نیش عقرب . .  منبع از وبلاک عشق الهی

هندویی عقربی را دید که در آب برای نجات خویش دست و پا میزند ...


هندو به قصد کمک دستش را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب تلاش کرد تا نیشش بزند !

با این وجود مرد هنوز تلاش میکرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما

عقرب دوباره سعی کرد او را نیش بزند !!!

مردی در آن نزدیکی به او گفت : چرا از نجات عقربی که مدام نیش میزند دست نمیکشی ؟!


هندو گفت : عقرب به اقتضای طبیعتش نیش میزند طبیعت عقرب نیش زدن است

و طبیعت من عشق ورزیدن ...

چرا باید از طبیعت خود که عشق ورزیدن است فقط به علت این که

 طبیعت عقرب نیش زدن است دست بکشم ؟!

 

هیچگاه از عشق ورزیدن دست نکش همیشه خوب باش حتی اگر اطرافیانت نیش بزنند ...

نصیحت الاغی . . .

كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی به درون یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر 
چه سعی كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه 
را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش را می 
تكاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا می آمد، سعی می كرد روی خاك ها 
بایستد.

روستایی ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور 
به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از 
چاه بیرون آمد ...

نتیجه اخلاقی : 
 مشكلات، مانند تلی از خاك بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول 
اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور كنند 

و دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود!
وثابت کنیم که از یک الاغ کمتر نیستیم

 

 

طلع البدر علینا. . . گرفتم از وبلاک عشق الهی

طلع البدر علينا من ثنيات الوداع

ما شب چهارده از گردنه وداع بر ما طلوع کرد

وجب الشكر علينا ما دعى لله داع
شکر خدا بر ما واجب است
ای که بر ما مبعوث شده ای ، و با دستوری پذیرفته آمدی

أيها المبعوث فينا جئت بالأمر المطاع
تا هنگامی که ندای دعوت به سوی خدا طنین انگیز باشد

جئت شرفت المدينة مرحباً يا خير داع
با ورودت مدینه را شرافت دادی ، خوش آمدی ای بهترین دعوت کننده

طلع النور المبين نور خير المرسلين
نور آشکار طلوع کرد ، نور بهترین پیامبران

نور أمن وسلام نور حق و يقين
نور امنیت و سلامتی ، نور حق و یقین

ساقه الله تعالى رحمة للعالمين
خداوند او را به سوی ما فرستاده ، رحمتی برای جهانیان

فعلى البر شعاع وعلى البحر شعاع
پس شعاع نورش در خشکی و دریا منتشر شده است

مرسل بالحق جاء نطقه وحي السماء
پیامبری که به حق آمده ، سخنش وحی آسمانی است

قوله قول فصيح يتحدى البلغاء
گفته هایش زیبا و فصیح ، سخن وران را به مقابله می طلبد


فيه للجسم شفاء فيه للروح دواء
(سخنانش) درمانی برای جسم است
(سخنانش) دارویی برای روح است

أيها الهادي سلاماً ما وعى القرآن واع
ای هدایت کننده سلام و درود بر تو باد
تا زمانی که درک کننده ای قرآن را درک کند

جاءنا الهادي البشير مطرق العاني الأسير
به سوی ما هدایت کننده و بشارت دهنده ای آمده
رهایی بخش مصیبت زده و اسیر

مرشد الساعي إذا ما أخطأ الساعي المسير
راهنمای تلاشگر زمانی که به بیراهه رود

دينه حق صُراح دينه ملك كبير
دینش حق آشکار است ، دینش دولتی بس بزرگ است

هو في الدنيا نعيم وهو في الأخرى متاع
که در دنیا خوشبختی است و در آخرت سعادت


هات هدي الله هات يا نبي المعجزات
بیاور هدایت خدا را بیاور ای پیامبر معجزات

ليس للات مكان ليس للعزى ثبات
مکانی برای (بت) لات و آرامشی برای عزی نیست

وحّد الله ووحد شملنا بعد الشتات
توحید خدا را بیان کن بعد از متفرق شده ما را متحد بگردان

أنت ألفت قلوباً شفها طول الصراع
شما قلب ها را به هم پیوند دادید ، از خستگی جنگ و جدل های طولانی رهانیدی

طلع البدر علينا من ثنيات الوداع
ما شب چهارده از گردنه وداع بر ما طلوع کرد

وجب الشكر علينا ما دعى لله داع
شکر خدا بر ما واجب است
تا هنگامی که ندای دعوت به سوی خدا طنین انگیز باشد

أيها المبعوث فينا جئت بالأمر المطاع
ای که بر ما مبعوث شده ای ، و با دستوری پذیرفته آمدی


جئت شرفت المدينة مرحباً يا خير داع
با ورودت مدینه را شرافت دادی ، خوش آمدی ای بهترین دعوت کنن

نصیحت لقمان حکیم . . .

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو ۳ پند می دهم که کامروا شوی.

اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!

دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی !

سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!!

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد: اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که می خوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.

اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .

و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست...