قذافی و اظهارت عجیب و غریب  منبع خبر تابناک

معمر قذافي، ديكتاتور ليبي در طول 40 سال حضورش در قدرت به اظهارات و ديدگاه‌هاي عجيب و غريبش شهره بود كه از مساله قوميت عربي و دعوتش براي تشكيل "ايالات متحده آفريقا" آغاز مي‌شد.
سرهنگ معمر قذافي، رهبر انقلاب ليبي و صاحب نظريه سوم كه در كتابش، "كتاب سبز" مطرح كرده بود، روز پنج‌شنبه كشته شد، در حالي كه اظهارات و نظريات عجيب و غريبش همچنان در اذهان باقي است.

به گزارش «ايسنا» به نوشته روزنامه اماراتي دارالخليج، معمر قذافي، ديكتاتور ليبي در طول 40 سال حضورش در قدرت به اظهارات و ديدگاه‌هاي عجيب و غريبش شهره بود كه از مساله قوميت عربي و دعوتش براي تشكيل "ايالات متحده آفريقا" آغاز مي‌شد.

وي همچنين به خاطر پوشيدن لباس‌هاي متنوع با رنگ‌هاي آفريقايي و نيز لباس‌هاي نظامي عديده با دكوراسيون خاصش، پوشيدن پيراهن‌هاي رنگي، كلاه‌هاي عجيب و غريب و عينك‌هاي دودي‌اش همواره مورد توجه بود.

زماني كه اعتراض‌ها در ليبي آغاز شد، وي تظاهركنندگان مخالف خود را موش، مزدور و خيانتكار توصيف كرد كه قرص‌هاي روان‌گردان مصرف مي‌كنند و آنها را تهديد كرد كه قتل‌عام خواهد كرد.

پيش از اين نيز قذافي اظهارات و جملات عجيب و غريبي را مطرح كرده بود.

يكبار كه درباره ويليام شكسپير، اين نمايش‌نامه نويس عربي‌تبار در ميان جمعيتي كه احتمالا افرادي كم اطلاع بودند، شكسپير را "شيخ زبير" معرفي كرد!

از ديگر مسائل عجيب و غريب درباره قذافي اين بود كه براساس قاموس شخصي‌اش گفته بود كه اجداد سرخ‌پوستان آمريكا از نوادگان ساكنان شمال آفريقا هستند ... و نام كشور آمريكا از فردي به نام آمريكا گرفته شده است!

قذافي در زمينه مسائل اقتصادي نيز نكته‌هاي جالبي را گفته بود مانند اين كه سوئيس كشوري نزديك به ليبي است كه در مقايسه با ليبي چندان پيشرفت نكرده است!

ديكتاتور ليبي همچنين در مورد آمريكايي‌ها و شوروي سابق نيز نظر داده و گفته بود كه همبرگر از سوسك و موش‌ و قورباغه درست مي‌شود و به دليل آن اتحاد جماهير شوروي سابق فروپاشيد!

قذافي همچنين معتقد بود كه از دو نوع افراد بايد رهايي يافت چراكه آنها كارشان بي‌فايده است يكي وكيل است و ديگري گل‌فروش.

ديكتاتور ليبي همچنين در زمينه پزشكي نيز سررشته داشت! در اجلاس سران اتحاديه آفريقا در سال 2003 اعلام كرد كه ايدز، ايدز، ايدز غير از اين ديگر حرفي را نمي‌شنويم. اين بيماري تروريسم است. آن جنگ رواني است. ايدز ويروسي آرام است و اگر پاك نگهش داريد هيچ مشكلي ايجاد نمي‌كند.

قذافي فردي بود كه خود را از تمام وظايف يك رئيس جمهور براي اداره كشور كنار مي‌كشيد تا به اداره انقلابش بپردازد. وي دوست داشت كه زنها در كنارش باشند. اكثر وقتش را نيز در چادر خود كه آن را در تمامي سفرهايش با خود مي‌برد، سپري مي‌كرد و چادرش را در سال 2007 در پاريس در باغ كاخ ويژه مهمانان خارجي علم كرد.

در جريان آن سفر نسبت به زنان اروپا اظهار ترحم كرد. وي گفت كه شرايط زنان در اروپا وحشتناك و فاجعه‌بار است. آنها ناگزيرند در برخي مواقع مثل كارگر ساختمان يا مكانيك كار كنند و وي مي‌خواهد كه زنان اروپا را كه مبارزه مي‌كنند، نجات دهد.

ديكتاتور ليبي به خاطر اصرارش بر برانگيختن افكار عمومي كشورهاي غربي در انتقاد از تفكر دموكراسي تعلل نمي‌كرد. يك بار اعلام كرد كه برخي كشورها ممكن است ديكتاتوري را بيابند كه براي آنها مناسب‌تر است.

در اوت سال 2010 در جريان سفرش به رم دو سخنراني درباره اسلام در برابر صدها زن ايراد كرد كه آنها از بين زنان زيبا و جوان انتخاب شده بودند و هريك از آنها براي حضور در اين جلسه 80 يورو دريافت كرده بودند،‌ قذافي به آنها گفت: اروپا بايد اسلام را بپذيرد و اسلام بايد تبديل به ديني در كل اروپا شود.

در جريان انقلاب تونس، زين‌العابدين بن‌علي، رئيس‌جمهوري مخلوع اين كشور را بهترين فرد براي حكومت در تونس معرفي كرد و درباره حسني مبارك، رئيس‌جمهور سابق مصر نيز گفت: وي مستحق چنين رفتاري نبود. مبارك مردي فقير و متواضع است. ملتش را دوست دارد.

همچنين در سخنراني كه در فوريه كمي بعد از آغاز انقلاب ليبي ايراد و در اينترنت غوغا كرد، اظهاراتش درباره تهديد انقلابيون و تحت پيگرد قرار دادن خانه به خانه آنها بود.

وي در اين سخنراني گفته بود كه من رئيس‌جمهوري نيستم كه كنار بروم، حتي اگر رئيس‌جمهور بودم، در مقابل چشمانتان استعفا مي‌دادم. من رهبرم، من تاريخ هستم، من سرور پادشاهان آفريقا هستم. آن موش‌هايي كه مي‌خواهند ليبي را نابود كنند چه كساني هستند؟ ما بايد ليبي را از اين خيانتكاران پاك كنيم. ميليون‌ها تن براي حمايت از دفاع از من به ليبي خواهند آمد و من تا آخرين قطره مبارزه خواهم كرد.

روحانی منهدس -از سایت تابناک

حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی نجاریان از روحانیون سمنانی که پس از تحصیلات حوزوی با حضور در دانشگاه و تحصیل در مقطع مهندسی عمران هم‌اکنون در کسوت روحانیت به عنوان یک مهندس ناظر ...
حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی نجاریان از روحانیون سمنانی که پس از تحصیلات حوزوی با حضور در دانشگاه و تحصیل در مقطع مهندسی عمران هم‌اکنون در کسوت روحانیت به عنوان یک مهندس ناظر در اجتماع حاضر می‌‌شود از جمع بین این دو رشته و نیز قضاوت‌های جامعه در خصوص یک روحانی مهندس سخن می‌گوید.

حجت الاسلام مهدی نجاریان در گفتگو با «مرکز خبر حوزه» به عنوان یک روحانی دارای مدرک مهندسی عمران و مدیر عامل یکی از شرکت های فنی و مهندسی، از علاقه قلبی خویش به دنیای طلبگی گفت و تاکید کرد: کماکان خودم را یک طلبه و مبلغ می دانم ، هر چند به کارهای مهندسی نیز اشتغال دارم.

 متن گفتگوی حوزه نیوز با وی در زیر آمده است:

*حوزه نیوز: لطفا نحوه ورود خود به حوزه را شرح دهید.

ـ بنده از همان ابتدای ورود به حوزه، علاقه خاصی به تحصیل دروس دانشگاهی در کنار دروس حوزه داشتم و این گونه بود که پس از قبولی در حوزه، در دانشگاه نیز در رشته علوم سیاسی قبول شدم، اما پس از دیدار با یکی از اساتید مطرح حوزه و مشورت با ایشان در خصوص تحصیل همزمان درحوزه و دانشگاه، انصراف داده و پس از مشخص شدن وضعیت نظام وظیفه در رشته عمران قبول شدم؛ پس از فراغت از تحصیل در دانشگاه، اقدام به تاسیس شرکت فنی مهندسی نمودم: از سال 1374 وارد حوزه علمیه دامغان شدم و پس از آن به سمنان آمده و بعدها نیز برای ادامه تحصیل، توفیق حضور در قم و بهره مندی از دروس بزرگان این شهر را پیدا کردم.

*حوزه نیوز: فعالیت علمی و تخصصی را از چه مقطعی آغاز کردید؟

ـ در زمینه تحصیل در عرصه فنی و حوزوی از برخی فضلای حوزه همچون حجت الاسلام مهندس قدسی پور که در موسسه امام خمینی(ره) قم نیز فعال هستند، الگو گرفتم و آشنایی بنده با ایشان عاملی شد که به این سمت ترغیب شوم که در کنار تحصیلات حوزوی به تحصیل رشته های فنی نیز همت گمارم. در همان زمانی که برای تحصیل در دانشگاه اقدام کردم، از آن جا که جو دانشگاه را چندان خوب نمی دیدم ، احساس تکلیف کردم که باید در فضای دانشگاهی به فعالیت های فرهنگی بپردازم.

*حوزه نیوز: با توجه به نوع اشتغالات بیرونی شما که بیشتر در عرصه فنی است، چگونه می توانید به وظیفه طلبگی خود عمل کنید؟

ـ حقیقت این است که تمایل من بیشتر به ترویج فرهنگ و معارف اسلامی است و من قبل از هر چیز خود را یک طلبه و مبلغ می دانم و بعد در کنار طلبگی به فعالیت های فنی و مهندسی نیز مشغول هستم؛ هم اکنون نیز امام جماعت چند شرکت دولتی و مسجد در استان سمنان هستم و در این زمینه نیز برنامه ها و فعالیت های فرهنگی مختلفی را انجام داده و می دهم.

*حوزه نیوز: یکی از نکاتی که در خصوص حضور یک طلبه در کسوت مشاغل فنی و در حوزه روابط اجتماعی خود نمایی می کند، نحوه تعامل شما با مردم و بالعکس است. عکس العمل هم صنفان شما در این رابطه چگونه است؟

ـ جالب است، زیرا مشاهده یک مهندس در کسوت روحانیت برای بسیاری از مردم و حتی هم صنفان در شاخه های مختلف شغلی تعجب آور است؛ شرکت ما عضو انجمن پیمانکاران و انبوه سازان است و بنده نیز عضو نظام مهندسی هستم؛ زمانی که در انجمن پیمانکاران حضور پیدا کردم و برای هیات مدیره کاندیدا شدم، برای آنها بسیار عجیب بود، به طوری که بسیاری از آنان نمی توانستند در آغاز با این مساله کنار بیایند!

البته حضور یک روحانی با تخصص مهندسی در بین جامعه اثرات فراوانی دارد تغییر نگاه و دید بسیاری از مخالفان حضور افراد متدین در عرصه های فنی و تکنولوژیکی است؛ بسیاری از افرادی که دید سکولار دارند با مشاهده طلابی که با تخصص های فنی در جامعه حضور پیدا می کنند به تامل و تجدید نظر در افکارشان می‌پردازند.

*حوزه نیوز: خاطره ای نیز در این زمینه دارید؟

ـ خاطرات بسیاری در این زمینه دارم حضور یک طلبه با لباس و وجاهت طلبگی و امر و نهی فنی به معماران و برخی مهندسان و پیمانکاران برای برخی از آنها عجیب است و طبیعی است که برخی اوقات با واکنش های آنها هم مواجه شده ام. چندی پیش برای انجام یکی از پروژه های شرکت در یک ساختمانی با لباس روحانی وارد شدم و پس از مشاهده ایراد و اشکال کار، به یکی از پیمانکاران پروژه اعتراض فنی کردم که وی به من گفت « حاج آقا! شما دخالت نکنید، خودمان می دانیم چه کنیم» که من هم گفتم بنده در اینجا به عنوان مهندس حضور دارم و با دید فنی به شما می گویم که این کار، اشتباه است و شما باید بپذیرید؛ وقتی آن شخص متوجه شد که من واقعاً مهندس هستم عذرخواهی کرد و حرفم را پذیرفت.

*حوزه نیوز: از چه زمانی فعالیت های جانبی را در کنار درس حوزه آغاز کردید؟

از بدو تحصیل در حوزه فعالیت های جانبی اقتصادی از جمله تاسیس صندوق قرض‌الحسنه و فعالیت های فرهنگی مانند مدیریت پایگاه بسیج مدرسه را به عهده داشتم. در زمان تحصیل در دانشگاه، نمایندگی یکی از شرکت های پزشکی، مهندسی را بر عهده گرفته و در این زمینه فعالیت هایی را آغاز کردم و در این شرکت (فردوس گستر) نیز به همراه همسرم و افراد با تجربه و تحصیل کرده ای که در بخش های مختلف فعالیت می کنند، به فعالیت فنی و مهندسی می پردازیم.

تاسیس یک موسسه خیریه در قالب شرکت فنی و مهندسی در استان سمنان یکی دیگر از فعالیت های جانبی بنده و همکارانم در استان سمنان بوده است. در این شرکت کوشیده ایم موسسه ای خیریه با اهداف نوع دوستانه با همکاری مهندسان و فعالان این عرصه تشکیل دهیم که اوایل سال تحصیلی و سال نو کمک هایی را به افراد شناخته شده اهدا می کنیم؛ لیست هایی را از برخی خانواده های کم‌بضاعت داریم که در بخش های مختلف سعی می کنیم به این افراد خدمت کنیم.

*حوزه نیوز: با توجه به راهی که شما در عرصه حوزه و بعد در عرصه فنی در پیش گرفته اید طبیعتا دیدگاه های منتقدانه و بعضاً بد بینانه ای نسبت به فعالیت های شما پدیدار شد در این خصوص نیز توضیح دهید.

ـ متاسفانه نگاه منفی برخی افراد در خصوص حضور طلاب در شاخه های مختلف علوم، یکی از مشکلات فرهنگی در این عرصه است. زمانی که برای تحصیل در شاخه فنی و مهندسی در دانشگاه ثبت نام کردم برخی افراد اعتراض های شدیدی به من داشتند، مثلا می‌گفتند؛ یک طلبه نباید به این حوزه ها وارد شود، ولی بنده با مشاهده برخی علمای صاحب نام که در شاخه های مختلف علوم وارد شده و موفق هم بودند سعی کردم با ثبات قدم بیشتری به این عرصه وارد شوم، زیرا علاقه داشتم؛ بافت فرهنگی خانوادگی ما یکسان نیست ؛ وقتی برخی اقوام ما که در خارج زندگی می کنند با مشاهده این موفقیت ها به برخی افراد دیگر می گویند که فلان فرد، در اقوام ما هم طلبه و هم مهندس است، در نگاه آنها به حوزه و حوزویان تغییرات بسیار مثبتی ایجاد می شود.

طلبه باید خود را آماده ورود به حوزه های مختلف از جمله دانشگاه کند؛ البته اعتقاد دارم هر طلبه ای نباید وارد دانشگاه شود، زیرا این احتمال وجود دارد که تحت تاثیر آن محیط قرار گیرد، بنابراین اگر طلبه‌ای به محیط دیگری وارد شد باید آن محیط تحت تاثیر آن طلبه قرار گیرد یادم  می‌آید دانشجوی زرتشتی بود که با او مباحثاتی داشتم و در حوزه های مختلف با وی صحبت می کردم و بدین وسیله وی را با مثال های فنی و مهندسی و مثال های محسوس با اصول اسلام آشنا نمودم.

