيلاتشان با هم حرف مي‌زدند.

هر روز بعد از ظهر ، بيماري كه تختش كنار پنجره بود ، مي‌نشست و تمام چيزهايي كه بيرون از پنجره مي‌ديد براي هم‌اتاقيش توصيف مي‌كرد. بيمار ديگر در مدت اين يك ساعت ، با شنيدن حال و هواي دنياي بيرون ، روحي تازه مي‌گرفت.

اين پنجره ، رو به يك پارك بود كه درياچه زيبايي داشت مرغابي‌ها و قوها در درياچه شنا مي‌كردند و كودكان با قايقهاي تفريحي‌شان در آب سر گرم بودند. درختان كهن ، به منظره بيرون ، زيبايي خاصي بخشيده بود و تصويري زيبا از شهر در افق دوردست ديده مي‌شد. همان طور كه مرد كنار پنجره اين جزئيات را توصيف مي‌كرد ، هم‌اتاقيش چشمانش را مي‌بست و اين مناظر را در ذهن خود مجسم مي‌كرد.

روزها و هفته‌ها سپري شد.

يك روز صبح ، پرستاري كه براي حمام كردن آنها آب آورده بود ، جسم بي‌جان مرد كنار پنجره را ديد كه با آرامش از دنيا رفته بود . پرستار بسيار ناراحت شد و از مستخدمان بيمارستان خواست كه مرد را از اتاق خارج كنند.

مرد ديگر تقاضا كرد كه تختش را به كنار پنجره منتقل كنند . پرستار اين كار را با رضايت انجام داد و پس از اطمينان از راحتي مرد، اتاق را ترك كرد.آن مرد به آرامي و با درد بسيار ، خود را به سمت پنجره كشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بيندازد . بالاخره او مي‌توانست اين دنيا را با چشمان خودش ببيند.

در كمال تعجت ، او با يك ديوار مواجه شد.

مرد ، پرستار را صدا زد و پرسيد كه چه چيزي هم‌اتاقيش را وادار مي‌كرده چنين مناظر دل‌انگيزي را براي او توصيف كند !

پرستار پاسخ داد: شايد او مي‌خواسته به تو قوت قلب بدهد. چون آن مرد اصلا نابينا بود و حتي نمي‌توانست ديوار را ببيند...

مکارم خوبان . . .

سیرتهم حسن وسلوکهم طیب . . .

انچه که بنده مدیر و نویسنده این وبلاک از نزدیک با منش علامه ربانی استاد یارمحمد اخوند نظری حفظ الله تعالی متوجه شدم تاکید ایشان برای تعلیم وتعلم بود که در بین متون دینی مرا یک نکته را در ذهن تداعی می کرد  وان اینکه گویند خداوند متعال به حضرت موسی وحی کرد که از بین بنی اسرائیل هفتاد تن به  دعا و ارشاد شما دارای یک مقام و منزلت روحی پیدا خواهند کرد و حضرت موسی علیه السلام حرص میخورد و اصرار داشت همه بنی اسرائیل عالم ربانی شوند و به ان مقام معنوی دست یابند . و استاد حضرت یارمحمد اخوند نظری دامت برکاته همین گونه و همین روحیه را دارند . ایشان بسیار اصرار دارند تمام برادران و خواهران ایمانی عالم شوند و با دین عزت پیداکنند

 

سخن روز . . .

قال عمر بن الخطاب رضی الله عنه

نحن قوم اعزنالله بالاسلام  . . .فاذا ابتغیناالعزه بغیره اذلناالله . . .

ما قومی هستیم که خدا ما با اسلام عزیز کرد. . .هرگاه ما عزت را از غیر اسلام بجوییم خدا ما را ذلیل خواهد کرد. . .

مکارم خوبان . . .