*حوزه نیوز: تسلط به زبان های خارجی از جمله ویژگی های دیگر شماست. چطور شد که به یادگیری زبان روی آوردید؟

بله در این زمینه هم به حول و قوه الهی فعالیت هایی قبول داشته‌ام و در زبان انگلیسی مهارت هایی کسب کرده‌ام. در روایات ما آمده است، اگر کسی لغتی را از امتی بداند، از مکر آن امت در امان است؛ من نیز مبنای یادگیری زبان خویش را همین مساله قرار دادم و در این زمینه فعالیت کردم؛ معتقدم هر کسی کاری را با نیت الهی آغاز کند، برای او دلنشین است در این زمینه می توانیم حتی خواب خود را با رعایت نیت خدایی، مقدس کنیم و از ثواب آن هم بهره مند شویم.

وقتی در دانشگاه نیز تحصیل می کردم در خوابگاه های دانشجویی نیز فعالیت‌های تبلیغی و فرهنگی داشتم و با علاقه به سئوالات دانشجویان پاسخ می‌دادم و آنان را با معارف اسلامی آشنا می‌کردم.

نصیحت اردشیر . . .

----بدانید که اغاز انقلابها و سقوط دولتها  ناشی از این میشود که مردم را بحال خود رها کنیم .بدون اینکه شغل و کار معینی داشته باشند . و از بیکاریست که مردم بجان امده  و در فکر چاره می افتند .و بخود اجازه می دهند در کارها دخالت کنند و اندیشه کنجکاوی  در امور جزیی و کلی بوجود میاید .و وقتی بنا باشد مردم در کارها دخالت کنند هر کسی از دریچه فکر  و اندیشه خود به امور می نگرد  و در نتیجه احزاب و گروه ها تشکیل میشود .و از اختلافات گروهی و حزبی دشمنی ها و کینه توزیها زاییده میشود .و ایشان در عین اختلاف در یک چیز با هم وحدت نظر دارند و ان عداوت با دستگاه حکومت و هر دسته و گروهی بسیج میشوند برای اینکه از حکومت برای سلطان فاجعه بیافرینند .ولی انان برای رسیدن به این مقصدنردبانی بهتر از دین و مذهب نمی یابند .و بعد از دشمنی این فکر بوجود میاید که سلطان قدرت اداره کشور را ندارد .و نمی تواند اختلافها  را ازبین بردارد .و در این جاست که اگر سلطان از یک دسته و گروه حمایت کند گروههای دیگر با او به دشمنی بر می خیزند .و از طرفی این معنی در طبیعت دمردم نهفته است که والیان و حاکمان سر بار جامعه هستند و جز مزاحمت هیچ گونه خیری از انها تراوش نمی کند .بلکه بد خواه مردمند .و چون در میان مردم افراد محروم و شلاق خورده زیاد است .همه این ها دست بدست هم داد ه مزید علت شده – انقلاب بوجود میاید – و از این روست که سلطان از کثرت جمعیت و دشمنی انان بوحشت افتاده جرات اقدام بر علیه انانرا نمی کند . زیرا اقدام سلطان بر علیه همه مردم کشور جز فریب و گول خوردن از قدرت و سلطنت نیست .و جز حماقت چیز دیگری نیست .و وقتی سلطان مرعوب شد مردم بسرعت بر علیه او می شورند .(و اورا از تخت بزیر می کشند )و مردم نیرومندترین دشمن او هستند و سزاورترین کسانی اند که شاهد ظفر را به اغوش کشند .چرا که انان در داخل کشور با سلطان حضور دارند .بنابراین کسیکه بعد از من به حکومت میرسد نباید سلامتی بدنش از اهتمام به این امور بیشتر باشد .و نباید در نظر او چیزی ناخوشایند تر از این باشد که که رییسی را از ریاست بیندازد و مریوس شود و مریوسی را بریاست برساند .یا کسی را از شغلش بر کنار کند و یا ثروتمندی را درویش کند و یا کارگذار و عاملی را از عملش باز دارد و یا امیری را بی جهت عزل کند .-------- بعضی از وزرا بقا خودشانرا در نا امنی مرزها می بینند .تا اینکه حاکم نیاز به رای و تدبیر او داشته باشد .هر گاه چنین چیزی را وزرا دیدید هرچه زودتر او را برکنار کنید .زیرا او به خاطر خود موجبات ضعف و کاستی برای حاکم و رعیت بوجود میاورد .و از این رو نمی تواند در مقابل همه مردم مقاومت کند .و باید بر کنار شود .

وصیت چنگیز خان مغول بفرزندان

نصیحت های چنگیزخان بفرزندان -----چنگیز خان در وقت مرگ فرزندان و نوادگان  را احضار کرد  و گفت  قوت جوانی به ضعف و ناتوانی بدل شد  و استواری جوانی به خمیدگی  و سفر اخرت امریست ناگزیر  نزدیک رسید . و من بقوت یزدانی  و تایید اسمانی مملکتی وسیع که از میانه ان از هر طرف یکسال راه  است بهر شما مسخر  نمودم .اکنون وصیت انست که شما بدفع دشمنان ورفع مرتبه دوستان یکدل و یکزبان باشید .تا روزگار بناز و نعمت گذرانید و چون دولت منوط به اتفاق و اتحاد است و شقاوت و جدایی مربوط به افتراق و اختلاف اگر بنا سلطنت شما بر موافقت و اتحاد بنیانگذاری  شود و بوضع یاسا و یوسون –نام دوکتاب و اساسنامه مغول بزبان ایغوری یاسا در اداب کشور داری و یوسون وظایف رعیت – قیام کنید تا اخرالزمان از تسلط بد خواهان و مکر و حیله دشمنان و شماتت اعدا در امان بمانید و اگر طریق عناد ومخالفت مسلوک دارید شاید که طراوت و سرسبزی این دولت  از نکبت چنان دچار سستی و زبونی شود که هرگز رنگ خرمی و عزت نبینید .شما که فرزندان منید و رهروان منید وصیت می کنم که از دین و کیش خود نگذرید . و از طریقه خود برنگردید .و کیش وملت دیگران را ترویج نکنید  اگر در دین خود و ایین خود  راسخ باشید نزد همکیشان خود عزیز و محترمید و بر همه مقتدا و مقدمید و چون از دین خود برگردید و ملت دیگر اختیار کنید کسی که در ان دین مقتدا  است مردمان اورا بزرگ دانند و شما را خوار و ذلیل  و بی مقدار گردانند  و در نزد  قوم خود نیز منزلت و قدر نماند . و هیچکس شما را مقتدا و رهبر نداند  به جهت انکه هر کس به همراه شما به دین دیگر دراید ان دین را تعظیم و تکریم نماید  و صاحب ان کیش را بزرگ نماید  و او را بندگی کند . و ان کس که در دین من ثابت قدم شود  از شما بیزار شود چرا که به وصیت من عمل نکردید .بنابراین نزد هر دو طایفه  خوار و بی اعتبار شوید و در نزد هر دو طایفه ذلیل و بی مقدار شوید

زگهواره تا گور دانش بجوی - کلاس اولی نود ساله -بابا اب داد- از سایت تابناک

پا تت آلن کشاورز 90 ساله نیجریه ای تجربه زیادی درباره مدرسه زندگی دارد ولی همیشه احساس کرده نیاز دارد بیشتر بداند و اخیر نامش را در مدرسه ابتدایی نوشته است تا خواندن و نوشتن را یاد بگیرد.
پیرمرد 90 ساله افریقایی در کلاس اول ابتدایی نام نویسی کرد.

‌به گزارش «واحد مرکزی خبر» پا تت آلن کشاورز 90 ساله نیجریه ای تجربه زیادی درباره مدرسه زندگی دارد ولی همیشه احساس کرده نیاز دارد بیشتر بداند و اخیر نامش را در مدرسه ابتدایی نوشته است تا خواندن و نوشتن را یاد بگیرد.

پا تت آلن گفت: من می خواهم تحصیل و بتوانم اسناد را امضا کنم زیرا از انگشت زدن پای اسناد خسته شده ام.

من می خواهم خواندن را یاد بگیرم و پیش از مرگم تحصیلات رسمی داشته باشم.

اولوگوما معلم مدرسه اش گفت: آلن از پس درسهایش خوب برمی آید و برای معلمان مشکل ایجاد نمی کند.

جمع اوری نسخه های قران چینی منبع شیعه نیوز

الازهر تصويب كرد؛
مجمع تحقيقات اسلامی الازهر حكم جمع‌آوری قرآن‌های چينی از بازارهای مصر را به خاطر اشتباهات فاحش چاپی صادر كرد.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز» ، ضياء‌الدين محمد ، مدير تأليف و ترجمه مركز اسلامی الازهر و مسئول صدور مجوز چاپ قرآن در اين مركز، اظهار كرد: حكم جمع‌آوری قرآن‌های چينی از بازارهای مصر به دليل اقدام چين مبنی بر چاپ قرآن‌ با ورق‌هايی با كيفيت و فن‌آوری‌های جديد كه اشتباهات فاحش چاپی دارند، صادر شده است.

ضياء‌الدين محمد در ادامه افزود: اين قرآن‌ها به صورت ارزان قيمت در بازارهای مصر عرضه شده است، در حالی كه پر از اشتباهات چاپی فاحش و غيرقابل تحمل است.

مدير تأليف و ترجمه الازهر همچنين تصريح كرد: تعدادی از تجار كه هويتشان نامعلوم است، به دليل قيمت ارزان قرآن‌های چينی و كيفيت بالای چاپ، اين قرآن‌ها را وارد بازار مصر و توزيع كردند تا زودتر به سود برسند، بدون اين‌كه خطر چنين اقدامی را در نظر بگيرند.

وی اتخاذ موضعی واحد از سوی كشورهای اسلامی برای ملزم‌كردن چين به توقف چاپ قرآن و تحريم فوری قرآن‌های چينی را خواستار شد و گفت: بايد موضعی قاطعانه در اين زمينه اتخاذ شود، تا شاهد روزی نباشيم كه اسرائيل هم قرآن چاپ كرده و حتی رايگان توزيع كند.

ضياء‌الدين احمد خاطر‌نشان كرد: برای الازهر مشخص است كه چين تا امروز چاپ قرآن با نظارتی دقيق را خواستار نشده است و اين اقدام را بدون پايبندی به آموزه‌هايی دينی و تنها با هدف پاسخ به نيازهای تجاری انجام می‌دهد.

گزارش الشرق الاوسط همچنين حاكی است، الازهر فتوای «شيخ محمد‌بن صالح المنجد»، مفتی و مبلغ سعودی، مبنی بر واجب‌بودن وضو قبل از لمس قرآن‌های الكترونيك و قرآن‌های تعبيه‌شده در تلفن‌های همراه را تأييد و اعلام كرد: با نمايش آيات قرآن روی صفحه تلفن همراه يا سيستم‌های الكترونيك، حكم قرآن‌های عادی جاری می‌شود، بنابراين طبق آيه 79 سوره واقعه:« لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»:( كه جز پاك‏شدگان بر آن دست ندارند) لمس‌كنندگان صفحات قرآن‌های الكترونيك بايد وضو و طهارت باشند.

منبع: ایکنا

امید بخش ترین ایه - از سایت تعامل

در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(کرم الله وجهه) به اين مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما اميد بخش ترين آيه قرآن كدام آيه است ؟ بعضى گفتند آيه"ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء"(خداوند هرگز شرك را نمى بخشد و پائين تر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى بخشد)سوره نساء آیه 48 امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من ميخواهم نيست ، بعضى گفتند آيه"و من يعمل سوء او يظلم نفسه ثم يستغفرالله يجد الله غفورا رحيما" (هر كس عمل زشتى انجام دهد يا بر خويشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحيم خواهد يافت) سوره نساء آیه 110 امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نيست . بعضى ديگر گفتند آيه "قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم"(اى بندگان من كه دراثر گناه،بر خويشتن زیاده روی کرده اید،ازرحمت خدا مايوس نشويد در حقيقت‏خدا همه گناهان را مى‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است)سوره زمرآیه53 فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نيست ! بعضى ديگر گفتند آيه "و الذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الا الله"(پرهيزكاران كسانى هستند كه هنگامى كه كار زشتى انجام مى دهند يا به خود ستم مى كنند به ياد خدا مى افتند، از گناهان خويش آمرزش مى طلبند و چه كسى است جز خدا كه گناهان را بيامرزد)
سوره آل عمران آیه135

باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نيست . در اين هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه كردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض كردند: به خدا سوگند ما آيه ديگرى در اين زمينه سراغ نداريم . امام فرمود: از حبيب خودم 
رسول خدا شنيدم كه فرمود: 
اميد بخش ترين آيه قرآن اين آيه است
 
"واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من الليل ان الحسنات يذهبن السيئات ذلك ذكرى للذاكرين

سوره هود آیه 118  

و فرمود: اى 
علىآن خدايى كه مرا به حق مبعوث كرده و بشير و نذيرم قرار داده يكى از شما كه برمى‏خيزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مى‏ريزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى‏شود از نمازش كنار نمى‏رود مگر آنكه از گناهانش چيزى نمى‏ماند، و مانند روزى كه متولد شده پاك مى‏شود، و اگر بين هر دو نماز گناهى بكند نماز بعدى پاكش می‏كند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد
 
بعد فرمود: يا على جز اين نيست كه نمازهاى پنجگانه براى امت من حكم نهر جارى را دارد كه در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع كسى كه بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشويد؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همين حكم را دارد.‏

امید آن که آثار نماز در روح و روان ، جسم و جان و جامعه و زندگی ما آشکار شود

گزارشی اسف بار از قاچاق مشروبات الکلی در ایران- از البرز نیوز

گزارشی درباره قاچاق مشروبات الکلی
صدای نفس‌های سنگینش، پچ‌پچ پزشکان را نامفهوم می‌کرد. چشم‌های بی‌نور و خسته‌اش رنگی از وحشت به خود گرفته بود. جاذبه مرگ‌آلود زمین او را به خود می‌‌خواند. وقتی حقیقت را فهمید، سرش به دوران افتاد، باورش نمی‌شد.

سلامت:  صداهای درهم و وهم‌انگیز در ذهنش می‌پیچید. احساس می‌کرد جلوی رویش مکانی ناآشنا دهان باز کرده است که به هیچ کجا هم نمی‌رسد. می‌خواست فریاد بزند و همه را به یاری بطلبد اما فقط شاهد نگاه‌های سرد و بی‌خاطره بود. تصاویر مبهمی در تخیلاتش موج می‌زد. شاید تشخیص پزشکان نادرست یا جواب آزمایش‌ها اشتباه باشد اما دردی گران که در جانش ریشه دوانده بود، واقعیت داشت. باورش نمی‌شد مصرف مشروبات الکلی زندگی‌اش را تباه کرده و مجبور باشد سال‌ها در صف پیوند کبد به انتظار بماند. با غم به اطرافش نگریست. اگر به طرف الکل نرفته بود، باز هم می‌توانست زلال قطره‌های ناب زندگی را ببیند.