شیخ عبدالقادر اخوند داغستانی  رحمت الله علیه  از اولین پیشگامان  مروج اصول بهبودی و ترک اعتیاد در ترکمن صحرا  

شیخ عبدالقادر اخوند داغستانی در کنار ارشاد و تعلیم وتعلم در قبال اسیب های اجتماعی همچون مواد و مخدر و اعتیاد مجاهدت و مبارزه های پیگیری داشته است ایشان با بسیج بزرگان و خواص اجتماع جهاد مقدسی را اغاز کرده بود و در موعظه های ایشان دغدغه اسیب های اجتماعی کاملا قابل احساس بود .در یکی از موعظه های ایشان امده است اسلام ودین مستلزم حفظ پنج نکته  است لذ هر مسلمان باید در زندگی این پنج نعمت را خوب مراقبت نماید تا از زندگی بهره ببرد  اول هر مسلمان باید محافظ دین خود باشد  اما یک معتاد هیچگاه نمی تواند یک دیندار باقی بماند  دوم یک ادم عاقل باید از اموال خود در راه صحیح و برای ابادی دین ودنیای خود استفاده کند لذا یک معتاد همیشه اموال خود را صرف تهیه مواد مخدر مینماید لذا برای رسیدن به لذت های گذرا اموال منقول و غیر منقول خود را میفروشد  سوم یک انسان ابرومند باید حافظ ناموس خود باشد چه بسا یک معتاد بعلت گرفتاری به اعتیاد مدیریت خود را برای کنترل خانواده از دست می دهدو یا متاسفانه از ناموس خود نیز برای رسیدن به تهیه مواد استفاده می کند چهارم یک انسان در حالت طبیعی باید حافظ سلامت روانی خود باشد و حاظ عقل خود باشد چه بسا یک معتاد در ایام معتادی اولین چیزهایی که از دست می دهد سلامت روانی و روحی خود را از دست می دهد  پنجم یک ادم سالم باید مواظب سلامتی جسمی خود باشد برهمه معلوم است که یک معتاد در ایام مصرف کم کم از نظر ظاهری و جسمی دچار نارسایی های زیادی میشود .ببنید این مرد الهی برای تبیین و روشنگری  از چه دلایل و شیوه های جالبی بهره می جسته است  که سخنان و شیوه ایشان مطابق قوانین ان ای  و ترک اعتیاد فعلی در جهان است گفتنی قوانین اصول بهبودی و انجمن ان ای یک تشکیلات جهانی که بستگی به یک دین ندارد و در جهان با متد های دقیق روانشناسی  فعالیت میکند منباب مثال مثلث سلامتی خانه محل کار و جلسه یعنی یک معتاد باید برای سلامتی همواره از این سه محیط خارج نشود محل کار و خانه و شرکت در جلسات دو ساعته روزانه که در ان جلسه در باره ترک اعتیاد گفتگو میشود دوستان عزیز و بزرگان دین و انسانهای دینمدار ایا تاکنون به نگاههای کودکان معصومی که یکی از والدین اش معتاد است اندیشیده اید ایا سوختن خرمن عمر زنانی که شوهر معتاددارند را مشاهده کرده اید اطیعوا من ربانیکم  تاسی  کنید به این مردان الهی نگاههای سرد کودکان خردسال منتظر دستان گرم شماهاست

وفات غوث الاعظم شیخ عبدالقادر گیلانی  بر گرفته از سایت غوث الاعظم. . .

                   وفات غوث الاعظم قدس الله سره

انديشمندان معتقد ند كه حقيقت زندگي هر انساني در لحظه مرگش تجلي روشني دارد ،در زمان مرگ روح صراحت كامل مي يابد و ميتوان هر انساني را بي پرده ديد .

در شب هشتم ربيع الاول سال 561 هجري قمري حضرت شيخ عبدالقادر گيلاني آخرين لحظات زندگي شكوهمند خود را مي گذراند . هنگامي كه در بستر آرميده بود فرزندش عبدالوهاب به او گفت: اوصيني يا سيدي بما اعمل بعدك. سرورم ، وصيتي كن تا پس از تو به آن عمل كنم. شيخ فرمود : عليك بتقوي الله و لا تخف احدا سوي الله و لا ترج احدا سوي الله و كل الحوائج الي الله. تقواي خداوند را رعايت كن ، از هيچكس به جز خدا نترس ، به هيچكس به جز خدا اميد نبند وهمه نيازهايت را به نزد خدا ببر.

 التوحيد التوحيد اجماع الكل اصح القلب مع الله لا يخلومنه شيئا و لا يخرج منه شيئا ، انا لب بلا قشور. توحيد ، توحيد را در نظر داشته باشيد كه مورد تاييد همه مذاهب اسلامي است ، سالم ترين قلب ها هميشه با خداست ، ازآن چيزي خالي نمي ماند و چيزي از آن خارج نميشود. من مغزي بدون پوستم .

قد حصر عندي غيركم. اكنون غير از شما كسان ديگري نيز(كه آنانرا نمي بينيد) دورم راگرفته اند.

فاسعوا لهم و تادبوا معهم هيهنا رحمة عظيمه. برايشان جا باز كنيد و در برابرشان مودب باشيد . در اينجا رحمتي بزرگ فرود آمده است .

عليكم سلام و رحمة الله و بركاته غفرالله لي و تاب الله عليّ و عليكم. سلام خدا و رحمت و بركات او بر شما باد . خدا مرا بيامرزد و توبه من و شما را بپذيرد.

آنگاه پسرش عبدالعزيز پرسيد : اي پدر بيماريت چيست؟ شيخ فرمود: لا يسالني احد من شيء انا انقلب في علم الله ، ان مرضي لا يعلمه واحد انسي ولا جنّي و لا ملك ، ما ينقص علم الله بحكم الله ، الحكم يتغير والعلم لا يتغير والحكم ينسخ والعلم لا ينسخ يمحوالله ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب لا يسئل عما يفعل و هم يسالون. هيچكس از من درمورد چيزي سئوال نكند ، من در علم خدا دگرگون ميشوم ،بيماري مرا هيچ انسان و جن و فرشته اي نميداند ؛ علم خدا با حكمش نقص نميبيند ، حكم تغيير ميكند ولي علم تغيير نمي كند ، حكم منسوخ ميشود و علم منسوخ نميشود ، خدا هرچه را كه خود بخواهد محو ميكند و هرچه را كه بخواهد پابرجا مي دارد و " ام الكتاب " نزد اوست ، ازآنچه انجام ميدهد سئوال نميشود اما ديگران مسئول كارهاي خويشند .

 آنگاه گفت: استنعت بلا اله الا الله سبحانه و تعالي والحي الذي لا يخشي الفوت. از لا اله الا الله ياري ميجويم ، خداوند منزه و متعالي است و زنده اي است كه از مرگ نميترسد .

آنگاه سه بار از دهان مباركش شنيده شد : الله ... الله ... الله ... وصدايش خاموش شد

در فراق ان استاد  قران که در کودکی بمن درس عشق اموخت . . .حاج نورجان قاری . . .

الهی ببسم الله بسملم کن . . .

وصیت میکنم که صبحی که مردم          مرا در خلعتی از نی بپوشان

دلم وقف شما ای می پرستان                سرم نذر شما ای باده نوشان

ببر ما را سوی کوی می فروشان          بده جامی که جانم جان شود باز

خرابم کن که ابادم کنی باز                 فنایم کن که ایجادم کنی باز

دعا کن اتشی در بگیرد                      جنون جان مرا در برگیرد

کجایی ای جنونم جنونم                      شکست افتاده در سقف وستونم

کجایی ای من از من رمیده                 کجایی ای من از من رهیده

بچرخانم چو تیغ ابدیده                       بچرخانم چو تیغ ابدیده

دلم را تکیه عرش برین کن                 مرا سرشار از نور یقین کن

الهی باده ام بی اب و رنگ است           بنوشانم که دیگر وقت تنگ است . . .

شرح قصه دل شدگان  در توان این بینوای خزیده در سراچه خاک نیست که من بی بضاعتم و مقصود بلند و امانت سنگین  از این رو خواستم قلم را زمین گذارده  ودم فروبسته در وصف این شوریدگان شهر عشق سکوت کنم بخود گفتم

قلم بشکن  ورق سوز و سیاهی ریز دم برکش

دلا این قصه عشق است و در دفتر نمی گنجد . . .  

در گذشت شیخ القرا ترکمن صحرا استاد نورجان قاری . . .

 

شیخ القرا  ترکمن صحرا و عالم متقی  حاج نورجان قاری  دعوت حق را لبیک گفت  او که عمری قران خوانده و قران تعلیم داده بود  او که مهاجر فی سبیل الله بود و مصاحب و یار دیرین شیخ عبدالقادر اخوند داغستانی بود . . .

گفتگو با استاد حاج عبدالرحمن اخوند تنگلی از فصل نامه یاپراق قسمت اول

 

فصلنامه‌ي‌ «ياپراق‌» بر آن‌ است‌ تا در هر شماره‌ به‌ شرح‌ احوال‌ و آثار عالمان‌ و انديشمندان‌ و هنرمنداني‌ كه‌ در قيد حياتند، بپردازد.