باوجود ممنوعیت مصرف الکل در بسیاری از کشورها متاسفانه از میان قشر جوان و نوجوان گاهی برخی به‌طور مرتب و برخی به شکل تفریحی مشروبات الکلی مصرف می‌کنند.

کشور ما نیز متاسفانه از این مساله مستثنی نیست و هر سال بر تعداد قربانیان الکل در آن افزوده می‌شود. نتایج آخرین بررسی‌ها نشان می‌دهد مصرف مشروبات الکلی که شرعا و قانونا در کشور ما حرام و ممنوع است، سالانه باعث مرگ تعداد زیادی جوان و تحمیل میلیاردها دلار هزینه بر جوامع انسانی در سراسر دنیا می‌شود. چندی قبل دکتر عبدالرزاق برزگر، معاون پزشکی و آزمایشگاهی سازمان پزشکی قانونی کشور اعلام کرد در 6 ماهه اول سال گذشته، 74 نفر بر اثر مسمومیت ناشی از مصرف الکل جان خود را از دست داده‌اند که این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل‌تر 3/23 درصد افزایش یافته است.

 او افزود: «از کل فوت‌شدگان ناشی از مسمومیت الکل در 6 ماهه سال گذشته، 70 تن مرد و 4 نفر زن بودند.» براساس یافته‌های یک پژوهش که دکتر سعید معید‌فر، رییس انجمن جامعه‌شناسی ایران، روی یک‌هزار و 500 دانشجوی 18 تا 24 ساله انجام داد، 25 درصد دانشجویان، مصرف الکل را بدون اشکال می‌دانند. از این تعداد، 20 درصد در نظرسنجی اظهار کردند الکل مصرف می‌کنند و 5 درصد بقیه هم گفته‌اند که وسوسه شده‌اند این کار را انجام دهند. در این گزارش نبود حمایت، نظارت و ارتباط با فرزند، سهم تربیت و آموزش ناهمساز، دشمنی و طرد کودک از مهم‌ترین عوامل پیش‌بینی‌کننده مشروب‌خواری در دوره نوجوانی و جوانی محسوب می‌شوند. روان‌شناسان معتقدند مصرف الکل امروزه باعث بروز رفتارهای پرخطر بسیاری از جوانان، بروز خشم و رفتارهای مساله‌ساز که با احساس برتری‌جویی همراه هستند، شده است.

اخیرا سردار اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، اظهار داشته است: «سالانه 20 میلیون لیتر نوشیدنی الکلی در ایران کشف می‌شود و پلیس فقط 25 درصد این قاچاق را می‌تواند کشف کند.» او افزوده: «متوسط سن مصرف الکل در کشور به 20 سال رسیده است و سابقه مصرف الکل در خانواده و 26 درصد جوانانی که الکل مصرف می‌کنند، وجود دارد.» سردار احمدی‌مقدم گفته آمار اعتیاد به الکل در ایران آنچنان نگران‌کننده نیست زیرا حداکثر تعداد افراد معتاد به الکل در کشور حدود 200 هزار نفر است. در سایر کشورها با وضعیت متفاوتی مواجهیم یعنی کل معتادان به موادمخدر در دنیا 25 میلیون نفر است اما در مقابل 250 میلیون نفر از جمعیت جهان به الکل اعتیاد دارند.
آمار دقیقی از مسمومیت با الکل نداریم

دکتر بابک مصطفی‌زاده، متخصص پزشک قانونی و مسمومیت‌ها با اشاره به مصرف مشروبات الکلی در جامعه به خبرنگار سلامت می‌گوید: «معمولا افرادی که مشکلات خاصی دارند، به الکل یا موادمخدر گرایش پیدا می‌کنند. هر کدام از این افراد مشکلات روحی-‌روانی خاصی دارند. مشروبات الکلی مانند سایر مواد زیانبار به بدن آسیب‌های زیادی می‌زند و برخی از عوارض آن، مربوط به آسیب‌های فردی است که بلافاصله بعد از مصرف در یکی، دو روز اول ظاهر می‌شود و برخی هم عوارض ماندگار هستند که در صورت مصرف مداوم به وجود می‌آیند مانند آریتمی قلبی و نارسایی کبدی. البته در صورت مصرف بیش از حد، الکل می‌تواند باعث وقفه تنفسی هم شود.»

این استادیار گروه آموزشی پزشکی قانونی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی می‌افزاید: «با توجه به ممنوعیت مصرف و فروش مشروبات الکلی در کشور ما، متاسفانه افراد سودجو به صورت زیرزمینی و در کارگاه‌های غیربهداشتی اقدام به تهیه این مشروبات می‌کنند که همراه با ناخالصی‌های زیادی است. در این نوع مشروبات، معمولا الکل چوب یا متانول وجود دارد که بسیار خطرناک است و در خوشبینانه‌ترین حالت باعث کوری دائمی فرد و در بسیاری موارد فوت شخص می‌شود.» وی تصریح می‌کند: «افراد بسیاری پس از مصرف این‌گونه مشروبات بعد از گذشت 2 تا 3 روز به عوارض آن مبتلا می‌شوند و در صورتی که زنده بمانند تا آخر عمر بینایی‌شان را از دست می‌دهند.» او در پاسخ به این سوال که آیا آماری از مصرف مشروبات الکلی در جامعه وجود دارد، می‌گوید: «آمار خاصی در این زمینه وجود ندارد اما روزانه در بیمارستان لقمان در کنار کسانی که شیشه و کراک مصرف کرده‌اند، یک، دو مورد هم به علت مسمومیت با الکل به ما مراجعه می‌کنند.»

عوارض مصرف الکل

دکتر مصطفی‌زاده در مورد مضرات الکل می‌گوید: «مهم‌ترین عارضه الکل در صورت مصرف مداوم، نارسایی قلبی است که این عارضه در سنین پایین هم به وجود می‌آید و باعث کم شدن طول عمر فرد می‌شود.» این استادیار دانشگاه ادامه می‌دهد: «عارضه دیگر، نارسایی کبدی است که باعث ابتلا به بیماری هپاتیت الکلی می‌شود. این بیماری درواقع یک واکنش التهابی در کبد است که باعث به‌وجود آمدن کبد چرب می‌شود و عوارض خاص خودش را دارد.» به گفته وی، سومین ارگانی که بعد از مصرف مشروبات الکلی دچار عارضه می‌شود، لوزالمعده است. پانکراتیت یا همان التهاب لوزالمعده از عوارض درازمدت مصرف الکل است که در سنین بالا در فرد بیماری دیابت به‌وجود می‌آورد. لوزالمعده در بدن کار ترشح انسولین را به عهده دارد ولی چون درگیر می‌شود، آسیب می‌بیند و دیگر انسولین ترشح نمی‌کند و فرد در سنین پایین و جوانی به دیابت مبتلا و مجبور می‌شود تا پایان عمرش انسولین مصرف کند. این در حالی است که دیابت ام‌الامراض است و باعث به‌وجود آمدن بیماری‌های زیادی می‌شود.

این الکل سفید سمی

این متخصص پزشک‌قانونی در مورد استفاده برخی افراد از الکل سفیدی که در داروخانه‌ها به فروش می‌رسد، می‌گوید: «الکل‌های موجود در داروخانه‌ها، الکل‌های تقطیری هستند و روی آن عبارت الکل 96 و 95 درصد به چشم می‌‌خورد یعنی 4 تا 5 درصد ناخالصی دارند. این ناخالصی الکل‌ها سمی است که در صورت مصرف بیش از حد باعث کوری و نارسایی در کلیه‌ها و حتی مرگ می‌شود.» او با اشاره به اینکه الکل مانند سایر مواد پدیده‌ای به نام وابستگی به مواد را به‌وجود می‌آورد، تاکید می‌کند: «افرادی که مداوم از مشروبات الکلی استفاده می‌کنند، برای آنکه به آن حالت اولیه سرخوشی برسند که برای خودشان تعریف کرده‌اند، هر بار باید مقدار بیشتری بنوشند. از این رو هر روز دوز مصرفی بالاتر می‌رود و به حدی می‌رسد که دیگر نمی‌توانند آن را کنار بگذارند و مجبور می‌شوند روزانه یکی، دو بار الکل مصرف کنند.»

کنارگذاشتن الکل؛ سخت‌‌تر از کراک

این پزشک بیمارستان لقمان یادآور می‌شود: «من بیمارانی داشته‌ام که به علت وابستگی به الکل در خیابان هم الکل مصرف می‌کردند. وابستگی جسمی و روانی به الکل کاملا ثابت شده است و نتایج بررسی‌ها نشان داده است کنار گذاشتن الکل از ترک کراک سخت‌تر است زیرا الکل روی مغز اثر می‌گذارد و سلول‌های مغزی را از بین می‌برد و می‌تواند باعث دمانس (فراموشکاری) در فرد شود.»

او به جوانان توصیه می‌کند: «مشروبات الکلی بسیار مضر هستند و هیچ سود و منفعتی برای شخص استفاده‌کننده ندارند، افرادی که این مشروبات را می‌نوشند، دارای مشکلات زیاد و نقص‌های فراوان در زندگی هستند و با این کار می‌‌خواهند مسایل و مشکلاتشان را برطرف کنند. شخصی که الکل مصرف می‌کند، فرد سالمی نیست و می‌خواهد کمبودهایش را با الکل برطرف کند. الکل، ماده غیرقانونی و غیرشرعی در کشور ماست که بیشتر مردم جامعه ما با مضرات آن آشنایی دارند از این رو به جوانان توصیه می‌کنیم به دنبال استفاده از آن نباشند.»

 این استادیار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تصریح می‌کند: «مشروبات الکلی به‌صورت گذرا باعث سرخوشی در فرد می‌شوند به طوری که شخص به امور روزانه‌اش توجهی نمی‌کند در حالی که الکل با گذشت زمان مشکلات فرد را افزایش می‌دهد و نه‌تنها مسایل و مشکلات را حل نمی‌کند، بلکه باعث رانده شدن از جامعه و خانواده و در مواردی هم باعث بیکاری و اخراج از کار می‌شود. جوانان ما که آینده‌سازان فردای جامعه هستند نباید برای پر کردن خلاءهای زندگی یا ایجاد نشاط‌های کاذب، از مشروبات الکلی یا موادی مانند شیشه و کراک استفاده کنند زیرا در درازمدت آسیب‌های جبران‌ناپذیری به زندگی‌شان وارد می‌کند و باعث از بین رفتنشان می‌شود.»

 این متخصص پزشکی‌‌قانونی در مورد مصرف مشروبات الکلی و جرم بودن این کار می‌گوید: «در کشور ما که یک کشور اسلامی است، وجود هر درصدی از الکل اتانول در خون یک انسان مسلمان، جرم محسوب می‌شود و مجازات آن شلاق تا حبس است و مسایل قانونی خاص خودش را دارد. در کشورهایی هم که مصرف الکل آزاد است، باز هم مصرف آن محدودیت دارد و این‌گونه نیست که هر فردی هر اندازه‌ای که خواست، الکل مصرف و در سطح جامعه آزادانه رفت‌وآمد کند.» دکتر مصطفی‌زاده خاطرنشان می‌کند: «در کشورهای دیگر هم قوانینی برای مصرف الکل به‌خصوص در هنگام رانندگی وجود دارد که در صورت مصرف بیش از حد، فرد خاطی را پلیس دستگیر می‌کند و میزان الکل خونش اندازه‌گیری می‌شود. در صورتی که بالاتر از حد مجاز باشد جرم محسوب می‌شود و مجازات‌های خاصی دارد.»


مشروبات الکلی و وقوع جرایم

دکتر امان‌ا... قرایی‌مقدم در مورد گرایش جوانان به مشروبات الکلی می‌گوید: «متاسفانه در سال‌های اخیر شاهد گرایش جوانان به سمت مشروبات الکلی هستیم که از علل آن می‌توان به فقر، بیکاری، نبود تفریحات سالم و کمبود امکانات ورزشی و آزادی‌های فردی اشاره کرد.» او می‌افزاید: «جوانان و نوجوانانی که والدینشان مشروبات الکلی مصرف می‌کنند، قطعا به سمت این مواد گرایش پیدا می‌کنند در حالی که فرزندان خانواده‌های مذهبی که خوردن مشروبات الکلی را حرام می‌دانند، گرایشی به سمت این مواد ندارند و خوردن آن را گناه می‌دانند.»

این جامعه‌شناس با اشاره به رواج ماهواره در جامعه می‌گوید: «در بیشتر برنامه‌ها و فیلم‌های ماهواره‌ای، بازیگران الکل می‌نوشند و جوانان که به شدت تحت‌تاثیر این برنامه‌ها قرار دارند به دلیل پیروی از بازیگران به سمت این مواد می‌روند.» دانشیار دانشگاه تربیت معلم تصریح می‌کند: «یکی از عوامل دیگر، گرایش به مصرف در جوانان، پذیرفته شدن در گروه همسالان است. معمولا آنها فکر می‌کنند با کشیدن سیگار و استعمال مشروبات الکلی بزرگ شده‌اند و دوستانشان را تشویق می‌کنند که از این مواد استفاده کنند. جوانان به سمت مشروبات الکلی کشیده می‌شوند تا کمبودهای خود را به این وسیله جبران کنند.»

او با اشاره به اینکه در مورد مضرات مصرف الکل اطلاعات کمی در اختیار جوانان گذاشته می‌شود و شیوه‌های تبلیغ مشروبات الکلی بسیار قوی‌تر است، تاکید می‌کند: «این مشکلی است که کشورهای غربی هم با آن مواجه هستند و خودشان هم نمی‌دانند چه باید بکنند.»

 دکتر قرایی‌مقدم تصریح می‌کند: «الکل به اندازه موادمخدر قوی مانند کوکایین و هرویین مشکل به وجود می‌آورد و هیچ توجیهی برای مصرف آن وجود ندارد.» او می‌گوید: «وقوع جرائمی از قبیل مزاحمت‌های خیابانی و درگیری‌های خانوادگی و اعتیاد، از تبعات مصرف مشروبات الکلی است. مصرف مشروبات الکلی از نظر جامعه‌شناسی، یک نوع آسیب اجتماعی محسوب می‌شود و اگر این مصرف به حد افراط برسد،‌ صدمه‌های زیادی را از لحاظ فرهنگی و اجتماعی به جامعه وارد می‌کند.»


مشروبات تقلبی

چندی قبل دکتر شاهین‌شادنیا، دبیر انجمن سم‌شناسی و مسمومیت‌های ایران با اشاره به عوارض ناگوار مصرف الکل گفت مصرف مشروبات تقلبی دست‌ساز که عمدتا حاوی الکل متیلیک هستند باعث کوری و مرگ می‌شوند. او تاکید کرد: «الکلی که در مشروبات به درصدهای مختلف در کشورهای غربی اضافه می‌شود، الکل اتیلیک است و مسمومیت‌هایی که ایجاد می‌کند، بیشتر گوارشی است اما به دلیل منع قانونی واردات الکل در کشور ما، این مشروبات به‌طور غیرقانونی و زیرزمینی تولید می‌شوند و برای ارزان‌تر تمام شدن هزینه آن، به جای الکل اتیلیک از الکل متیلیک یا الکل چوب در ساخت آنها استفاده می‌شود که حتی مقدار کم این الکل عوارض حادی مانند کوری و در صورت عدم مراجعه به بیمارستان مرگ فرد را در پی دارد.» به گفته وی کسانی که به مقدار زیاد و ناگهانی مشروبات الکلی مصرف می‌‌کنند، دچار خواب‌آلودگی، کاهش سطح هوشیاری، تشنج و کما می‌شوند. گاهی هم بعضی از افراد افت قندخون پیدا می‌کنند و نبضشان کند می‌شود.

حرام بودن شرب خمر

رضایی، وکیل‌ دادگستری در مورد قوانینی که در رابطه با الکل وجود دارد، می‌گوید: «نوشیدن مشروبات الکلی که در فقه اسلام و حقوق جزای ایران شرب مکر یا شرب خمر نامیده می‌شود، حرام و مشمول مجازات حد است. نوشیدن الکل و مواد مست‌کننده از جرایم عمومی است و اگر معلوم شود فردی شرب‌خمر کرده، ولو مست نشده و هیچ خلاف دیگری انجام نداده یا شاکی نداشته باشد، باز هم مجازات می‌شود. باب ششم از قانون مجازات اسلامی در رابطه با حد مسکرات 80 ضربه شلاق است، همچنین در فصل بیست‌وهشتم از کتاب تعزیرات در مورد تظاهر به استعمال مشروبات الکلی، آمده است اگر استعمال الکل در ملأ عام باشد، علاوه بر 80 ضربه شلاق، شخص به 2 تا 6 ماه حبس هم محکوم می‌شود.» وی می‌افزاید: «هرکس مشروبات الکلی بخرد و حمل و نگهداری کند، تا 74 ضربه شلاق و از 3 ماه تا یک سال حبس و جریمه نقدی باید بپردازد و اگر کسی محلی را برای شرب خمر دایر کند، باز هم به مجازات فوق محکوم خواهد شد و حتی اگر کسی در چنین محلی کار کند، معاون محسوب می‌شود و همان مجازات را خواهد داشت. اگر کسی ولو با ترغیب یا تطمیع یا نیرنگ، وسایل استفاده از مسکرات را فراهم کند، در حکم معاون در شرب خمر است و به 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.» او خاطر نشان می‌کند: «براساس قوانین کشور ما، چنین فردی اول به حد مسکر محکوم می‌شود و دوم در برابر عمل خود مسوول است و به مجازات آن هم محکوم می‌شود. برای مثال براساس ماده 224 قانون مجازات اسلامی اگر فردی در حالت مستی دیگری را بکشد، قصاص خواهدشد مگر اینکه ثابت شود به کلی مسلوب‌الاختیار بوده و قصد از وی سلب شده و از قبل برای چنین عملی خود را مست نکرده باشد.»

بـازار فـروش مـشـروبـات

«محمود کله‌خر» که به‌دلیل مصرف بیش از حد مشروبات الکلی به این لقب مشهور شده و در بازار ماهی‌فروش‌ها به کار توزیع مشروبات الکلی مشغول است، می‌گوید: «عرق سگی می‌خواهید یا ویسکی؟ عرق سگی در وزن‌های مختلف 4 لیتری و 16 لیتری به فروش می‌رسد.»

محمود اطمینان می‌دهد که مشروباتی که دارد سالم و استاندارد است و بعد از ساعت 9 شب به‌وسیله پیک به در خانه فرستاده می‌شود. مشروبات داخل بطری‌های آب معدنی در حالی که کاملا با نایلون پرس شده‌اند به دست مشتریان می‌رسند و هر بطری یک لیتری حدود 20 تا 30 هزار تومان هزینه دارد. سعید، فروشنده‌ای که روبروی محمود به کار توزیع مشروبات الکلی مشغول است، می‌گوید: «از محمود مشروب نخرید. تا به حال عده زیادی با مصرف مشروب‌های او کور شده‌اند.

او در تهیه مشروبات از الکل اتانول استفاده می‌کند.» او می‌افزاید: «معمولا تهیه مشروبات الکلی در منطقه مجیدیه تهران انجام می‌شود. برای این کار دستگاه گلاب‌گیری یا دیگ زودپزهای بزرگ و یک دستگاه الکل‌سنج نیاز است که به راحتی می‌توان در ناصرخسرو تهیه کرد. معمولا چون این محصولات بوی تندی دارند، در باغ‌های اطراف رودهن تهیه می‌شوند.» او یادآوری می‌کند برای تشخیص الکل، الکل را آتش می‌زنند. اگر رنگ آن به سرخی زد، الکل صنعتی و در صورتی که شعله آن آبی و بالایش زرد بود، الکل خوراکی است.

سعید می‌گوید: «بیشتر ویسکی‌های این بازار تقلبی است و برای درست کردن آنها چوب گردو را همراه کاکل ذرت می‌جوشانند و به آن مقداری الکل سفید اضافه می‌کنند. شیشه مشروبات الکلی را با این محلول و به‌وسیله سرنگ پر می‌کنند و کسی هم متوجه تقلبشان نمی‌شود.»

قـاچـاق مـشـروبـات الـکـلی

رسول، راننده اتوبوسی که هر روز مقصدش سلیمانیه عراق است و با گرفتن 35 هزار تومان مسافران را از ترمینال غرب تا کردستان عراق می‌برد، در مورد توزیع و حمل مشروبات الکلی به خبرنگار سلامت می‌گوید: «مهم‌ترین مراکز توزیع مشروبات الکلی سقز، بانه و مریوان است. این کار را افراد پیله‌ور که کارت پیله‌وری دارند، انجام می‌دهند. این افراد که لب مرز فعالیت می‌کنند، به دلیل نبود کار و اشتغال مناسب به کار قاچاق مشروبات الکلی روی آورده‌اند. آنها معمولا مشروبات را با قاطر در روستاهای مرزی حمل می‌کنند. هر قاطر به‌طور متوسط حدود 300 کیلو‌گرم بار حمل می‌کند و هر بار 5 تا 6 قاطر محموله مشروبات الکلی را حمل می‌کنند. قاطرها راه بلد هستند و فروشندگان قبلا آنها را مست می‌کنند؛ یعنی یک نوع مشروب تند را با آب آشامیدنی‌شان مخلوط می‌کنند بعد به قاطر نمک می‌دهند و او را روانه می‌کنند. بعضی از مواقع هم که بار سنگین است و هوا بارانی، یک اسب‌سوار گله قاطرها را همراهی می‌کند تا نقطه صفر مرزی که در آن افرادی به نام کارگران اجناس را تحویل می‌گیرند. معمولا این نقاط عبارتند از: «سلیمانیه»، «پنج وین»، «اربیل» و «سیدصادق» اما بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مرکز فروش مشروبات الکلی، سلیمانیه عراق است.» به گفته این راننده اتوبوس، قیمت این مشروبات در سلیمانیه بسیار ارزان است و در تهران 10 تا 15 برابر قیمت به فروش می‌رسد.

او می‌افزاید: «حدود 80 تا 95 درصد مشروبات الکلی از طریق قاچاق وارد کشور می‌شود. وقتی مشروبات به مرزهای روستاهای مریوان، سقز، بوکان و بانه می‌رسند، جاسازی می‌شوند. معمولا برای قاچاق مشروبات از 3 ماشین (اکثرا پژو آر.دی یا 405) استفاده می‌شود. در این ماشین‌ها صندلی عقب را بیرون می‌آورند و جعبه‌های مشروبات را جاسازی می‌کنند. این ماشین‌ها معمولا سرنشینی ندارند، اما گاهی یک نفر کنار دست راننده می‌نشیند یا از یک آدمک استفاده می‌کنند. ماشین جلوتر معمولا ماشین اسکورت 2 ماشین بعدی است. وقتی این خودروها به مرز می‌رسند، به بهانه اینکه ماشین خراب شده است، شرایط پلیس راه را بررسی می‌کنند. وقتی ببینند خبر خاصی نیست و بازرسی خیلی جدی نیست، ماشین اول همراه 2 ماشین دیگر از مرز رد می‌شوند اما اگر دیدند اوضاع نامساعد است، خرابی ماشین را بهانه می‌کنند و مدت‌ها در آنجا می‌مانند و به 2 ماشین دیگر اجازه ورود نمی‌دهند. البته مسافران معمولا مشروبات الکلی را در درهای ماشین (زیر شیشه ماشین) جاسازی می‌کنند. اگر خانمی هم همراهشان باشد، خانم‌ها مشروبات را مخفی می‌کنند.» وی ادامه می‌دهد: «بعضی از مشروب‌های الکلی مشتری‌های خاص خود را دارند، به همین دلیل آنها را در جلد شامپو جاسازی می‌کنند به‌خصوص شامپوهای آلمانی که بزرگ هستند. قاچاقچیان به‌طور عمودی این شامپوها را می‌شکنند و بطری مشروب را در آنها جاسازی می‌کنند و دوباره می‌چسبانند و به‌راحتی داخل ساک یا چمدان می‌گذارند و کسی هم شک نمی‌کند.»

او یادآوری می‌کند: «بازار قاچاق مشروبات الکلی به دلیل سودآور‌بودن، خیلی گرم است و اهالی مناطق مرزی که بیشتر بیکار هستند، از این راه امرار معاش می‌کنند. آنها باوجود اینکه می‌دانند اگر دستگیر شوند 300 هزار تومان جریمه می‌شوند، همچنان به این کار مشغولند.»

خبر های منتخب از سایت شیعه نیوز

تعطیلات عید قربان عربستان امسال از سه شنبه اول نوامبر(۱۰ آبان) آغاز می‌شود و تا جمعه ۱۱ نوامبر (۲۰ آبان) به مدت ۱۱ روز ادامه خواهد داشت.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز» ، کارکنان دولت، دانشجویان و آموزگاران کارهای خود را از روز شنبه ۱۲ نوامبر(۲۱ آبان ماه) از سر می گیرند.

روز عرفات امسال پنجم نوامبر است که باز هم تاریخ قطعی آن بستگی به رؤیت هلال ماه دارد، بنابراین روز پس آن، روز عید قربان خواهد بود.

سال ۱۴۳۲ هجری قمری امسال روز جمعه (۲۶ نوامبر) ۵ آذر ماه خاتمه می یابد.

سال جدید هجری قمری از روز شنبه ۶ آذرماه مطابق اول محرم الحرام آغاز می شود.

منبع : مهر به نقل از عرب نیوز
برچسب ها: تعطیلات عید قربان ، عربستان -----------------------------------به گزارش «شیعه نیوز» ، مقامات سعودی روز گذشته (جمعه) 10 نفر را در ریاض و تبوک، گردن زدند و وزارت کشور سعودی اتهام آنان را سرقت و قتل نفس اعلام کرد.

به گزارش خبرگزاری یونایتدپرس، مقامات سعودی دو عربستانی و 8 بنگلادشی را به جرم قتل، با شمشیر گردن زدند.

سال گذشته اعدام 10 عراقی شیعه که در عربستان زندانی بودند، اعتراضات و واکنش‌های شدیدی از جمله در عراق برانگیخت.

وزارت کشور عربستان سعودی با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که این 8 نفر به جرم سرقت، محکوم شدند و در ریاض اعدام آنان انجام شد.

در یک بیانیه دیگر وزارت کشور سعودی اعلام کرد که دو سعودی نیز در شهر تبوک در شمال عربستان مجکوم شدند و به جرم قتل اعدام شدند.

یونایتدپرس افزود که با اجرای حکم این 10 نفر، تعداد افراد اعدام شده در عربستان به 55 نفر از ابتدای سال میلادی جاری رسید در حالی که سال گذشته 27 نفر اعدام شدند

بنا بر این گزارش، متهمان به جرم‌هایی مانند قتل، قاچاق مواد مخدر، تجاوز به عنف، ارتداد و سرقت مسلحانه به اعدام با شمشیر محکوم می‌شوند.

منبع : فارس

نصایح لقمان حکیم

از نصایح لقمان حکیم بفرزندش    پسرم زنان چهار دسته اند . دو دسته انان شایسته و ارزشمند  و دو دسته دیگر ناخوشایند و شوم .   اما دسته اول زنانی هستند که در میان اقوام خود عزیز و درپیش  نفس خود ذلیل اگر به او چیزی دهی تشکر میکند و اگر گرفتار شود شکیباست چیز کم نزد او زیاد جلوه میکند  اما دسته دوم  از زنان شایسته  زنان فرزند زا و مهربانند نسبت به شوهر خود مانند مادر مهربان است و دلسوز به بزرگسالان عنایت دارد . و به خرد سالان محبت می کند فرزند شوهر خود را دوست دارد گرچه از بطن خودش نباشد . همه فرزندان را دور خود جمع میکند .شوهرش از او خشنود است  امور خود و خانواده  و فرزندانرا  و مال و منال شوهرش  را بنحو شایسته ای اداره میکند . اگر شوهرش حضور دارد به او کمک میکند  و اگر غایب است ابرویش را حفظ میکند . چنین زنی مانند طلای سرخ  است خوشا  بحال کسیکه چنین زنی داشته باشد . اما دسته اول از زنان شوم  زنانی اند  که در پیش  نفس خود بزرگ  و در بین اقوام خوارند اگر چیزی به او بدهی بهانه جویی میکند و خشمگین میگردد  و اگر چیزی را از او بازداری اعتراض میکند . شوهرش از دست او در رنج و عذاب است . و همسایگان از دست او به ستوه امده اند  چنین زنی چون حیوان درنده است اگر  به او نزدیک شوی  تو را می خورد و و اگر فرار کنی ترا می کشد .اما دسته دوم از زنان شوم  زنانی اند که همیشه از شوهر خود خشمگین اند . و همسایگان از او دلتنگ و. دلگیرند . زود عصبانی میشود  و زود بگریه می افتد .اگر شوهرش حاضر باشد بحال او فایده ای ندارد و اگر غایب باشد  او را رسوا کند او بمنزله زمین شوره زاریست که گیاه در او نمی روید  و اگر ابش دهی غرق میشود  اگر بحال خودش بگذاری تشنه میشود و اگر از او فرزندی بدنیا اید سودی نخواهی برد .

تصویری نادر از مقبره مطهر سیدالمرسلین حضرت محمد مصطفی صلوات علیه و علی  اله و صحبه

 این تصویر نمایی نادر از مقبره رسول اکرم است
که برای زائرین بسته است
شاید حتی 0.1% مسلمانان نیز فرصت مشاهده این مکان را پیدا نمی کنند
لطفا این عکس رو برای منافع معنوی اش برای تمام کسانی که می شناسید ارسال کنید
 
 
cid:image002.jpg@01CA936F.C9863830

گرگ  درون


گفت دانایى که گرگى خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر
 
 
لاجرم جارى است پیکارى بزرگ
روز و شب مابین این انسان و گرگ
 
 
زور بازو چاره این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
 
 
اى بسا انسان رنجور و پریش
سخت پیچیده گلوى گرگ خویش
 
 
اى بسا زور آفرین مردِ دلیر
مانده در چنگال گرگ خود اسیر
 
 
هرکه گرگش را دراندازد به خاک
رفته رفته مى‌شود انسان پاک
 
 
هرکه با گرگش مدارا مى‌کند
خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند
 
 
هرکه از گرگش خورد دائم شکست
گرچه انسان مى‌نماید ، گرگ هست
 
 
در جوانى جان گرگت را بگیر
واى اگر این گرگ گردد با تو پیر
 
 
روز پیرى گرکه باشى همچو شیر
ناتوانى در مصاف گرگ پیر
 
 
اینکه مردم یکدگر را مى‌درند
گرگهاشان رهنما و رهبرند
 
 
اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگها فرمان روایى مى‌کنند
 
 
این ستمکاران که با هم همرهند
گرگهاشان آشنایان همند
 
 
گرگها همراه و انسانها غریب
با که باید گفت این حال عجیب
 
فریدون مشیری


 


ریاضت

رياضت چيست؟

 

 

رياضت نرم كردن است وآن را سه ركن است:

 

 رياضت افعال به حفظ، ورياضت اقوال به ضبط، ورياضت اخلاق به رفق.