با توجه‌ به‌ اهميت‌ موضوع‌، انتخاب‌ نخستين‌ شخصيت‌ براي‌ مصاحبه‌، امر ساده‌اي‌ نبود. وجود افراد مختلفي‌ كه‌ در امور فرهنگي‌، علمي‌ و اجتماعي‌به‌ عناوين‌ شاخصي‌ دست‌ يافته‌ بودند، گزينش‌ را بيش‌ از پيش‌ مشكل‌ مي‌ساخت‌. پس‌ از همفكريهاي‌ بسيار استاد حاج‌ عبدالرحمن‌ آخوند تنگلي‌ طانا را برگزيديم‌. شخصيت‌ روحاني‌، علمي‌ و فرهنگي‌ برجسته‌اي‌ كه‌ بدون‌ ترديد در بين‌ همقطاران‌ خود شاخص‌ بوده‌ و داراي‌ امتيازات‌ فراواني‌است‌. چهل‌ سال‌ تحصيل‌ و تدريس‌ در حوزه‌ علميه‌ عرفاني‌، پايه‌گذاري‌ حوزه‌ علميه‌ عرفاني‌ عرفان‌ آباد، تحقيقات‌ و پژوهشهاي‌ متعدد، تأليف‌ بيش‌از 50 عنوان‌ كتاب‌ ديني‌ و عرفاني‌، شركت‌ مستمر در مجامع‌ و مراسم‌ ديني‌فرهنگي‌، تربيت‌ دهها طلبه‌ و... از جمله‌ خدمات‌ ارزنده‌ي‌ ايشان‌ به‌ايران‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ بي‌شك‌ نام‌ وي‌ را ماندگار خواهد ساخت‌.

براي‌ زيارت‌ ايشان‌ و گفتگو با وي‌، عازم‌ روستاي‌ عرفان‌آباد (قراقچي‌) واقع‌ در غرب‌ گنبدكاووس‌ شديم‌. مسجد بزرگ‌ و بسيار زيبا و ساختمانهاي‌طويل‌ كه‌ حجره‌هاي‌ محل‌ سكونت‌ طلاب‌ حوزه‌ به‌ شمار مي‌روند، از دور به‌ هر تازه‌ واردي‌ خوشامد مي‌گويد.

سادگي‌ محيط، حجره‌ها، دفتر كار استاد، درسخانه‌ و استفاده‌ از كامپيوتر به‌ عنوان‌ آخرين‌ دستاورد صنعتي‌ قرن‌ بيستم‌ از امتيازات‌ اين‌ حوزه‌ي‌ علميه‌عرفاني‌ است‌.

با استاد گفتگو و نشستي‌ داشته‌ايم‌ كه‌ اميدواريم‌ همين‌ اندك‌، فايدتي‌ در شناخت‌ اين‌ عالم‌ معاصر تركمن‌ باشد:

 

* ضمن‌ تشكر از اينكه‌ درخواست‌ نشريه‌ي‌ «ياپراق‌» را قبول‌ كرديد و ما را به‌ حضورتان‌ پذيرفتيد، به‌ عنوان‌ اولين‌ سوال‌ ابتدا خواهش‌ مي‌كنم‌ خودتان‌ را براي‌ خوانندگان‌ عزيز معرفي‌ كنيد؟

* من‌ عبدالرحمن‌ تنگلي‌ طانا موسس‌ و مدرس‌ حوزه‌ علميه‌ عرفاني‌ عرفان‌آباد، متولد سال‌ 1320 در روستاي‌ قيزلر از روستاهاي‌ بخش‌ نوارمرزي‌ داشلي‌برون‌ هستم‌. محل‌ سكونتم‌ روستاي‌ عرفان‌آباد و تحصيلات‌ حوزوي‌ام‌ را در حوزه‌ علميه‌ عرفاني‌ قره‌بولاغ‌ نزد استاد «حاج‌ يارمحمد آخوند نظري‌» به‌ پايان‌ رسانيده‌ام‌. از سال‌ 1349 نيز حوزه‌ علميه‌ عرفان‌آباد را تأسيس‌ كرده‌ و در آن‌ مشغول‌ تدريس‌ هستم‌.

* در حال‌ حاضر چند طلبه‌ در حوزه‌ مشغول‌ تحصيل‌ هستند و تاكنون‌ چند نفر از طلاب‌ شما به‌ كسوت‌ مقدس‌ روحانيت‌ درآمده‌اند؟

* هم‌ اكنون‌ صد و سي‌ طلبه‌ جوان‌ در حوزه‌ تحصيل‌ مي‌كنند و تعداد فارغ‌التحصيلان‌ حوزه‌ نيز شصت‌ و سه‌ نفر هستند.