 

ورياضت افعال سه چيز است:

اتباع علم،وغذاي حلال، دوام ورد.

 

ورياضت اقوال سه چيز است:

قرائت قران، و مداومت عذر، ونصيحت خلق.

 

ورياضت اخلاق سه چيز است:

فروتني، و جوانمردي، و بردباري.

 

 

                                                                                    خواجه عبدا... انصاري

 

 

 

                                                

 

 



 

مطلبی بعنوان تبرک از برادران طریقت قادر کسنزانی

شيخ از دیدگاه طریقت علیه قادریه کسنزانیه


الشيخ شیخ ، نماینده پیامبر (صلی الله تعالی علیه و سلم ) است و نماینده قرآن است و نماینده شریعت و طریقت است و معنی جانشینيِ خدا در زمین است .
* شیخ ، شریعت و طریقت را در هدایت و سیر دادن مریدان بسوی خدا پديدار میسازد . * شیخ ، در میان مریدان همچون پیامبر (صلی الله تعالی علیه و سلم) در میان یاران خویش است . یا شیخ در دلهای مریدان همچون پیامبر (صلی الله تعالی علیه و سلم)در دل صحابه است .
* شیخ ، پدر روحی مرید است . *مسئولیت های شیخ در طریقت * * مسئولیت شیخ در برابر مرید ، روشن کردن راه های رسيدن به خدای تعالی برای او و یاری رساندن به اوست ، توسط آن نیروی روحی ای که در علم و عمل در این راه کمکش کند . * شیخ خادم طریقت است . خادم فقراست و این خدمت بمعنی یاری رساندن به مرید برای رسیدن به خدای تعالی است .
* خدمت کردن شیخ به مرید ، مانند کسی است که در صحرا مسافری را می بیند که میخواهد به حج و زیارت پیامبر (صلی الله تعالی علیه و سلم)برود و آنگاه با توشه و آب و مرکب و مال و راهنمائی ، به او کمک میکند . پس شیخ به مرید خدمت میکند زیرا مسافر راه خدا و پیامبر(صلی الله تعالی علیه و سلم)و قرآن و پیران طریقت است . *در مورد سخن شیخ * * مرید باید باور کامل داشته باشد که هنگامیکه شیخ سخن میگوید ، آن سخن را خدا گفته است . (البته بعنوان نماینده ) *در مورد دیدن شیخ بجای پیامبر
* درویشان حضرت شیخ عبدالکریم کسنزانی قدس الله سره نزد او آمدند و به او گفتند ، ای شیخ ما متوسل میشویم و دعا میکنیم که پیامبر (صلی الله تعالی علیه و سلم) را در خواب ببینیم و در هر بار تو را در خواب میبینیم ، نه ایشان را . ایشان فرمودند : هر کس شیخ را در خواب ببیند گویی پیامبر(صلی الله تعالی علیه و سلم)را دیده است . *در مورد اینکه هر شیخ عطر خاصی دارد * هر شیخ عطر خاص و جداگانه ای دارد و مرید حرف گوش كني که اجازه تجربه روحی یافته ، وقتی شیخش از نظر روحی به او نزدیک میشود ، عطر و رایحه اش را میشناسد و فرق آنرا با عطر بقیه پیران طریقت ـ وقتی نزدیک میشوند ـ تشخیص میدهد .
*درمورد میوه و ثمره شیخ* *هرچیزی ثمره ای دارد و ثمره شیخ ، درویشان هستند . *درمورد روحانیت شیخ و حاضر و ناظر بودنش * *از شاه کسنزان (قدس الله سره ) پرسیدند : آیا شیخ حتی در هنگام خواب هم نزد مرید حاضر است و وقتی میخواهد حرکت کند ، یاریش میکند ؟ آیا این درست است ؟ ایشان پاسخ دادند : شیخ از این بزرگتر است . زیرا شیخ حقیقی کسی است که روحانیتش با روح مرید امتداد می یابد (یعنی روحانیتش از روح مرید قطع نمیشود ) تا آنجا که در هر پلک زدن و نفس کشیدن با او حضور دارد . *در مورد اینکه هر شیخ راه ویژ ای را برمیگزیند * هر غوثی وقتی که واصل شده و شیخ میشود ، راه ویژه ای را برمیگزیند که از مسیر آن مریدان را به خدای تعالی میرساند .
* شیخ در میان قوم خود همچون پیامبر در امت خویش است * در این بحث کوتاه می خواهیم معانی و رهنمودهای روحی ، جمله ای را که همواره برزبان پیران طریقت (قدس الله اسرارهم ) تکرار میشد ، روشن کنیم . و جمله یاد شده اینست : (شیخ در میان قوم خود همچون پیامبر در امت خویش است ) و سخن آنها که میگویند (شیخ در میان مریدانش همچون پیامبر در امتش میباشد ) این سخن چه معنائی دارد ؟ آیا ما با توجه به شریعت اسلامی اجازه گفتن آنرا داریم ؟ ریشه روحی این سخن نزد صوفیه چیست ؟ و چه آدابی را در خصوص نحوه ارتباط با شیخ ایجاب میکند و همه آن چیزی هایی که به این کلام مبارک و جایگاه آن نزد اهل طریقت مربوط میشود.والله ولی التوفیق *معنی این کلام طیب چیست ؟ این کلام پاک و طیب به این معناست که شیخ در همه چیز بجز نبوت مثل پیامبر ( صلی الله تعالی علیه و سلم ) است . زیرا نائب و وکیل ایشان بوده و وکیل نیز همچون اصیل و یا بعبارت دیگر مثل اوست . اما به نسبت ولایتی که (هر شیخ ) به آن ویژگی یافته است . شیخ عبدالوهاب شعرانی میگوید : شیخ ها در مقام ادبی که باید با آنها رعایت شود ، وارثان پیامبرند ( صلی الله تعالی علیه وسلم ) هرچند مقام هايشان متفاوت است . ــ همانطور که پیامبر واسطه بین خلق و حق است ، شیخ نیز اینچنین است . با این تفاوت که شیخ واسطه بین مرید و پیامبر(صلی الله تعالی علیه و سلم ) است . ــ همانطور که پیامبر با استفاده از حکمت که همان معجزه است ، بسوی خدا دعوت میکند . همینطور شیخ نیز با حکمت دعوت میکند . اما حکمت شیخ کرامت است . ــ همانطور که پیامبر در کردار و گفتار و احوال خود معصوم است ، شیخ نیز اینچنین است . با این تفاوت که شیخ ( بجای معصوم بودن ) در این مورد محفوظ است . ــ همانطور که پیامبر ، امانتدار وحی است ، شیخ نیز اینگونه است با این تفاوت که شیخ ، امین الهام است . ــ همانطور که پیامبر (صلی الله تعالی علیه و سلم ) از روی هوای نفس سخن نمیگوید ، شیخ نیز همینگونه است . اما با پیروی و اقتدای ظاهری و باطنی از پیامبر (صلی الله تعالی علیه و سلم ) . و شیخ عبدالوهاب شعرانی منظور حقیقی از این سخن را خلاصه کرده و میگوید : همانا شیوخ (رضی الله عنهم ) نایبان شارع (بنیانگذار شریعت ) در ارشاد همه مردم هستند . بلکه میتوان گفت که آنها وارثان حقیقی پیامبرانند که دانش شریعت های آنان را به ارث برده و خود شریعت گذاری نمیکنند . آنها شریعت را در همگان پاسداری میکنند و تشریع و قانونگذاری انجام نمیدهند . آنها قلب ها را از کج شدن بسوی آنچه خدا به آن رضایت ندارد ، حفظ کرده و آنها را به مراعات آداب خاص اهل حضرت الهی وا میدارند . و اینست ، پاره ای از معانی این کلمه طیبه . *تشبیه در شریعت اسلامی * گروهی در مورد نوع تشبیهی که در این جمله بکار رفته سئوال میکنند و میپرسند : آیا جایز است که شیخ را به پیامبر تشبیه کنیم ؟ و آیا تشبیهی نظیر این در کتاب کریم و سنت مطهره آمده است ؟ و ما در پاسخ میگوئیم : آری ، تشبیه در شریعت اسلامی ما و از وجوه متعدد ، جایز است . و از آن میان است تشبیه بالاتر به پائین تر و تشبیه پائین تر به بالاتر و تشبیه عام . از نظر نوع نخست یعنی تشبیه بالاتر به پائین تر متون قرآنی ، قدسی و نبوی زیادی وجود دارد که نشانگر مشروعیت و جواز تشبیه بالاتر (که همان حق تعالی است ) به پائین تر ( یعنی عالم خلق ) میباشد . به عنوان مثال تشبیه نور خدای تعالی به چراغدان ؛ چنانکه در سخن خدای تعالی آمده است : (مثل نوره كمشكاة)يعني نورش شبيه چراغدان است . و از آن جمله است به کار بردن صفات متعدد توسط خدای تعالی برای ذات متعالی اش که این صفات از وجهی شبیه چیزی است که در عالم خلق و جود دارد. همانطور که می فرماید: [و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام] (الرحمن 27 ) یعنی چهره پروردگار تو که صاحب جلال و اکرام است باقی می ماند . و میفرماید : [ الرحمن علی العرش استوی ] ( طه 5 ) یعنی خدای رحمن بر تخت نشست . و همینطور متون دیگری که نمونه تشبیه بالاتر به پائین ترند . و بی شک این تشبیه به معنی مرتبه فرق کامل بین خالق و مخلوق نیست ( صفات خالق آنقدر نازل شود که دیگر کاملاً شبیه مخلوق شده و هیچ مناسبتی با خالق بودن نداشته باشد ) یعنی نه چهره خدا ونه دست و نه نشستن او مثل چهره و یا دستها و یا نشستن خلق نیست . در مورد هدف از این تشبیه بسیار سخن گفته اند و این بحث گنجایش ذکر آنها را ندارد و آنچه که در اینجا برای ما مهم میباشد اینست که، خداوند تعالی صفاتی را برخود اطلاق میکند که شبیه صفات مخلوقات اوست . و این بمعنی جایز بودن تشبیه کردن خود بالاتر، به پائین تر است . از متون قدسی که براین نوع تشبیه دلالت دارد آنست که ابوهریره از پیامبر (صلی الله تعالی علیه وسلم ) نقل کرده و گفته است : خدای تعالی فرمود اگر کسی با ولی من دشمنی کند من به او (ولی خود ) نیز اجازه جنگ میدهم . هیچ بنده من به چیزی که نزد من از فرایض و واجبات محبوب تر باشد ، به من نزدیک نشده است . و بنده من همواره با نافله ها به من نزدیک میشود ، تا آنکه دوستش بدارم و چون او را دوست بدارم ، گوش او میشوم که با آن میشنود . و چشمش میشوم که با آن می بیند . ودست او میشوم که با آن حمله میکند . و پایش میشوم که با آن راه برود . (صحیح بخاری جلد5 صفحه 2384) در اینجا حق تعالی با حساب علمش به این تشبیه خود را به گوش و چشم و دست و پای بنده تشبیه کرده است . و از جمله این متون نبوی شریف سخن ایشان (صلی الله تعالی علیه و سلم ) است که ( خداوند تعالی در روز قیامت میفرماید : ای فرزند آدم ، من بیمار شدم و تو به عیادتم نیامدی . میپرسد ای پروردگار چگونه عیادتت کنم در حالیکه که تو پروردگار جهانیانی . میفرماید : آیا ندانستی که فلان بنده من بیمار است . و به عیادتش نرفتی ؟ آیا نمیدانستی که اگر به عیادتش بروی مرا نزد او خواهی یافت . ای فرزند آدم ، من از تو طعام خواستم و تو به من طعام ندادی . میپرسد ای خدای من چگونه به تو طعام دهم در حالیکه تو پروردگار جهانیانی ؟ میفرماید : آیا ندانستی که فلان بنده من از تو طعام خواست و تو به او طعام ندادی ؟ آیا نمیدانستی که اگر به او طعام دهی ، آنرا نزد من خواهی یافت ؟ ای فرزند آدم من از تو آب خواستم و تو به من آب ندادی ، میپرسد ای خدای من چگونه به تو آب بدهم در حالیکه تو پروردگار جهانیانی ؟ میفرماید . فلان بنده من ازتو آب خواست و تو آب ندادی . آیا ندانستی که اگر به اوآب بدهی آنرا نزد من خواهی یافت ؟ (صحیح مسلم جلد 4 صفحه 1990 ) و این نیز نص روشن و صریحی است که ، نشان میدهد حق تعالی از آنجا که حقیقت این تشبیه را میداند ، جایز دانسته که خود را به صفات مخلوق خود تشبیه کند و اما یکی از دلایلی که بیانگر جواز تشبیه پائین تر به بالاتر است ، این سخن خدای تعالی است که : ( ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم فمن نکث فانما ینکث علی نفسه و من اوفی بما عاهد علیه الله فسیوُ تیه اجرا عظیما ) (فتح 10) یعنی کسانیکه با تو بیعت میکنند همانا با خدا بیعت میکنند و دست خدا بالای دست آنهاست . پس هرکس عهد خود را بشکند ، به زیان خود شکسته است و هرکس به عهدی که با خدا بسته وفا کند ، خداوند به او پاداشی بزرگ میبخشد . در این آیه وقتی میگوید ، (انما یبایعون الله ...) یعنی همانا با خدا بیعت میکنند؛ باين معنی است که خداوند متعال حضرت رسول ( صلی الله تعالی علیه و سلم)را به ذات متعال خود تشبيه میکند . این آیه به ذهن ميرساندکه (گوئی با خدا بیعت میکنند ). و تشبیهی که خدا در این جایگاه به دات متعال خود میکند بخاطر آنست که ، پیامبر ( صلی الله تعالی علیه و سلم ) در ذات و صفات و افعال خود بطور کامل در ذات و صفات و افعال خدا فنا شده بود . بگونه ای که از او ــ آنطور که میگویند ــ اسم و رسمی باقی نمانده و اثر ونام ونشاني بر جا نبود . از اینرو به نطق حق سخن میگفت نه نطق بشری . و از آن جمله است سخن خدای تعالی که و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی (انفال 17) یعنی هنگامیکه تیر انداختی تو نبودی که تیر انداختی بلکه خدا تیر انداخته است، گویی ایشان (صلی الله تعالی علیه وسلم) در میدان جنگ حضور نداشته و تیر نینداخته است. ویا سخن دیگر خداوند کهقل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمت الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا(زمر 53) یعنی بگو ای بندگان من که اسراف کرده و به این وسیله به خود بد کرده اید از رحمت خدا نا امید نشوید زیرا خدا وند همه گناهان را میبخشد. در اینجا نمیگوید ( قل یا عباد الله: بگو ای بندگان خدا) در حالیکه آنها در حقیقت بندگان خدایند و این به آن خاطر است که شان ایشان (صلی الله تعالی علیه وسلم) شان خدا، امرش امر خدا، مرادش مراد خدا، کلامش کلام خدا، گوشش گوش خدا، چشمش چشم خدا، دستش دست خدا و پایش پای خداست و خود، به خودی خود هیچ نیست. بلکه دائما بدون حلول و اتحاد، در حالت (جمع) وبلکه در حالت (جمع الجمع) است. و حلول و اتحاد از خدای خالق متعالی و رسول مخلوق، عاشق خدا، که در عین عبودیت کامل و شامل برای خداست، دور است. پس سخن پیامبر صلی الله تعالی علیه وسلم در اصل و بر اساس امری ازلی که به زمان خلقت نورش باز میگردد سخن خداست و خداوند، موجودات و افلاک و فرشتگان و مخلوقات را از نور حبیب خود صلی الله تعالی علیه وسلم آفریده است. واز نظر تشبیه عام هم، نصوص و متون زیادی در مورد جایز بودنش آمده همچون سخن خدای تعالی که (محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم) یعنی محمد فرستاده خداست. وکسانیکه با او هستند بر کفار سختگیر و در میان خود مهربانند، تا آنجاکه میفرماید( ذلک مثلهم فی التوراه و مثلهم فی الانجیل کزرع اخرج شطأه) (فتح 29) یعنی مثل آنها در تورات این است . و مثلشان در انجیل نيز همچون کاشته و زراعتی است که جوانه اش را بر آورد. در اینجا اصحاب پیامبر را به زراعت تشبیه کرده است. ویا سخن پیامبر صلی الله تعالی علیه وسلم که ( یاران من همچون ستارگانند که از هر کدام پیروی کنید، راه را میابید). و نیز سخن دیگر ایشان صلی الله تعالی علیه و سلم که :( مثل مومنان در دوستی و مهربانی و عطوفت نسبت به یکدیگر ، همچون پیکره ای است که اگر عضوی از آن به درد آید دیگر اجزا پیکره نیز بیخواب میشوند و به یاری اش می شتابند) . و یا این گفته ایشان که :( مثل اینکه خداوند مرا به علم و هدایت مبعوث ساخته همچون باران فراوانی است که به زمین برسد) . پس همه اسناد و متونی که گفته شد ، برجایز بودن تشبیه ، علیرغم اختلاف ظاهر تأکید میکند . و از همینجاست که پیران طریقت خود را در اقوام خود به انبیا تشبیه کرده اند . و شایسته است که این دلایل رابا عطر حدیث شریف نبوی که به شکلی روشن تشبیه علمای عارف را به انبیا مجاز میدارد ، معطر سازیم . ايشان فرموده است : (علما امتی کانبیا بنی اسرائیل یعنی علمای امت من همچون پیامبران بنی اسرائیل هستند) . و چه کسی به پای پیران طریقت ( قدس الله اسرارهم )میرسد که با بخشش الهی ، دو علم ظاهر و باطن رادر خود گرد آورده اند ؟ پس اگر به دارنده علم کسبی ، عالم میگویند ، در اینصورت مشایخ (علماء العلماء)هستند . زیرا علم کسبی را با علم لدنی و موهبی در خود جمع آورده و در حقیقت عالم بوده و در میان مریدان خود همچون پیامبران در میان امت های خویشند . *مبنای روحی این سخن پاک : مبنا و ریشه روحی که این کلام مبارک از آن استنباط و برداشت شده ، به درب شهر علم محمدی حضرت امام علی ابن ابیطالب کرم الله وجهه و طبیعت آن پیوستگی روحی که ایشان را به حضرت رسول اعظم سیدنا محمد صلی الله تعالی علیه و سلم ار تباط میدهد ، باز میگردد . همگان میدانند که حضرت رسول صلی الله تعالی علیه و سلم ، ا مام علی کرم الله وجهه را در میان یاران گرامی اش برای آموختن باب هایی از علوم روحی قلبی خاص ، اختصاص داده است . علومی که هیچکس نمی تواند آنرا جز به أذن پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم دریافت کند . و احادیث پاک نبوی بسیاری به این علوم و اختصاص امام به این علوم اشاره میکند . مثلاً این سخن ایشان که ( من شهر علمم و علی درب این شهر است و هرکس میخواهد وارد شهر شود باید از درب آن وارد شود ) المستدرک علی الصحیحین جلد3 ص 137 و امام علی کرم الله وجهه خود سخنان بسیاری دارد که نشاندهنده علوم خاصی است که استادش ـــ حضرت رسول صلی الله تعالی علیه وسلم ـــ به او آموخته است . و ازآن میان میتوان به این سخن اشاره کرد (( در اینجا علمی فراوان است ـ و به سینه اش اشاره میکند ـ کاش برای آن حمل کنندگانی می یافتم )) این میراث روحی و علوم روحی ، عبارت است از کاشت اخلاق پاک نبوی ، که سرچشمه اخلاق در ذات امام کرم الله وجهه است . این امردر او صفات یک مرشد ربانی را پدید می آورد که هرکس با او مصاحب شود ، میتواند از علم و حال محمدی که در اوست ، بهره فراوانی ببرد . و برقلب مصاحب ، احوالی پاک فروریزد که با آن او را تزکیه کرده و روحش را پاک سازد . واز احادیث شریفی که بیانگر این حالت تزکیه و تأثیر روحی را که حضرت رسول اعظم صلی الله تعالی علیه و سلم در امام علی کرم الله وجهه قرارداده ، این سخن است که : نگاه کردن به چهره علی عبادت است (المعجم الکبیر جلد 10 صفحه 76 ) حضرت رسول صلی الله تعالی علیه و سلم بخاطر اینکه برای مسلمان در امر خلافت روحی و مرشد ربانی که براساس کتاب خدا ی عزیز ، حکم و داوری کند و آنها را بسوی صراط مستقیم هدایت کند ، راه و دلیل آشکار و روشنی قرار دهد _ یعنی کسی که واجب است بردست او سلوک کنند _ دو ماه قبل از انتقالشان به عالم شهود حق در غدیرخم ، به مردم این پیام را رساند که امام علی کرم الله وجهه مرشد روحی آنها است که بعد از آنکه خودش آنها را ترک کند و به عالم دیگر بشتابد ، وی جایگزینش ، خواهد گردید . از اینرو فرمود : هرکس من مولای اوهستم علی نیز مولای اوست . خدایا با هرکس که با وی دوستی کند ، دوستی کن و با هرکس که با وی دشمنی کند ، دشمنی کن . و این ابلاغ عمومی توسط حضرت رسول صلی الله تعالی علیه و سلم در مورد ولایت امام علی کرم الله وجهه ، اشاره به ولایتی عام و گسترده ، در برگیرنده و مطلق برهمه مسلمانان داشت . این ولایت همان است که حضرت رسول صلی الله تعالی علیه و سلم در روز جنگ تبوک به آن اشاره کرده و به حضرت امام علی کرم الله وجهه فرمود : آیا خرسند نیستی از اینکه تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی هستی ؟ با این تفاوت که بعد از من پیامبری نیست . (صحیح مسلم جلد 4 صفحه 1871 ) پس همانطور که هارون بعد از موسی ، وارث روحی او بوده و پس از وی پیامبر شد، حضرت امام علی کرم الله وجهه نیز چنین نسبتی را با حضرت رسول صلی الله تعالی علیه وسلم ، داشته است . ( البته بجز پیامبر بودن و قانونگذاری شریعت که این امر هم ناشی از ختم دوران نبوت توسط سیدنا محمد صلی الله تعالی علیه و سلم بوده است . ) این مقام و مرتبه امام علی کرم الله وجهه را از نظر ولایت عامه محمدیه( در دعوت خلق و ارشادشان بسوی حق ، با حکمت و موعظه حسنه) در میان قومش ، همچون پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم ، در میان صحابه اش قرار داد . البته پیام پاک نبوی در محدود كردن جانشینی روحی در دست امام علی کرم الله وجهه متوقف نمانده و ایشان به ادامه توارث این جانشینی و نیابت ، که بعدها ( شیخیت در طریقت ) نامیده شد ، در میان اولاد و نوادگان امام از اهل بیت پاک نبوت اشاره کرد ه و میفرماید : (( نزدیک است که مرا فرا بخوانند و من نیز اجابت کنم . و من در میان شما دو چیز باارزش (يعني) کتاب خدا و عترت خود را برجا گذاشتم و همانا\" آن لطیف \" به من خبر داد که آنها هرگز از هم جدا نمیشوند تا آن که برحوض وارد شوند . پس نیک بنگرید که پس از من با آنها چه میکنید . )) پس نتیجه میگیریم ، که تا وقتی ، قرآن باقی است ، وارث روحی محمدی از اهل بیت نبوت هم باقی خواهد بود . و هریک از این وارثان (مشایخ ) در زمان خود بین مسلمانان مثل پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم در میان صحابه اش خواهد بود . زیرا حامل انوار و اسرار و احوال او و اجرای سخنان و اعمال ایشان به شکلی کامل است . و خود پیامبر به این امر اشاره کرده است ، هنگامیکه فرموده اند : حسین از من است و من از حسینم . خداهرکس را که حسین را دوست داشته باشد ، دوست دارد . پس حضرت حسین علیه السلام یکی از فرزندان پاک سلاله نبوی است که حضرت محمد صلی الله تعالی علیه و سلم را در زمان خود نمایندگی میکند و هرکس از او بگیرد ( دستوراتش را اجرا کند ) از پیامبر صلی الله تعالی علیه وسلم ، گرفته و هر کس او را رد کند ، پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم را رد نموده است . هر شیخ در زمان خود سیراب شده از انوار محمدیه (علی صاحبها افضل التحیت و السلام) و صورت محمدیه است که به أذن خدا با نور و برکت پرتو افکنی میکند و نور روحی را در قلب مریدان از انس و جن میکارد . همانا انتقال انوار محمدیه( علی صاحبها افضل التحیت والسلام) شیخ قبلی را به شیخ بعدی ارتباط روحانی بخشیده و کلّ زنجیره مشایخ را تشکیل میدهد ، بدانگونه که گوئی شیخی واحد است و هرمریدی که به یکی از مشایخ سلسله طریقت در زمان خودش مرتبط شود ، گوئی با کل سلسله ارتباط یافته و به این طریق پیران طریقت مانند بستر یک رودخانه برای سیل نورانی محمدی هستند که همان نیروی روحی یا ((همت والا )) است و در خود همه اسرار و علوم و نفحات و قدرت هائی که وارث محمدی (شیخ ) با آن میتواند قلوب مریدان را زنده کند ، گرد آورده است . از اینرو ست که مشایخ صوفیه بسوی گفتن این سخنان رفته اند که در اینجا میخوانیم : * امام ابوحامد غزالی میگوید : ((شیخ در میان قوم خود همچون یامبر در میان امت خویش است . و هرکس که شیخ ندارد ، شیخ او شیطان است . حقیقت یافتگان گفته اند كه هرکس بدون شیخ بمیرد به مرگ جاهلیت( پیش از اسلام) مرده است زیرا (شیخ) به او آموزش میدهد ، راهنمائیش میکند و راه رسیدن به خدای تعالی را نشان میدهد .)) *شیخ احمد رفاعی کبیر قدس الله سره میفرماید : ((شیخ در قوم خود ، همچون پیامبر در میان امت خویش است و شیخ ، فقیر (درویش ) را سلامت میدارد و به امور عالی می رساند . )) * شیخ قطب الدین دمشقی میگوید : ((پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم فرمود (شیخ در میان قوم خود همچون پیامبر در میان امت خویش است ) و فرموده است (علمای امت من همچون پیامبران بنی اسرائیل هستند ) پس همانطور که شیطان نمیتواند به چهره پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم ظاهر شود ، برایش امکان ندارد که بصورت شیخی که پیرو پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم است نیز درآید . پس مرید محفوظ از شیطان می ماند . سخن این بزرگان در حقیقت خلاصه ای است از دو ((پیوستگی روحی )) است که حد وسط میان آنها شیخ طریقت است . و این دو پیوستگی عبارتند از پیوستگی روحی بین شیخ و حضرت رسول صلی الله تعالی علیه و سلم از سویی و پیوستگی روحی بین شیخ و قوم خود از سوی دیگر . در نخستین پیوستگی و ارتباط، شیخ وارث روحی سخنان پاک محمدیه و افعال و احوال او و فانی در نور ایشان صلی الله تعالی علیه وسلم است . و در ارتباط و وابستگی دوم ، شیخِ ولیِّ مرشد قرار دارد که أذن دارد با حکمت و موعظه حسنه ای که ناشی از نور محمدی( علی صاحبها افضل التحیات و السلام) است ، بسوی حق و حقیقت دعوت و ارشاد کند . پس گویی که در قوم خود نسخه دوم حضرت رسول اعظم صلی الله تعالی علیه وسلم است و در سخن و حال و هر گذاشت و برداشت خود به امر او امر میکند و به نهی او نهی مینماید . بمعنی اینکه به مرتبه روحی ای که حضرت رسول اعظم صلی الله تعالی علیه وسلم به امام علی کرم الله وجهه اهدا کرده است ، تحقق میبخشد (یعنی همان جایگاه هارون نسبت به موسی بجز مقام نبوت ) و بدینگونه است که مشایخ در همه امور در میان اقوام خود ، نمودار پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم هستند به غیر از مقام نبوت .
* اینکه( شیخ در میان امت خویش ...) چه آدابی را ایجاب میکند ؟ اینکه مشایخ قدس الله اسرارهم در میان اقوام خویش ، همچون پیامبر در میان امت خویش بوده و مردم را بسوی رسول صلی الله تعالی علیه وسلم دعوت میکند ، برمرید واجب میسازد که همان ادبی را که در مورد پیامبر صلی الله تعالی علیه وسلم رعایت میکند در ارتباط با شیخ خود هم رعایت کند و در نتیجه به واسطه ادب نگه داشتن با شیخ ، در رابطه با رسول صلی الله تعالی علیه وسلم نیزمودب باشد. شیخ عمر سهروردی میگوید : ((مرید صادق باید آگاه باشد و بداند که شیخ در نزد او یاد آور خدا و رسول او (صلی الله تعالی علیه وسلم ) است و آنچه که موجب تکیه او به شیخ میشود همان است که اگر در زمان رسول الله صلی الله تعالی علیه وسلم بود ، موجب اعتماد و تکیه برایشان میشد . )) شیخ ابونجیب ضیاء الدین سهروردی میگوید : ((شیخ در میان قوم خود ، مثل پیامبر در امت خویش است ...و یابه عبارتي ديگررفتار مرید دررابطه با شیخ مثل رفتار صحابه با پیامبر صلی الله تعالی علیه وسلم است که بر اساس آداب مبتني بر آموزه هاي قرآن بوده است؛خدای تعالی میفرماید :(یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله )( حجرات ا)یعنی ای کسانیکه ایمان آورده اید ، از خدا و رسولش پیشی نگیرید و فرموده ( لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی )( حجرات 2)یعنی صدایتان را از صدای پیامبر بلند تر نکنید و فرموده است :(لا تجعلوا دعاءالرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا)(نور 63) یعنی همانطور که یکدیگر را صدا میکنید ، پیامبر را صدا نزنید . و از امور دیگری که بر این حقیقت مترتب میگردد آنست که : مرید به شکلی کامل در هر موضوعی که شیخ امر یا نهی میکند ، از او اطاعت کند ، همانطور که خداوند اطاعت ازحضرت رسول صلی الله تعالی علیه و سلم را واجب کرده و فرموده است : ((و ما آتاکم الرسول فخذوه وما نهاکم عنه فانتهوا ))( حشر 7) یعنی آنچه پیامبر به شما داده را بگیرید و هرچه را نهی کرده رها کنید . زیرا اطاعت مرید از شیخش او را بسوی حضرت رسول صلی الله تعالی علیه و سلم دعوت کرده و شیخ او را جز به چیزی که خیر و مصلحتش در آنست ، امر نمیکند . پس مرید در دستان شیخش باید همچون مرده در دستان مرده شوی باشد که هر طور بخواهد او را جابجا میکند و برمیگرداند و یا درتسلیم کامل ، همچون خاک باشد در زیر پای کسیکه بر او ایستاده و لگد مالش ميكند. شیخ عبدالقادر گیلانی قدس الله سره میفرماید : ((هرکس که بدنبال اصلاح است باید مانند زمین زیر پای شیوخ شود )) همانا راز اینکه مرید باید از شیخ خود همچون صحابه رضی الله عنهم از نبی اکرم صلی الله تعالی علیه وسلم قبل از وفاتش ، اطاعت کند اینست که ، مرید همچون بیماری است در نزد شیخی که پزشک اوست و صحابه اینچنین بودند . وشیخ هیچ امر و نهی ای به مرید نمیکند بجز در اموری که خیر و علاج و رهائيش از بیماری هائی که دارد ، در آن است . زیرا شیخ وارث نور حضرت رسول صلی الله تعالی علیه وسلم است و ایشان صلی الله تعالی علیه و سلم قلوب صحابه را با نوری که خدای تعالی به ایشان بخشیده بود ، طبابت میکرد . همانا اطاعت واجب در اینجا همان اطاعت از ولی امر روحی مرید است . و اطاعت از ولي امر روحي نيز به این خاطر واجب است که اطاعت از پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم واجب است ، زیرا خدای تعالی فرموده :« یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم » (نسا59) یعنی ای کسانیکه ایمان آورده اید ، از خدا اطاعت کنید و از رسول اطاعت کنید و از اولی الامری که از خودتان است . پس هرکس که از شیخ اطاعت کند ، از رسول صلی الله تعالی علیه وسلم ، اطاعت کرده و « هرکس از رسول اطاعت کند ، از خدا اطاعت نموده است » (نسا80) و هر کس از شیخ نافرمانی کند ، از حضرت رسول صلی الله تعالی علیه وسلم ، نافرمانی کرده و هرکس از رسول صلی الله تعالی علیه و سلم نافرمانی کند از خدا نافرمانی نموده است . و از دیگر اموری که براین حقیقت مترتب میگردد ، اینست که مرید نباید هیچکس را در محبت شیخ ، استمداد از او و دل بریدن از هرچیزی به خاطر او ، شریک شیخ بداند . شیخ ابن انبوجه تیشتی میگوید : مرید باید در شریعت پیامبرخود صلی الله تعالی علیه و سلم نیک بیاندیشد . پس اگر مرتبه و مقام پیامبر خود صلی الله تعالی علیه وسلم را با مرتبه پیامبران و رسولان دیگر در محبت و تعظیم و استمدا د و دل از دیگران بريدن بخاطر او و قانونگذاری (شریعت ) یکی بداند ، این نشانگر اینست که کافر خواهد مرد . مگر اینکه محبت الهی شامل او شده و عنایت ربانی او را دستگیری کند . حال اگر این را دانستی ، پس مرید باید با شیخ خود همچون پیامبرخود در تعظیم و بزرگداشت و محبت و استمداد و دل کندن از همه چیز ، بخاطر او باشد و هیچکس را با او در این امور همسان ندیده و کسی را با او شریک نسازد . و از دیگر آدابی که برای مرید در ارتباط با شیخش وجود دارد آنستکه، از شیخ سئوال نکند و همواره ساکت باشد و برای کسی و با کسی سخن نگوید . مگر اینکه شیخ با او سخن گفته و او جواب فقط ایشان را بدهد . و بخاطرهمتائی شیخ با پیامبری عمل کند که فرموده است : «مرا رها سازید (و سئوال نکنید ) در مورد چیزی که خود در باره آن برای شما سخن نگفته ام . ولی اگر برایتان از چیزی گفتم ، آنرا بگیرید . پیش از شما کسا نی بودند كه بخاطر زیاد پرسیدن و مخالفت با پیامبرانشان هلاک شدند . » و اگر شیخ از مرید سئوال کرد باید با صدای واضح و کوتاه وتنها به اندازه ای که جواب آن سئوال باشد، پاسخ بگوید . تا به این سخن خدای تعالی عمل کند که : «یا ایها الذین آمنوا لاترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی و لا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض ان تحبط اعمالکم و انتم لا تشعرون »(حجرات2) یعنی ای کسانیکه ایمان آورده اید ، صدایتان را از صدای پیامبر بلند تر نکنید و با او مانند سخن گفتن با یکدیگر با صدای بلند سخن نگوئید . زیرا با این کار اعمال خوبتان بدون اینکه بدانید ، باطل میشود . مرید باید بداند اگر بدون اجازه شیخ یا با زیاده روی در حضور شیخ ، سخن گفته و یا در جائیکه او نشسته ، صدایش را بلند کند ، تأ ثیر سلبی در قلبش ایجاد میگردد ( یعنی از قلبش چیز باارزشی کم میشود .) شیخ عمر سهروردی میگوید : « زیباترین ادب مرید با شیخ ، سکوت ، خاموشی و بی حرکتی است . تا آنکه شیخ اورا به سخن یا کاری که صلاح وی در آنست ، امر کند . » در ضمن مرید نباید در حضور شیخ ، به انجام اوراد خود بپردازد . بلکه باید با پیروی از یاران گرامی حضرت رسول صلی الله تعالی علیه وسلم در هنگامیکه در محضر پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم بودند ، کاملاً ساکن و بی حرکت باشد . و رعایت آدابی غیر از این که باید در حضور شیخ بجا آورد و شرح آن بطول خواهد انجامید . آداب دیگری نیز وجود دارد که مرید باید در حالت غیاب شیخ ( یعنی زمانیکه شیخ از نظر ظاهری حضور ندارند ) رعایت کند . مانند اینکه : مرید باید معتقد باشد شیخش در هر زمان و مکانی با اوست و از اینرو میتواند در همه امورش موثر بوده و درآن تصرف و دخالت داشته باشد . پس شیخ از خود مریدان ، به آنها نزدیکتر بوده و نسبت به آنها ولایت و اولویت دارد . همانطور که « النبی اولی بالمومنین من انفسهم » (احزاب 6) یعنی پیامبر نسبت به مومنان از خودشان نزدیکتر و سزاوارتر است . *از ثمره های این اعتقاد : محال است که کسی بتواند ثمره های روحی این اعتقاد را که حضرت رسول اعظم صلی الله تعالی علیه و سلم از خود باقی نهاده بشمارد . اما در اینجا به گزیده ای از آنها در سخنان مشایخ اشاره میکنیم : *شیخ احمد رفاعی کبیر قدس الله سره میگوید : « مشایخ نزد مریدان همچون قبله اند ، و نگاه کردن به چهره شیخ به دین و عقل و ایمان می افزاید و از بلا در امان نگاه میدارد » و میگوید « مرید به اندازه مودب بودن و حفظ و مراقبت از درون خود از خداوند بهره دریافت میکند » و میگوید « هرکس بدون شیخ ذکر خدا کند ، نه خدا برایش حاصل میشود نه پیغمبر و نه شیخش » * شیخ عبدالوهاب شعرانی میگوید : « فایده شیخ ، کوتاه کردن راه مرید است . هرکس بدون شیخ سلوک کند سرگردان میشود . عمرش راپشت سرميگذارد بدون اینکه به مقصودش برسد . زیرا شیخ مثل راهنمای حجاج بسوی مکه در شب تاریک است . » * شیخ تاج الدین ابن زکریای عثمانی میگوید : « هرکس محبتش به شیخش غالب شود ، بواسطه محبت شیخش منظور نظر الهی میشود . زیرا خداوند به نظر بخشش و محبت به قلوب اولیا نگاه میکند و آنگاه بواسطه قرار داشتن محبت او در قلب شیخ ، آثار رحمت و فیض ربانی را یکی پس از دیگری بر او نازل میکند و پذیرش شیخ نشانه پذیرش خدای تعالی و پیامبر او صلی الله تعالی علیه و سلم است . » از خلال این بحث امور ذیل روشن میگردد : *منظور از این جمله آنست که شیخ طریقت در هرزمان و در همه امور نشانگر پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم است بجز پیامبری .
* تشبیه در شریعت اسلامی جایز است . خواه تشبیه بالا به پائین یا بالعکس باشد و به همین خاطر تشبیه شیخ به پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم نیز جایز است . *مبنای روحی این تشبیه نزد پیران طریقت ، همان پیوند روحی ای است که میان حضرت رسول اعظم صلی الله تعالی علیه و سلم و امام علی کرم الله وجهه قرار دارد . این جانشینی روحی ، وکالت و نمایندگی و نیابتش از سوی پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم درامر ولایت و د عوت و ارشاد و اعطای منزلتی نظیر نسبت هارون به موسی ، از جانب ایشان بروشنی بیان شده و سپس وراثت دائمی این مرتبه و مقام در ذریه و فرزندان پاک پیامبر تا روز قیامت . پس این منزلت همان «مرتبه و مقام شیخ میان قومش همچون پیامبر در امت خود» میباشد .
* آنچه که بر این مرتبه روحی نزد شیخ مترتب است ، و باید رعایت شود ، اینست که : مرید در پیشگاه شیخ همچون مرده در دست مرده شوی باشد که هرطور میخواهد او را حرکت میدهد و جابجا میکند و یا مثل خاک تسلیم کامل در زیر پای کسی که لگدش میکند ، به این معنا که باید شیخ را دوست داشته باشد . از او اطاعت کند و در حضور او محبت و اطاعت و ادب تمام و کمال را رعایت کند . همانطور که صحابه با حضرت رسول صلی الله تعالی علیه و سلم عمل میکردند . و این محبت و اطاعت به مثابه و معنای محبت و اطاعت ، نسبت به خود حضرت رسول صلی الله تعالی علیه و سلم است
.