* انگيزه‌ي‌ اوليه‌ي‌ شما در گرايش‌ به‌ تحقيق‌ و تأليف‌ چه‌ بود؟

* در ايام‌ جواني‌ و طلبگي‌ علاقه‌ شديدي‌ به‌ تحقيق‌ و نوشتن‌ در خود احساس‌ كردم‌. بروز برخي‌ اختلاف‌ نظرها، بين‌ روحانيون‌ وقت‌ ـ از جمله‌ در زمينه‌ي‌ خفيه‌ يا جهر بودن‌ ذكر ـ مرا برآن‌ داشت‌ تا با رجوع‌ به‌ قرآن‌ و احاديث‌، حقيقت‌ موضوع‌ را براي‌ خود و ديگران‌ آشكار سازم‌. برخي‌ علما با آوردن‌ استدلالهايي‌ مي‌گفتند، ذكر بايد خفيه‌ باشد و بعضي‌ ديگر نيز بر جهري‌ بودن‌ آن‌ پافشاري‌ مي‌كردند. پس‌ از تحقيق‌ و تفحص‌ درباره‌ي‌ اين‌ موضوع‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدم‌ كه‌ موضوع‌ آن‌ چنان‌ مهم‌ نيست‌ كه‌ اختلافاتي‌ را درپي‌ داشته‌ باشد.

 پس‌ از مدتي‌ در خصوص‌ مراسم‌ مولودخواني‌ اختلاف‌ نظرهايي‌ پيش‌ آمد، سپس‌ بدعت‌ وهابيت‌ مطرح‌ شد و وهابيون‌ تمسك‌ به‌ غير خدا يعني‌ به‌ ائمه‌ و اولياءا را خرافات‌ و شرك‌ قلمداد كرده‌، سعي‌ در تبليغ‌ اين‌ بدعت‌ نمودند.

 مسأله‌ «اشاره‌»(1) در نماز مطرح‌ شد و مسائلي‌ از اين‌ قبيل‌ باعث‌ شد تا به‌ تحقيق‌ و بررسي‌ كتب‌ و گردآوري‌ ايده‌ها و نظرها و آيات‌ و احاديث‌ بپردازم‌. در كتب‌ موجود برخي‌ مسائل‌ از روي‌ تعصب‌ بيان‌ شده‌ و در برخي‌ ديگر نيز مسائل‌ بطور اجمال‌ مطرح‌ شده‌ و چندان‌ باز نشده‌ است‌. ميل‌ دروني‌ روشن‌ شدن‌ حقايق‌ به‌ دور از هرگونه‌ تعصب‌، انگيزه‌ي‌ اصلي‌ كشيده‌ شدن‌ بنده‌ به‌ طرف‌ تحقيق‌ و تأليف‌ بوده‌ است‌.

* در چه‌ زمينه‌هايي‌ تحقيق‌ و نوشته‌هايي‌ داريد؟

* ابتدا در خصوص‌ عرفان‌ و صوفيگري‌ مطالبي‌ نوشتم‌. زيرا در منطقه‌، برخي‌ بر اين‌ باور بودند كه‌ بايد مريد راه‌ و طريقت‌ مشايخ‌ و عارفان‌ گذشته‌ بود. بعضي‌ ديگر مي‌گفتند كه‌ مرشد بايد زنده‌ و حاضر باشد. با توجه‌ به‌ اين‌ موضوع‌ در خصوص‌ شرايط لازم‌ براي‌ مرشد شدن‌ تحقيقاتي‌ كردم‌.

 در زمينه‌ي‌ مسائل‌ فقهي‌ مثل‌ جهر و خفيه‌ بودن‌ ذكر و مولودخواني‌، در خصوص‌ ادبيات‌ و در زمينه‌ صرف‌ صيغه‌ها، تجزيه‌ و تركيب‌ و اشعار ديني‌ و در زمينه‌ احكام‌ ديني‌ به‌ زبان‌ تركمني‌ نيز كتبي‌ را نوشته‌ام‌.