صحبت صالحان . . .

آنچه خوش معنی است خوش پیدا شود        
             وانچه بی معنی است خود رسوا شود
رو به معنا کوش ای صورت   پرست                       زانکه   معنا بر تن صورت پرست
همنشین    اهل    معنا   باش    تا                           هم  عطا    یابی   و هم   باشی    فتی
جان بی معنی در این تن بی خلاف                            هست همچون تیغ چوبین در غلاف
تیغ   در   زراد خانه   اولیاست                               دیدن   ایشان   شما  را   کیمیاست
جمله   دانایان   همین   گفتند همین                               هست     دانا      رحمت اللعالمین
یک زمانی صحبتی   با اولیا                                      بهتر از صد ساله طاعت بی ریا
گر تو سنگ صخره و مرمر بوی*چون به صاحب دل رسی گوهر شوی
مهر پاکان در میان جانشان                                       دل مده الا به مهر دل خوشان
کوی نا امیدی مرو امیدهاست                                   سوی تاریکی مرو خورشیدهاست
دل تو را در کوی اهل دل کشد                                 تن تو را در حبس آب و گل کشد
دست زن  در  ذیل  صاحب دولتی                                 تا  ز  افضالش  بیابی  رفعتی
صحبت   صالح   تو را صالح   کند                           صحبت   طالح   تو را  طالح   کند
..........
........
......
....
...
..
.
یا رب آن تمییز ده ما را بخواست                         تا شناسیم آن نشان کژ ز راست
حس را تمییز دانی چون شود؟                       آنکه حس ینظر بنور الله بود
هست تفصیلات تا گردد تمام                      این سخن لیکن بجو  تو والسلام


جملات زیبا

 
..........................................................................
 
. .
 
..........................................................................
 
با کسی زندگی کن که مجبور نباشی
یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی . . .
 
..........................................................................
 
انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست ؛
بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد . . .
 
..........................................................................
 
مردمی که گل ها را دوست میدارند خود از ان گل ها دوست داشتنی ترند . . .
 
..........................................................................
 
تهمت مثل زغال است اگر نسوزاند سیاه می کند . . .
 
..........................................................................
 
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است . . .
 
..........................................................................
 
دوره ، دوره آدم هایی ست که همخواب هم می شوند
ولی هرگز خواب هم را نمی بینند . . .
 
..........................................................................
 
خداوندا به مذهبی ها بفهمان که مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید
پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد
"دکتر علی شریعتی"
 
..........................................................................
 
اگر گیاهان صدایی نداشته باشند
به معنای آن نیست که دردی ندارند . . .
 
..........................................................................
 
اگرمیخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد
باور محال بودنش را عوض کن . . .
 
..........................................................................
 
برنده می گوید مشکل است ، اما ممکن
و بازنده می گوید ممکن است ، اما مشکل . . .
 
..........................................................................
 
آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند . . .
 
..........................................................................
 
حتی اگر بهترین فرد روی کره زمین هستید به خودتون مغرور نشوید
چون هیچ کس از شخصی که ادعا می کند خوشش نمی آید . . .
 
..........................................................................
 
من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم
هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام . . .
"بیل گیتس"
 
..........................................................................
 
تنها راه کشف ممکن ها ، رفتن به ورای غیر ممکن ها است . . .
(آرتور کلارک)
 
..........................................................................
 
ژوبرت :
" برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم ،
اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم ، احتیاج به جوانی دارم " . . .
 
..........................................................................
 
دوست تو کسی است که هرگاه کلمه "حق" از تو شنید ، خشمناک نشود . . .
 
..........................................................................
 
معبودا !
به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند . .
 
..........................................................................
 
 
تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را
(امام علی علیه السلام)
 
..........................................................................
 
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می کوبد رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست ، زنده باش . . .
 

..........................................................................
 
یادها فراموش نخواهند شد ، حتی به اجبار
و دوستی ها ماندنی هستند ، حتی با سکوت . . .
 
 
..........................................................................
 
 
 
مترسک عروسک زشتیست که از مزرعه مراقبت میکند
و آدمی مترسک زیباییست که جهان را می ترساند . . .
 
..........................................................................
 
دوستی کلام زیباییست که هرکس درکش کرد ، ترکش نکرد . . .

..........................................................................

 
زندگی قانون باور ها و لیاقتهاست ، همیشه باور داشته باش
لایق بهترین هایی . . .
 
..........................................................................
 
اگر مایلید پیام عشق را بشنویم ، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم . . .
 
..........................................................................
 
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب . . .

..........................................................................
 
زندگی یعنی :
ناخواسته به دنیا آمدن
مخفیانه گریستن
دیوانه وار عشق ورزیدن
و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد ، مردن . . .

..........................................................................
 
زن مانند شیشه ی ظریف و شکستنی است
هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید ، زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند . . .
 
..........................................................................
 
آموخته‌ام که هیچ‌گاه نجابت و تواضع دیگران را به حساب حماقت‌شان نگذارم . . .
 
..........................................................................
 
پیروزی یعنی :
توانایی رفتن از یک شکست ، به شکستی دیگر
بدون از دست دادن اشتیاق . . .
 
..........................................................................
 
مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست
 
..........................................................................
 
خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند
نه دینشان را برای دنیاشان
(دکتر علی شریعتی)
 
..........................................................................
 
 
کسی باش که عمری با تو بودن ، یک لحظه ، و لحظه ای بی تو بودن ، یک عمر باشد . . .
 
..........................................................................
 
آدرس موفقیت : بزرگراه توکل ، بلوار آرامش ، خیابان آزاده
میدان عمل ، مجتمع نشاط ، واحد پشتکار ، پلاک 20 ، منزل خوشبختی
 
..........................................................................
 
زندگی ارزش دویدن دارد ، حتی با کفشهای پاره !


نصیحت عالم

گویند ناصر خسرو در یکی از سیر و سفرهایش گذرش به  دیار کردها افتاد . به منزلی نازل شد  و مهمان کردی شد . شب هنگام صدای ضجه ای از بین کوه امد از صاحب خانه سوال کرد صدای ضجه از کوه میاید . صاحب خانه گفت که صدا از ان مردی است که زن و بچه اش را در حادثه ای از دست داده است . . ان مرد مصیبت زده  بعد از این حادثه رفت کوه در غاری ساکن شد .صاحب خانه گفت که اهالی این محل هر وقت  که این ناله و ضجه  را می شنوند  متوجه میشوند که این مرد هنوز زنده است . و نمرده است. ناصر خسرو گفت صبح علی الطلوع میرویم نزدش و از احوالش جویا می شویم . صبح هنگام  ناصر خسرو سراغ ان مرد را گرفت  . دید مردی با موی پریشان بر روی تخته سنگی نشسته و  در عالم خود است . ناصرخسرو را دید  و ازرده شد  و گفت ای مرد برو مرا تنها بگذار . ناصر خسرو  جوابداد ای مرد اجازه بده سخنی با شما دارم داستان زندگی تلخ ات  را شنیدم ولی  لحظه ای به سخنانم گوش کن . مرد گفت سخنت را بگو . ناصر خسرو گفت من نیز چون تو  عاشقی دلسوخته ام . ولی برای یافتن عشقم . دنیا را می گردم اگر مایلی تونیز بهمراه من بیا . تا  با دیدن لبخندی  از ادمها  دلت مسرور گردد و یا با سخنی از انسانی دلت گرم شود . تنهایی سنگینی درد  را دو چندان میکند . مرد اندیشه ای کرد  و موافقت کرد .  بعد از چندین سال ان مرد  را دیدند  دست زن بچه اش را گرفته  به  روستای خود ش امد  و به اهالی گفت سخنان ناصر خسرو او را از انزوا نجات داد و ار نصیحت اش بهره بردم . و ازدواج جدید  و اولاد تا حدودی از رنج هایش را التیام بخشید .

سیرت مولانا از درگاه  طریقت کسنزان

روزی مولانا از کویی می گذشت. دو بیگانه را دید که نزاع می کردند. یکی به دیگری می گفت: اگر یکی به من بگویی، هزار تا می شنوی. مولانا پیش رفت و گفت: بیا هر چه خواهی به من گوی که اگر هزار بگویی، یکی هم نشنوی. هر دو خصم سر در پای او نهادند و صلح کردند.

آغاز شیدایی

تولّد دوباره مولانا در لحظه ای بود که با شمس تبریزی آشنا شد. شمس الدین محمّد بن علی بن مَلک داد، از تبریزیان و شوریده ای از شوریدگان عالَم و رندی از رندان عالَم سوز بود. مولانا درباره اش گفته است:

شمس تبریز، تو را عشق شناسَد نه خِرَد.

در تاریخ آمده که شمس در 27 جمادی الثانی سال 642 ق وارد قونیه شد و در 21 شوّال 643 ق از قونیه بار سفر بست و بدین سان، حداکثر شانزده ماه با مولانا دمخور بوده است.

ملاقات با شمس

روزی شمس تبریزی وارد مجلس مولانا شد. مولانا در کنار حوضی نشسته بود و چندین کتاب در برابر داشت. شمس می پرسد: این چه کتاب هایی است؟ مولانا می گوید: قیل و قال است. شمس می گوید: تو را با این ها چه کار؟ و سریعا دست دراز کرده و کتاب ها را به حوض می افکند.

مولانا با اضطراب می گوید: هِی درویش، چه کردی؟ شمس دست به حوض بُرده و کتاب ها را یک به یک بیرون می کشد، بدون این که آب به آن ها رسیده باشد. مولانا می پرسد: این چه سرّی است؟ شمس می گوید: این ذوق و حال است که تو را خبری از آن نیست.

از این ساعت حال مولانا دگرگون شده و به شوریدگی می گراید و تمامی درس و بحث را به کناری نهاده و شبانه روز در رکاب شمس به خدمت می ایستد.

هدیه شمس

درباره شمس و مولوی، و داد و ستدی که میان آن دو صورت گرفت، سخن بسیار می توان گفت: هدیه شمس به مولوی، عشق و رندی بود؛ همان گوهری که مولانا هرگز آن را در صرف علوم و دانش های رسمیِ زمانِ خود نیافته بود.

مولانا پس از ملاقات با شمس، دگرگون گشت. مجلس درس و وعظ را به یک سو نهاد و دریافت که از جذبه شوق شمس و سخنان آتشین و گرمی بخش او، راه وصول به سرچشمه کمال حقیقی و معرفت واقعی را بازیافته است.

غروب شمس

علّت رفتن شمس تبریزی از قونیه روشن نیست. این قدر هست که مردم، جادوگر و ساحرش می دانستند و اهل زمانه ملامتش می کردند و بدین گونه، جانش در خطر بوده است. پس از رفتن شمس، مولانا به درد فراق مبتلا شد و غزل های پُرشوری در فراق او سرود. «دیوان کبیر» یا «دیوان شمس» حاصل همین حالات مولاناست.

شمس پس از مدّتی دوباره به دعوت مولانا به قونیه بازگشت. این بار مصاحبت با وی، مولانا را چنان مشغول داشت که دیگر مجالس درس و بحث تشکیل نمی داد. این تغییر حال موجب اعتراض و حتی غوغای گروه هایی از مردم قونیه شد، به گونه ای که ناگزیر به سال 645 ق شمس از قونیه غایب گردید و دانسته نشد که به کجا رفت.

مثنوی معنوی

گزارش گران زندگی مولانا، همه اتّفاق دارند که مولانا به پیشنهاد و پی گیری حسام الدین چَلَبی ـ که یکی از مریدانش بود ـ مثنوی را سرود. علّت سرودن این اشعار این بود که یاران مولانا، برای درک معانی عارفانه، آثار سنایی و عطّار را می خواندند و حسام الدّین می دید که جوشش ذهن مولانا در مرتبه ای فراتر از آن هاست. پس شبی در خلوت به مولانا پیشنهاد سرودن اشعاری کرد و همان وقت مولانا از گوشه دستارش کاغذی بیرون کشید که 18 بیت سرآغاز دفتر اوّل که همان نی نامه است، بر آن نوشته شده بود. سرودن مثنوی بدین سان آغاز گشت و از آن پس، سال های سال شب ها حسام الدّین پایِ سخن مولانا می نشست، مولانا می سرود و او ثبت می کرد، باز سروده ها را برای مولانا می خواند و گاه این کار تا نماز بامداد به طول می کشید.

مثنوی در یک نگاه

مولانا جلال الدین محمد، مثنوی را در شش دفتر گردآورد و مجموع ابیات آن از 26 تا 27 هزار بیت است و گاه به 32 هزار بیت نیز می رسد که این تعدادِ اضافی، الحاقی است.

این کتاب، چند بار به زبان های بیگانه نیز ترجمه شده که مهم ترین آن ها، ترجمه و شرح مثنوی توسط رینولد نیکلسون، ترجمه خلاصه داستان های مثنوی توسط ونیفیلد به زبان انگلیسی، و نیز ترجمه منتخباتی از مثنوی به زبان آلمانی است.

اهمیت مثنوی

مثنوی معنوی، معروف ترین مثنوی زبان فارسی است. استاد محمّدرضا شفیعی کَدْکَنی می نویسد: «مثنوی معنوی جلال الدّین مولوی، بزرگ ترین حماسه روحانی بشریت است که خداوند برای جاودانه کردن فرهنگ ایرانی، آن را به زبان فارسی هدیه کرده است و هنوز بشریت در نخستین پلّه های شناخت این اثر ژرف و بی همتاست».

از آن جا که مثنوی یک پدیده استثنایی است و در آن سخن آفرینی در مرتبه کمال است، در و دیوارش بوی خداوند می دهد و به همین دلیل، درد آشنایی که با او همراه می شود، بهترین لحظه های عُمر خود را در این همراهی جست وجو می کند؛ جست وجویی که نِی نالان مولانا با زبانی آتشین سر می دهد و انسان را بی قرار و بی قرارتر می سازد.

مولوی و قرآن

در میان متون عرفانی، کم تر کتابی است که به اندازه مثنوی، سخن از قرآن و مقام آن گفته باشد. مولانا این سیره پسندیده را در آثار دیگر خود نیز دارد، ولی مثنوی ِ او، چنان شیفته قرآن و آرزومند معانی آن است که به هر مناسبتی، به حضرت او راه می یابد و اشارتی بدان می کند.

مولوی پس از وازدگی و بی میلی نسبت به علوم رسمی، همه آمال خود را در وحی می جست و به چشمِ دل می دید که حقیقت را جز از این طریق، صید نتوان کرد.

چون که در قرآن حق بگریختی          با روان انبیا آمیختی

هست قرآن حال های انبیا          ماهیان بحر پاک کبریا

(دفتر پنجم)

جاودانگی قرآن

مولوی، هم قرآن را تا ابد باقی می داند و هم دشمنان آن را فانی و سست نهاد؛ زیرا از زبان قرآن خطاب به طعن زنان و مخالفان می گوید:

تا قیامت میزند قرآن ندا            ای گروهی جهل را گشته فدا
که مرا افسانه میپنداشتید            تخم طعن و کافری می کاشتید
خود بدیدید آن که طعنه می زدید          که شما فانی و افسانه بدید
من کلام حقم و قائم به ذات        قوت جان ، جان و یاقوت ذکات
نور خورشیدم فتاده بر شما       لیک از خورشید ناگشته جدا
تک منم نبوغ آ آب حیات       تا رهانم عاشقان را از ممات


(دفتر سوم)

مولانا با اشاره به آیه 9 سوره حجر «که همانا ما قرآن را بر تو نازل کردیم و خود ما هم نگاهبان آنیم» می گوید:

 
  مصطفی را وعده داد الطاف حق            گر بمیری تو ، نمیرد این سبق
من کتاب و معجزه ات را رافعم
«بیش و کم کن» را ز قرآن مانعم
کس نتاند بیش و کم کردن در او
تو بِهْ از من حافظی دیگر مجو
تا قیامت باقی اش داریم ما
تو مترس از نَسخ دین ای مصطفی

(دفتر سوم)

محبّت

جلال الدین محمّد مولوی، به راستی پیام آور محبّت است. او کینه و کینه توزی را از صفات جهنمیان می داند و کینه توزان را خصم دین می شمارد.

کین مدار، آن ها که از کین گمرهند
گورشان پهلوی کین داران نهند
اصل کینه دوزخ است و کین تو
جزو آن کل است و خصم دین تو

(دفتر دوم ـ ابیات 273و274)

مولانا محبت را مرکز و محور اصلی فعالیت های یک انسان آگاه و شریف می داند.

از محبت تلخ ها شیرین شود
از محبت مس ها زرین شود
از محبت دُردها صافی شود
از محبت دَردها شافی شود

(دفتر دوم ـ ابیات 31ـ1529)

محبت به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله

پایگاه و خاستگاه اعتقادی جلال الدین محمّد در مثنوی، فرهنگ و معارف اسلامی است و همین امر موجب شده است که بسیاری از اشعار مولانا به مثابه نردبانی برای عروج روحانی آدمی به شمار آید. یکی از ویژگی های مثنوی معنوی، آشکار شدن عشق و محبت عمیق مولوی به مولی الموحدین علی بن ابی طالب علیه السلام و آل علی و خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله است.

ای علی که جمله عقل و دیده ای
شمّه ای واگو از آن چه دیده ای
تیغ حِلمت جان ما را چاک کرد
آب علمت خاک ما را پاک کرد
چشم تو ادراک غیب آموخته
چشم های حاضران بردوخته
راز بگشا ای علی مرتضا
ای پس ازسوءُالقضا، حُسن القضا
چون تو بابی آن مدینه علم را
چون شعاعی آفتاب حلم را
باز باش ای باب رحمت تا اَبَد
بارگاه مالَهُ کُفْوا اَحَد

انسان در نظر مولوی

مولانا در سراسر مثنوی از انسان کامل سخن می گوید و این که هر انسان باید تلاش کند که به سوی کمال گام بردارد. او خطاب به انسان، این شاهکار آفرینش می گوید:

ای برادر تو همه اندیشه ای       ما بقی همه استخوان و ریشه ای

انسان در چشم مولوی موجودی است دارای کمالاتِ بی نهایت که با داشتن گوهری به نام اختیار، شایسته مقام «کرّمنا» گردیده است؛ سلطنتی که هیچ موجودی در دریا و خشکی توفیق دست یابی بدان را نداشته است و این منزلت، تنها برای او و با موهبت الهی حاصل شده است. هیچ دژی او را محبوس نمی سازد و هیچ قیدی او را زمین گیر نمی کند. اگر جسمش را به بند کشند، او در خویش سفری می آغازد که گستره آن همه هستی را فرامی گیرد.

به نظر مولانا، آن چه بیش از هر چیز برای آدمی اهمیّت دارد و جانِ همه علوم است، این است که بداند «خود کیست؟» و عدم آگاهی بر این موضوعِ ژرف و مهم، او را در زمره ستم کاران و جاهلان قرار می دهد.

حکایتی از مثنوی

آن یکی نحوی به کِشتی درنشست
رو به کِشتی بان نهاد آن خودپرست

این حکایت درباره عالِم علمِ نحوی است که چون در کشتی می نشیند، از کشتی بان می پرسد که آیا هیچ با علمِ نحو آشناست؟ وقتی کشتی بان جواب منفی می دهد، او می گوید: نیمی از عُمرت ضایع و بر فناست. چندی بعد، کِشتی به گرداب طوفان می اُفتد. کشتی بان از عالِم می پرسد: آیا شنا کردن می دانی؟ وقتی عالم پاسخ منفی می دهد، می گوید: پس کُلّ عمرت ضایع و بر فناست.

در این حکایت، عالِمِ نحو، نماد انسان های مغرور و خودپسند است و کشتی بان، نماد انسان هایی که دلشان را در راه حق پیراسته و از اسرار عوالم غیب آگاهی دارند.

غروب مولان

در چهار سال آخر زندگی، مولانا گرایشی به خاموشی داشته است. نیم قرن سفر کردن، آموختن، خواندن، اندیشیدن، گفتن، سرودن و نوشتن، رنج ها دیدن و نرنجیدن، مولانا را فرسوده کرده بود.

آخرین شب زندگی را مولانا در تب سوزان گذراند، ولی بیم مرگ در چهره او نبود، زیرا مرگ جسم، برای پیوستن روح به آزادی و جاودانگی بود.

غروب روز یکشنبه پنجم جمادی الثانی 672 ق، در یک شام گاه سرد اواخر پاییز، آفتاب وجود مولانا در افق شهر قونیه فرونشست. جسم دردمند و سوزان مولانا سرد شد، بی آن که وجود حقیقی اش بیمرد. او امروز سرشار از زندگی، من و شما را در این گفتارها و دفترها به هم پیوند می دهد، و با من و شما در گفت و گوست. روحش شاد


بر گرفته از کتاب ارزشمند  پله پله تا ملاقات با خدا

تالیف دکترعبدالحسین زرین کوب