* به‌ نظر شما چرا روحانيون‌ ديگر اهل‌ تسنن‌ منطقه‌ به‌ تحقيق‌ و تأليف‌ نمي‌پردازند؟

* برخي‌ از علماء عليرغم‌ اينكه‌ بسيار متقي‌ و عابد هستند، افكار قديمي‌ دارند; عقيده‌ دارند كه‌ همه‌ي‌ مسائل‌، قبلا توسط علماي‌  پيشين‌ نوشته‌ شده‌ و كتابهاي‌ جامعي‌ در دسترس‌ است‌ كه‌ ما را از هرگونه‌ نوشتن‌ كتاب‌ جديد بي‌نياز كرده‌ است‌. دست‌ به‌ قلم‌ بردن‌ من‌ هم‌ به‌ اين‌ دليل‌ نيست‌ كه‌ كتب‌ قبلي‌ كفايت‌ نمي‌كند، بلكه‌ به‌ اين‌ دليل‌ است‌ كه‌ كتابهاي‌ قبلي‌ همه‌ به‌ زبان‌ عربي‌ بوده‌ و قابل‌ استفاده‌ براي‌ عموم‌ مردم‌ نيست‌ و من‌ سعي‌ كرده‌ام‌ آنها را به‌ زبان‌ تركمني‌ جهت‌ استفاده‌ عموم‌ مردم‌ به‌ چاپ‌ برسانم‌.

* آيا تاكنون‌ در مراسم‌ و كنفرانسهاي‌ ديني‌ و فرهنگي‌ داخلي‌ يا خار

اندرزهای دهگانه حضرت عایشه رضی تعالی عنها. . .

حضرت عائشة رضي الله عنها از نبی اکرم صلی الله عليه وسلم روايت می کند که فرمود: وقتی که خداوند بخواهد اهل بهشت را داخل بهشت کند فرشته ای را با هديه ای ولباسی از بهشت نزد آنان می فرستد. ووقتی که بخواهند داخل آن شوند،فرشته به آنها می گويد: بايستيد،هديه ای از طرف پروردگار عالم نزد من است. می گويند آن چيست؟ فرشته می گويد: آن هدايا ده انگشتری هستند:

بر اولی نوشته شده است.{ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ} [الزمر: 73] « سلام بر شما مبارکتان باد،داخل آن شويد. برای هميشه.»

بر روی دومی نوشته شده است:(رفعت عنکم الأحزان والهموم) " غم واندوه از شما بر طرف ودور گرديد".

برسومی نوشته شده است:{وَتِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ}[الزخرف: 72] « آن بهشتی است که به سبب اعمال نيکی که انجام داده ايد،ارث وملک شما کرديم.»

بر روی چهارم نوشته شده است:(ألبسناکم الحِلَلَ والحلي) " لباسی حرير را به شما می پوشانيم وشما را آراسته می کنيم."

بر روی پنجمی نوشته شده است:{ كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ} [الدخان : 54] «حوريهای زيبا روی را به ازدواج آنان در آورده ايم.»{ إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ} [المؤمنون : 111] « من امروز به سبب صبر و تحملی که داشتند پاداششان می دهم که آنان خودشان رستگار هستند.»

بر روی ششمی نوشته شده است: ( هذا جزاؤکم اليوم بما فعلتم من الطاعة) " اين پاداش شما است امروز به سبب طاعتی که انجام داديد ".

بر روی هفتمی نوشته شده است:( صر تم شباباً لا تهرمون أبداً) " جوان گشتيد که هيچوقت پير نمی شويد ".

بر روی هشتمی نوشته شده است:( صرتم آمنين لا تخا فون أبداً) "در امنيت قرار گرفته ايد هر گز نترسيد".

برروی نهمی نوشته شده است: (رافقتم الأنبياء والصدقين والشهداءَ والصالحين) "همراز وهمنشين انبياء وصادقان وشهيدان وصالحان شده ايد".
بر روی دهمی نوشته شده است: ( سکنتم فی جوار الرحمان ذی العرش الکريم ) " در جوار خداوند بخشنده صاحب عرش کريم ساکن شده ايد ".

سپس فرشته رحمت می گويد:{ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِينَ} [الحجر: 46] « داخل آن شويد در حال امنيت وآسايش.

داخل می شوند ومی گويند:{ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ} [فاطر : 34] «حمد وستايش خداوندی که غم را از ما بر داشت براستی پروردگار ما بسيار بخشنده وسپاسگذار است.

و وقتی که خداوند بخواهد،اهل آتش را داخل آن کند،فرشته ای را نزد آنان می فرستد که ده انگشتری همراه دارد.

بر روی اولی نوشته شده است: داخل آن شويد،که در آن که هيچوقت نخواهيد مرد وزنده نخواهی شد از آن برون نخواهی رفت

بر روی دومی نوشته شده است: در عذاب فرو رويد راحتی برای شما وجود ندارد.

بر روی سومی نوشته شده است : از رحمت من نااميد باشيد.

بر روی چهارمی نوشته شده است : داخل آن شويد در حال غم وانده وحزن ابدی.

بر روی پنجمی نوشته شده است: لباستان آتش،غذايتان زهر تلخ،نوشيدنيتان آب داغ،گاهواره تان آتش وپوششتان هم آتش است.

بر روی ششمی نوشته شده است: امروز اين پاداش شما است به سبب اينکه نا فرمانی مرا کرديد.

بر روی هفتمی نوشته شده است: در آتش برای هميشه عذاب من قرين شما است.

بر روی هشتمی نوشته شده است : نفرين ولعنت بر شما باد. که بطور عمد گناهان بزرگ را مرتکب می شويد. پشيمان نمی گشتيد وتوبه نمی کرديد.

بر روی نهمی نوشته شده است : همراهان شما در آتش برای ابد شياطين هستند.

بر روی دهمی نوشته شده است : از شيطان پيروی کرديد،فقط دنيا را خواستيد،آخرت را فراموش کرديد. وسر انجام اين است جزای شما.

میلاد پیامبر رحمت . . .

میلاد پیامبر نور ورحمت وتقارن بهار طبیعت بر مسلمین جهان و عالم بشریت و کائنات مبارکباد

در فراق عالم فرزانه استاد محمد اخوند نوریزاد. . .

.  ما را نبود دلی که کار اید از او                جز ناله که هر دمی هزار اید از او               چندان گریم که کوچه ها گل گردد           نی رویدو ناله های زار اید از او . . . نو جوانی بودم در یک روز خوب خدا و عید فطر و در یک روز افتابی قشنگ  بر بالای منبر عیدگاه ومصلی گنبد  عالمی با قدی و قامتی بلند و رشید بالای منبر رفت بعد از حمد و ثنا خدا و صلوات بر رسولخدا و خاندان او اصحاب با وفای اوسخن اغاز کرد و مرا چنان مجذوب کرد و چنان بر حضار تاثیر گذاشت که حضار همه اشک شوق میریختند نیمدانم در بین سخنانش یک بخش از سخنان پرشور رشور خطیب راحل در گوشم طنین انداز است وان حدیث پیامبر عظیم الشان بود که فرموده بود انا یتیم و احب الیتامی  من یتیم بودم و یتیمان را دوست می دارم  .. .    

در فراق خوبان . . .

شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت        فراق یار نه ان می کند که بتوان گفت

حدیث هول قیامت که گفت   واعظ شهر              کنایتی است که از روزگار هجران گفت

نشان  یار    سفرکرده   از که پرسم   باز               که هر چه گفت  بر ید صبا پریشان گفت

مزن ز  چون  وچرا   دم که بنده    مقبل              قبول کرد به جان هر سخن که جانان گفت

گفته بودی که پیامبر  صل الله علیه وعلی اله گفت  اذارایتم الربیع اکثروا ذکرا النشور  انگاه بهار را دیدید یاد قیامت بیفتید. . .او که عمری با کلام رسول  الله خلق را می گریاند  خود خلق را گریاند

          الا یاران عاشق زود رفتند             از این وادی همه خشنود رفتند

          من وتو مثل یک مرداب رفتیم        خوشا انانکه مثل رود رفتند

مرگ من فرا خواهد رسید  در بهاری روشن از امواج نور یا در زمستانی غبار الود ه دور و یا خزانی خالی از فریاد شور  مرگ من فرا خواهد رسید روزی از این تلخ وشیرین روزها  روزی همچون روزهای دیگر سایه ای از امروزها و دیروزها  دیدگانم همچون الماسهای تار  گونه هایم مر مرهای سرد  ناگهان خوابی مرا خواهد ربود من تهی خواهم شد از فریاد . . .

درگذشت خطیب برجسته و عالم وارسته . . .

انا لله وانا الیه راجعون

خطیب برجسته وعالم وارسته استاد حاج نورمحمد اخوند  نوریزاد معروف به محمد اخوند تکه  دعوت حق را لبیک گفت.مصیبت وارده را به عاشقان دین ودیانت تسلیت عرض می نماییم.